سوره سینما

پايگاه خبری تحلیلی سینمای ایران

logotext
تاریخ انتشار:۲۳ بهمن ۱۳۹۵ در ۲:۰۰ ب.ظ چاپ مطلب
بحث بر سر فرم و محتوا در سینما با صلح جو و دهقان پور:

سینمایی که باعث تفکر نشود، سینما نیست/ فیلم باید هم جذاب باشد هم پرمفهوم

solhju-dehghan

«چشم شب روشن» با اجرای محمد صالح علا، با حضور اکبر نبوی در بخش سینما میزبان طهماسب صلح جو منتقد و نویسنده سینمایی و حمید دهقان پور استاد دانشگاه بود.

به گزارش سوره سینما، میز سینمایی «چشم شب روشن» به مقوله هایی چون فیلمنامه، روایت و فرم و محتوا در سینمای ایران اختصاص داشت.

داستان به خودی خود وجود ندارد

صلح جو در این گفتگو با بیان اینکه آن چیزی که شالوده درام را می سازد کشمکش خیر و شر است، گفت: من می گویم داستان به خودی خود وجود ندارد، بلکه با روایت است که متبلور می شود و طرز گفتن آن قصه است که اهمیت دارد؛ کسی قصه را شیرین و دلنشین و با آب و تاب تعریف می کند و همه مجذوبش می شوند. بعضی وقتها هم کسی دیگر قصه را با لکنت بیان می کند طوری که مخاطب اصلا نمی فهمد چه شد.

وی یادآور شد: در سینمای پس از انقلاب، چون الگوها و قراردادهای روایت داستان به شیوه فیلم فارسی را فیلمسازان نپذیرفتند و مدیران هم به این طرز فکر دامن زدند، همه دنبال مدل روایت جدیدی گشتند، روایتی که شبیه روایت الگوی فیلم نیست.

لکنت فیلمسازان جوان در روایت

این منتقد تصریح کرد: متاسفانه فیلمسازان جوان و جدید در این روایت، لکنت دارند. اتفاقا موضوعات خوبی انتخاب می کنند، دستمایه های خوبی دارند ولی نمی توانند روایت قوی و منسجمی داشته باشند. یکی از مهم ترین عناصر روایت شخصیت پردازی است اما وقتی به لحاظ پاره ای ممنوعیت ها و ملاحظات نمی توان شخصیت را به درستی تعریف کرد، در روایت داستان مشکل ایجاد می کند.

صلح جو تأکید کرد: وقتی قهرمان پروری در فیلم ها حذف شد، قصه آنطور که باید دلنشین نیست. ما بعد از انقلاب، صاحب یک ژانر فیلمسازی شدیم و آن ژانر جنگی است. شالوده داستانی که شما نقص های آن را می بینید از همین نقاط است که آسیب می بیند.

سینما یک هنر خلاقه است

در ادامه دهقان پور نیز در سخنانی گفت: وقتی درباره هنر سینما صحبت می کنیم، درباره یک هنر خلاقه حرف می زنیم. هنگامی خلاقیت پدید می آید که ما فرم و محتوا داشته باشیم. بنابراین آن چیزی که در سینمای ما اهمیت دارد و آرام آرام بعد از ۳۵ دوره جشنواره فیلم فجر امروز به آن می رسیم، این است که شیوه روایت را یاد بگیریم.

وی ادامه داد: همه قصه ها را می شود روایت کرد، اما چگونه روایت کردن مهم است. در یک اثر دراماتیک، چگونه شخصیت پرورش دهیم، دیالوگ به وجود بیاوریم، دیالوگهای پرمعنا داستان را جلو ببرند، شخصیت ها را افشا کنند و… اگر این عناصر درام که از کهن الگوها سرچشمه می گیرد نادیده بگیریم، سینمای ما نمی تواند، قصه گو و داستان گو باشد.

مضامین در درون داستان نهفته هستند

این استاد دانشگاه یادآور شد: در حالی که در همه دنیا سینما، قصه گو است و نمی شود قصه و داستان را از سینما جدا کرد. مضامین نیز در درون داستان نهفته هستند و حین نگارش رشد پیدا می کنند.

صلح جو در این باره گفت: من درباره حرفی که آقای دهقان پور می زند این استنباط را دارم که برخی مواقع مضمون را جار می زنند و شعارش می دهند و به زور می خواهند آن را در گوش و چشم تماشاچی کنند. مهم این است که قصه درست گفته شود، اگر خوب قصه گویی انجام شود، تماشاگر مضمون را می پذیرد.

مدیریت سینما فیلمسازان را مجبور به شعاردادن کرد

وی افزود: اما مدیریت سینمای سالهای بعد از انقلاب، اگر مضمون را شعار نمیدادی و روی پیشانی شخصیت نمی نوشتی، نمی پذیرفت و می گفت پس مضمون کجاست؟ این مدیریت اجازه نمیداد حرفها از بین درام شکل بگیرد.

این منتقد با بیان اینکه شعار چیز بدی نیست اما وقتی اشکال پیدا می کند که آن را در اثر هنری حقنه کنی، ادامه داد: اثر هنری همان شعار و مضمون را طوری به تماشاگر منتقل می کند که انگار دریافت شخصی خود تماشاگر است.

در ادامه نبوی به طرح این پرسش پرداخت: سینمای جدیدی در دهه ۶۰ متناسب با تمنای جامعه شکل گرفت و این سینما به خارج از مرزها راه پیدا کرد، از جمله آثار عباس کیارستمی، کیانوش عیاری، ابراهیم فروزش و… اگر بخواهیم عناصر شاخص و برجسته دهه ۷۰ را مرور کنیم، به چه نکاتی اشاره می کنید؟

صلح جو در این باره تصریح کرد: اگر بخواهم روی سینما ارزشگذاری کنم، سینما را در مقابل مخاطب می سنجم. اینکه محصولات سینمایی چقدر با تماشاگر ارتباط برقرار می کنند و با فکر تماشاگر همراه می شوند؟ اینگونه هم فیلمهای نخبه پسند و هم عامه پسند جایی برای بحث پیدا می کنند.  تغییر و تحولات سینمایی را نمی شود با دهه ها مشخص کرد.

سینمایی که باعث تفکر نشود، سینما نیست

دهقان پور نیز در این زمینه گفت: من اگر بخواهم دهه ۷۰ را بررسی کنم، در این دهه می بینید که آقای مهرجویی، «بانو»، مجید مجیدی «بدوک»، باکیده «پوتین»، کیارستمی «زندگی دیگر هیچ» و آقای بیضایی «مسافران» را می سازد. ساختن این فیلمها سبب می شود مخاطب ما ساده پسند نشود و وادار به فکر شود. من وقتی «مسافران» را می بینم نمی توانم راحت از سینما بیرون بیایم و درگیر تفکر می شوم. چون سینمایی که این تاثیر را نداشته باشد، اصلا سینما تلقی نمی شود.

وی افزود: با پایان جنگ، در این دهه فیلمهای ضدجنگ هم ساخته شد، به این معنا که ابعاد دیگری از جنگ را نمایان کردند.

تمام فیلمهای سینمای ایران ضدجنگ است

نبوی نیز در این باره گفت: تمام فیلمهای سینمای ایران ضدجنگ است، تمام شعرهایی که در این باره سروده شده ضدجنگ است و تمام نوحه های آهنگران ضدجنگ است.

صلح جو نیز با اعلام موافقت با این نظر بیان کرد: ما در نهایت می خواسته ایم در این فیلمها آسیبهای جنگ را نمایان کنیم. طبعا در دوران جنگ، برای اینکه جامعه تهییج شود، فیلمهای حماسی درباره جنگ ساخته می شود و قهرمانهایی معرفی می شوند.

چرا «باشو غریبه کوچک» را شاهکار می دانیم اما «عروس» را شاهکار نمی دانیم؟

وی تصریح کرد: در دهه ۷۰ یکی از مهم ترین اتفاقات اکران فیلم «عروس» است. این فیلم در سینمایی است که هم موضوع جذاب و نکته زمانه خود را مطرح می کند، آسیبی را که جنگ در جامعه ما پدید آورده می گوید و در عین حال کشمکش داستانی و روایت خوبی دارد. چرا باید «باشو غریبه کوچک» را شاهکار بدانیم و این فیلم را شاهکار ندانیم.

دهقان پور با رد این اظهارنظر، اعلام کرد: اصلا نمی توان این دو را در یک کیفیت دانست. باشو یک سینمای نوین ایرانی را مطرح می کند نه عروس. عروس از نظر گونه شناسی جزو فیلمهای معمولی سرگرم کننده است که اگر کلوزاپ هایی زیبایی را که به فیلمساز اجازه دادند از خانم کریمی بگیرد حذف کنیم، در این فیلم خلاف آثار قبلی، به بهانه شب عروسی، زن بزک کرده مقابل دوربین آمد. این آرایش غلیظ را حتی در فیلمهای دیگر ندیدیم اما این فیلم با بهانه کردن عروسی توانست زنی بزک کرده نشان دهد.

صلح جو نیز تصریح کرد: من هم فیلم باشو را دوست دارم اما به نظرم این فیلم حرفه ای بودنش را به رخ می کشد اما «عروس» به سادگی داستانش را روایت می کند. بعدها خانم درخشنده هم با «نرگس» همه قصه را روایت می کند.

مسئولان یادشان رفته این جشنواره برای مردم است

وی یادآور شد: چرا باید ملتی را که اکنون برای فیلمهای جشنواره فجر صف می کشند دست کم بگیریم. یکی از دلخوری های من از این جشنواره های اخیر است که انگار یادشان رفته که این جشنواره برای مردم است.

چرا باید فیلمهای سرگرم کننده در رده «ج» قرار بگیرند؟

این منتقد و نویسنده سینما، درباره جریان های سینمای بعد از انقلاب گفت: سینمای کودک بحث برانگیز است، اینکه از کجا شروع شده، چه اوج هایی دارد و چه مسیری را طی می کند. زن در سینما و حضور فیلمسازان زن و حدیث نفسهایی که مطرح می کنند از جمله دیگر مسائل مهم ما هستند. یکی از مهم ترین اشتباهات این بود که اجازه ندادند سینمای عامه پسندی که مردم برایش مقابل سینما صف می کشند شکل بگیرد و به آن رده بندی “ج” دادند. مگر سرگرمی بد است؟ هم رمان خوب است هم پاورقی.

فیلم باید هم جذاب باشد هم پرمفهوم

دهقان پور نیز در این خصوص گفت: دوران مدیریت آقایان بهشتی و انوار را که باعث شدند سینما از مرحله بحرانی عبور کند نمی شود فراموش کرد. «بید مجنون»، «به رنگ ارغوان»، «گیلانه» و… فقط سرگرم کننده نیستند، هم تماشاگر را جذب می کنند و هم مفهوم را منتقل می کنند. این مفهوم برای من مهم است. تماشاگر ممکن است شعر حافظ را نفهمد، اما روی او اثر می گذارد. من پاورقی را یک بار می خوانم و دور می اندازم، اما یک رمان را سالها نگه می دارم و به آن مراجعه می کنم.

وی در پایان گفت: چرا مردم سینما را ترک می کنند، چون برخی آثار بی ارزش هستند. من سینمایی را ارزشمند می دانم که مثل یک رمان بتوانم دوباره به آن مراجعه کنم.

نبوی نیز اعلام کرد این بحث را باید در جلسات دیگری، به صورت مفصل تر پیگیری کرد.

«چشم شب روشن» به تهیه کنندگی امیر قمیشی و با اجرای محمد صالح علا شنبه تا چهارشنبه هر شب ساعت ۲۳ از شبکه چهار سیما روی آنتن می رود.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>