سوره سینما

پايگاه خبری تحلیلی سینمای ایران

logotext
تاریخ انتشار:۱۰ مهر ۱۳۹۶ در ۱۱:۳۰ ق.ظ چاپ مطلب
در نشست فیلم سینمایی «دریاچه ماهی» مطرح شد:

سینمای دفاع مقدس یک نقش خوب به من بدهکار است/ در جنگ از عشق و صلح حرف می‌زنم

neshat-daryache-1

کارگردان «دریاچه ماهی» گفت: این فیلم ملودرام عاشقانه زنانه‌ای است که از بسترجنگ شروع می‌شود و شخصیت‌ها را تا زمان حال درگیر خود می‌کند. اگرچه همه چیز از جنگ شروع می‌شود اما حرف ما عشق و صلح است.

سوره سینمامحیا رضایی : مریم دوستی از آن دست کارگردان های فیلم اولی است که سینمای بلند را با ژانر دفاع مقدس آغاز کرد و به قول خودش اگرچه قصه از جنگ روایت می کند اما پیامش صلح است.

صلح، واژه ای که شاید این روزها جای خالی آن در گوشه گوشه روابط و اندیشه ها احساس می شود و دوستی نیز در مورد اولین فیلمش آن را چشیده است. مریم دوستی کارگردانی که به تازگی اولین تجربه بلند سینمایی اش روی پرده رفته و رضایت چندانی از شرایط اکران فیلم خود ندارد معتقد است علی رغم اینکه از عواقب کار آگاه بوده خود را وارد میدان مین کرده و «دریاچه ماهی» را آغازگر فعالیت های سینمایی بلند انتخاب کرده است.

فیلم سینمایی «دریاچه ماهی» روایتی متفاوت از تبعات ۸سال دفاع مقدس است که حضور ستاره و لاله اسکندری به عنوان ۲ کاراکتر پیش برنده قصه که اتفاقا خواهر هم نیستند تصویری جالب توجه از ارتباط این دو شخصیت را بیان می کند. درباره این فیلم سینمایی با مریم دوستی کارگردان، ستاره اسکندری و لاله اسکندری بازیگران فیلم گفتگویی انجام شده که در زیر می خوانید:

* خانم دوستی با توجه به اینکه بسیاری از مخاطبان «دریاچه ماهی» بعد از اکران فیلم با شما آشنا شدند بد نیست ابتدا کمی از سوابق کاری تان بگویید و اینکه قرار است چه سبکی را در آینده سینمایی تان دنبال کنید؟

مریم دوستی : فوق لیسانس کارگردانی ام را از معتبرترین دانشگاه هنر دنیا گرفتم و به سبب نوع آموزشی که کسب کرده ام غالب فیلم های کوتاه و اولین فیلم بلند من فضایی مدرن دارد و شاید به همین خاطر است که آنچه تا کنون ساخته ام در خارج از ایران بیشتر مورد توجه قرار می گیرد.

من تازه اول راه هستم و کسب تجربه می کنم اما سبکی را با فیلم های کوتاهم شروع کردم و نشانه هایش را در اولین فیلم بلندم یعنی «دریاچه ماهی» ادامه دادم. فیلمنامه این اثر طرحی از خودم بود که توسط دکتر مصطفی رستگاری به نگارش درآمد. این فیلم ملودرام عاشقانه زنانه ای است که از بسترجنگ  شروع می شود و شخصیت ها را تا زمان حال درگیر خود می کند. اگرچه همه چیز از جنگ شروع می شود اما حرف ما عشق و صلح است.

* کار کردن در ژانر دفاع مقدس برای بسیاری از کارگردانان ریسک و حتی دور از دسترس است چطور شد که برای اولین کار حرفه ای تان سراغ این سوژه رفتید؟

– من به تاریخ معاصر به شدت علاقمندم و فکر می کنم ۸ سال جنگی که در بچگی ما جا خوش کرده را به این زودی نمی توان فراموش کرد. تا مادرانی هستند که با گرفتن چند تکه استخوان می میرند و زنانی که همچنان چشم انتظار نشانه ای از مردان به جنگ رفته هستند یعنی تبعات جنگ ادامه دارد. وقتی از نزدیک شاهدیم که خانواده شهدا با چه مصائبی روبرو هستند نمی توان از این ۸ سال نگفت. ما بچه های جنگ هستیم و در اطراف مان نزدیک و دور عزیزانی را در جبهه های نبرد از دست دادیم. من از نزدیک شاهد تمام اتفاقات جنگ بودم و کاملا به یاد دارم مردانی را که با ساکی در دست می رفتند و با همان ساک برمی گشتند و در این فاصله خانواده های شان چشم از در برنمی داشتند تا پدر و برادر شان از راه برسد.

neshat-daryache-6

* آنچه در این اثر به چشم می خورد فضای شاعرانه ای است که بعضا در واقعیت لمس نخواهیم کرد. چه اندیشه ای در نگارش طرح شمارا به این مسیر هدایت می کرد؟

– «دریاچه ماهی» منطق روایی دارد و برای شخصیت اسما؛ آن زن اثیری که پیام مهمی هم دارد منطقی طراحی شده که شاید نمود آن در دنیای واقعی سخت به تصویر بیاید ولی در عین حال قصه های روزمره در این فیلم وجود دارد و نشانه های روزمرگی کاملا مشهود است.

فضای باغ گل نمادی از ایران است که بچه های جنگ به سان گل های باغ از این مملکت حفاظت می کنند و مشاهده کردید زمانی که پا به بیرون گذاشتند چه بر سر باغ آمد. رزمنده ها عاشقانی بودند که برای حفظ خاک، جان دادند. عاشقانی که اطراف مان کم ندیدیم. سعی کردم همه اینها در دل قصه حل شود چون تمام سعیم این بود آنچه دغدغه ام بود در تصویر سمت شعارزدگی نرود.

لاله اسکندری: ساخت چنین فیلمی به عنوان کار اول قدم بزرگی برای یک کارگردان خانم است و چالش بزرگی برای خانم دوستی بوده که این فیلمنامه را طراحی کرده و جلوی دوربین برده است.

* واکنش ها نسبت به این فضای شاعرانه چگونه بود؟

– به شدت مورد نقدهایی قرار گرفتم که واقعا به حق نیستند. من به عنوان فیلمساز کار خود را به خوبی انجام دادم از این بعد و حمایت و دیده شدن فیلم و حمایت از ژانر ملی مان کار تهیه کننده و مسئولان است. چرا به عنوان یک زن فیلم اولی حمایتی از من نشد و بدون داشتن سرگروه  و فقط با چند سانس محدود چرا فیلم من اکران شد.

با اینکه با عواقب سوژه ای که برای اولین کار بلندم انتخاب کردم آشنا بودم  اما به خاطر دغدغه هایم خودم را وارد میدان مین کردم. من هم مثل بسیاری از اهالی این حرفه می توانستم فیلم اجتماعی ساده بسازم و مطمئن باشم خوب فروش می کند و به این موضوع واقف بودم که این تلاش را برای هر فیلم دیگر می کردم گیشه بهتری داشت اما من به دیده شدن فیلمم فکر می کنم و ماندگاری اش. به همین خاطر از مسئولان توقع دارم که «دریاچه ماهی» را حمایت کنند.

* خانم اسکندری نقش اسما در زمره کاراکترهایی است که پتانسیل تحلیلی دارد. وقتی با فیلمنامه مواجه شدید چه تعبیری از آن داشتید؟

لاله اسکندری: به طور کل از روز اولی که با این پروژه روبه رو شدم به نظرم آمد فیلمنامه سختی است و همیشه منتظر بودم ببینم در اجرا چه اتفاقی برای آن می افتد . زمانی که کار را خواندم می دانستم ایفای نقش اسما کار راحتی نیست چراکه متن با آنچه که قرار بود ساخته شود از مسیر پیچیده ای گذر می کرد و باید خیلی دقت می کردم درست جلو بروم.

این کاراکتر ویژگی هایی داشت که با آخر قصه  گره خورده بود و در نتیجه برای ایفای آن لازم بود این فضای مستند گونه را کاملا بشناسم تا هیچ اغراقی در کار نباشد. بازی در نقش اسما نیاز به اکت زیادی نداشت و فاصله ها همیشه برای این کاراکر رعایت می شد. با تمام نگرانی که از بابت آن وجود داشت اما خوشحالم که در بازخوردها نظرات مثبت زیادی را شنیدم.  این نقش برایم جذاب بود چون پیش از این کارهایی که انجام داده بودم تا این حد سیال و روان نبودند و با اسما احساس کردم وارد دنیایی متفاوت شده ام.

* برای خانم ستاره اسکندری چطور؟

ستاره اسکندری : زمانی که خانم دوستی پیشنهاد داد من و لاله در این قصه حضور داشته باشیم من سخت تر قبول کردم چون همانطور که به کارگردان هم گفتم تماشاگر تصوری از من دارد که سخت باور می کند بازیگری در سن و سال من در این موقعیت سنی قرار بگیرد اما در جلسات متعدد در این باره بحث کردیم و در نتیجه حضور من در این فیلم رقم خورد.

* به عنوان دو خواهر در فیلمی حضور پیدا کردید که اگرچه دلیل اصلی حضور بحث شباهت است اما قرار نبود خواهرانه بازی کنید.

ستاره اسکندری: بله. شباهت معنایی من و لاله در انتخاب بازیگر خیلی نکته مهم و قابل بحثی بود. تا کنون بارها شرایطی پیش آمد که قرار بود در فیلمی نقش خواهر لاله را ایفا کنم اما هر بار به دلیلی این اتفاق نیفتاد و آثاری چون «خاک سرخ» یا «مرگ تدریجی یک رویا» و … نقش خواهر با بازیگران دیگری رقم خورد. تنها تجربه همکاری ما «رقص پرواز بود» که در یک تک سکانس پیری لاله را بازی کردم.

جالب اینکه بعد از همه این ها از طرف مریم دوستی پیشنهادی برای این همبازی شدن ارائه شد که با همه کارهای قبلی تفاوت داشت و قرار بود شباهت ما تصویری بیش از شباهت دو خواهر باشد.

neshat-daryache-3

* انتظار به معنی ذات کلمه اش حرف اصلی این فیلم بود. چه برداشتی نسبت به این واژه در ایفای نقش اسما و فروغ داشتید؟

لاله اسکندری: به این فکر می کردم که هنوز هم مادرانی هستند پس از این همه سال  در انتظار فرزند به سر می برند. در همین راستا یکی از تکان دهنده ترین خبرهایی که اخیرا با آن مواجه شدیم قصه حسن عباسی بود که بعد از سی و چند سال پیکرش پیدا شد و روز تشییع اش مادر او با شنیدن خبر بازگشت پسر انتظارش به پایان رسید و گویا دیگر کاری در این دنیا نداشت. این انتظار در خانواده های زیادی بوده و هست که مواجه شدن با هر کدام مو به تن مان راست می شود. این اتفاقات به اشکال مختلف وجود دارد و این انتظارها هنوز تازه است و تا زمانی که به نتیجه نرسد آدم منتظر در این فضاهای خیال گونه زندگی می کند.

ستاره اسکندری: در زمان کوتاهی بعد از جنگ فیلم هایی در این ژانر دیدیم که رنگ و بویی از واقعیت نداشتند. یعنی قهرمان ها آدم هایی بودن که پای شان روی زمین نبود و شخصیت پردازی ها در هاله ای از تقدس نوشته می شد. بعدها رسول ملاقلی پور و احمدرضا درویش و … آمدند و تصویر فضای جنگ را کمی واقعی تر کردند و از طرفی بیشتر به خانواده های رزمندگان و شهدا پرداختند. امروز کمی از جنگ فاصله گرفتیم و در حال پیدا کردن معناهای مان هستیم. برای من به عنوان بازیگر و کسی که در زمان جنگ تحمیلی زیست کرده زن های منتظر در مقام مادر، خواهر، فرزند و عاشق دغدغه همیشه بوده و هست. این انتظاری که هرگز تمام نمی شود و ما فقط از جنگ حرف می زنیم بدون اینکه یادمان باشد اگر این جنگ ۸ سال طول کشید تا ۵۰ سال بعد آسیب هایش ادامه دارند.

* پرداختن به روابط بین اعضای یک خانواده در نبود پدر از نکات قابل تاملی بود که سریع از آن عبور کردید. دلیل خاصی داشت؟

مریم دوستی: البته نمی خواستیم زیاد وارد حاشیه شویم به همین خاطر به این صحنه ها خیلی نپرداختیم ولی لازم بود به این مهم اشاره شود که بچه ها خیلی با مادرارتباط نمی گیرند چون هرکس در فضای خودش سیر می کند و گویا دنیای هر کدام به قدری با یکدیگر متفاوت است که کاری با یکدیگر ندارند.

ستاره اسکندری: آسیب نبود پدر خانواده را تبدیل به ۳ جزیره جدا از هم کرده که مادر هم نمی تواند این جزیره ها را به هم وصل کند. برخلاف تصور عموم که دختر می تواند ادامه راه مادر باشد اما همیشه هم اینطور نیست و سکوتی که بین شان است یعنی آنها هیچ پلی برای ارتباط بیشتر پیدا نمی کنند.

لاله اسکندری: در حال حاضر بیش از ۳۰ سال از جنگ می گذرد و طبیعتا این فاصله هرچه بیشتر شود فضایی که از جنگ به تصویر می آید متفاوت تر است. در سال های اول سینمای جنگ مستندگونه تر بود و بیشتر قصه ها از دل جبهه روایت می شد بعد از مدتی اتفاقات پس از جنگ برجسته تر شد و خانواده ها مورد توجه قرار گرفتند. در «دریاچه ماهی» هم تصویری از خانواده را دیدیم که شاید پیش از این کمتر مورد توجه فیلمسازان بود.

neshat-daryache-4

* چه بخشی از این کار برای تان جزو سکانس های خاص تری بود؟

ستاره اسکندری: یکی از جذاب ترین نقاط فیلم برای من شناخت شخصیت رضا روشن است. زمانی که به واسطه حضور یک آدم امیدوار می شوی اما با یک کشف همه چیز فرو میریزد. علاوه بر آن سکانسی که لاله از کنار من عبور می کند را بسیار دوست داشتم و انقدر برایم دلچسب بود که دلم می خواست این صحنه برایم مدام تکرار شود.

* رضا روشن به عنوان پارتنر اسما ترکیب تضادی همراه با ترادف بود. در عین حال مثلث نامحسوسی که با آمدن فروغ شکل می گیرد این معنی را پررنگ تر می کرد. چه نکاتی در ایفای این معنا مدنظرتان بود؟

لاله اسکندری: اسما هیچ دیالوگی با فروغ ندارد چون او اگرچه به لحاظ زمان مربوط به امروز نیست اما جلوتر را میبیند و وقتی فروغ پا به باغ می گذارد رسالت خود را تمام شده دیده و از کنارش عبور می کند. این دقیقا مثل ماموریت هایی است که همه ما شاید در زندگی احساسش می کنیم.

درباره کاراکتر رضا روشن هم که نقش مقابل من بود می گویم او را زمانه پیر کرد. در جلسات دورخوانی و تمرین اصرار همه ما بود که این تضاد احساس شود. اسما یکی از همه آن زنانی است که همسرش به جنگ رفته و سرنوشتی پیدا کرده که اصلا قابل پیش بینی نیست و هیچکس از آن خبر ندارد.

* شما در زمره بازیگرانی هستید که نقش زنان در حوزه دفاع مقدس را به انواع متکثر ایفا کردید. چه انگیزه ای از قبول همه این نقش ها داشتید؟

لاله اسکندری: من به عنوان بازیگر خوشحالم که در ژانر دفاع مقدس نقش زنان متعددی را در قالب های گوناگون بازی کرده ام و هر یک از این دغدغه ها را با نگاهی متفاوت ایفا کرده ام اما فقط خدا می داند در آن سال ها و پس از آن چه بر این زنان در دنیای واقعی گذشته و احساس می کنم هرچه از آنها بگوییم باز هم عمق احساس و درد در کلام نمی گنجد.

مجموعه «خاک سرخ» شاید اولین کار جدی برای من در بازیگری است که تجربه کاملی بود. کامل از این نظر که باعث شد برای اولین بار به خرمشهر بروم و از نزدیک شرایط زندگی خانواده های درگیر جنگ را ببینم و با دردهای شان آشنا شوم. جنگ ما تجواز به خاک کشور بود و برای همین دفاعش هم مقدس است. اگرچه خوش اقبالی من بود که ۵ سریال و ۳ فیلم سینمایی در این ژانر بازی کنم اما بعد از این هم نگاه جدی تری به موضوع جنگ خواهم داشت و چون خیلی اهمیت دارد بدانیم چه تصویری از این زنان نقش بسته می شود.

ستاره اسکندری: گاهی به لاله می گویم این چه اقبالی است ایفای نقش در دو سریال که از صحیح ترین آثار ساخته شده در ژانر دفاع مقدس است پیشنهاد شده اما هر بار به دلیلی اتفاق نیفتاده است. من بر خلاف لاله در حوزه دفاع مقدس خیلی کار نکردم و همیشه می گویم سینمای دفاع مقدس چند نقش دلچسب به من مدیون است. اگر چه در سریال «شوق پرواز» و تئاتر «هم هوایی» حضور داشتم اما همیشه از کنار نقش عبور کردم و خوشحالم که در «دریاچه ماهی» این فرصت داست داد تا نماینده زنانی باشم که اگرچه در جریان جنگ لطمه دیده اند اما هیچ وقت دیده نشدند.

neshat-daryache-7

* به خاطر اولویت های تان بود یا دلیل دیگری داشت؟

ستاره اسکندری: اتفاقا دفاع مقدس برای من خیلی جدی است. ۸سال جنگ بخشی از این تاریخ این مملکت است که متاسفانه برخی مردم گاهی فراموشش می کنند. سینما یکی از راه های دسترسی به تاریخ را فراهم کرده و فراموش شده ها را یادآوری می کند. من شخصا از ذات جنگ متنفرم و دلم نمی خواهد در هیچ کجای دنیا شاهد این صحنه ها باشم اما وقتی جنگی ۸ ساله به ما تحمیل شد و ایستادگی مردان سرزمینم را دیدم که از ذره ذره خاک میهن دفاع کردند به خودم می بالم و از داشتن این غیرت مردانه سربلندم. من به عنوان بازیگر دلم می خواهد بتوانم عمق درد و آسیب ها را به نمایش بگذارم تا همه بدانند چه رنج هایی را این مردان با غیرت و خانواده های شان متحمل شدند.

* به دور از صحبت های شعاری و کلیشه ای ارزشی بودن یک اثر یا عمل یعنی چه؟

ستاره اسکندری: صحبت راجع به جنگ، مذهب، اعتقادات آرمانها و اندیشه ها در روزگار امروز به شعار و ریا تبدیل شده و شرایطی داریم که بازیگر نمی تواند از علقه های واقعی اش حرف بزند. گاهی بیان این اعتقادات شعارزدگی می آورد و در نتیجه برخی افراد بی دغدغه و بی علاقه از این صحبت ها سوء استفاده می کنند. امروز دوباره برای جنگی خارج از مرزها فرزندان این مملکت شهید می شوند و من بازیگر نمی توانم احساسم را بیان کنم چون  از ترس اینکه انگ ریا به من نزنند سکوت می کنم. گاهی فکر می کنم اگر نقشی که در این ژانر دلم می خواهد بازی کنم به من پیشنهاد نشود مجبور می شوم خودم دست به کار شوم و فیلم بسازم.

neshat-daryache-2

* تکنیک و تجهیزات در این حوزه چقدر به فیلمساز کمک می کند؟ به نظر شما جوانان در پیشبرد سینمای تاثیرگذار دفاع مقدس چه نقشی دارند؟

مریم دوستی: نسل جدیدی به سینما وارد شده اند که غالبا یا تحصیلات آکادمیک دارند یا به تجربه های خوبی رسیده اند و به پشتوانه آن ادامه راه می دهند. ضمن اینکه در این عصر، تکنولوژی هم اضافه شده و من به عنوان مدرس، طراح چهره پردازی و داور جشنواره های کوتاه دنیا سال های قبل تر که هنوز تجهیزات به این اندازه رایج نبود برای فیلم هایی که از ویژوال درست استفاده می کردند امتیاز ویژه ای قائل می شدم چون نشان دهنده این بود که فیلمساز قدرت ریسک بالایی دارد و می خواهد فضای تصویری تازه ای را به سینما وارد کند. این فیلمسازان حرفی برای گفتن دارند و میخواهند خودشان را ثابت کنند و باید از آنها حمایت شود. در غیر این صورت استعدادهای شان جایی دیده نمی شود.

* و حرف آخر؟

– مریم دوستی زنی است که سنش به جنگ نمی رسد و چنین ریسکی کرده تا دغدغه هایش را به تصویر بکشد ولی به جز تعدادی خاص، هیچکس برای حمایت از من قدمی برنداشت. تنها فروش فیلم من سینما آزادی است با اینکه ظاهرا چند سینما دارم اما اکران های پراکنده که بیشترشان صبح است قطعا کمکی به فروش فیلم نمی کند.

«دریاچه ماهی» در سینمای ایران خواهد ماند حتی اگر در اکران به آن کم لطفی شود. به هر حال همه ما خوب می دانیم فیلم های ژانر دفاع مقدس و انقلاب اگر تبلیغ و حمایت نشوند اوضاع جالبی نخواهند داشت. البته در این بین لازم است از کسانی که پای کار ایستاندند تشکر کنم. علیرضا تابش مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی و حبیب ایل بیگی قائم مقام این بنیاد بسیار زحمت کشیدند و محمد حمزه زاده و غلامرضا فرجی نیز با اضافه کردن چند سینمای تک سانس به کمک فیلم آمدند که از همه این عزیزان تشکر می کنم.

ما جزو هنرمندانی هستیم که ظاهر و باطن مان فرقی ندارد و تمام این سال ها تغییری در رفتارمان نداشتیم. فیلمنامه های دیگری در این حوزه نوشته ام اما وقتی می بینم مدیران و مسئولان حتی گوشه چشمی به این کار نداشته اند من هم انگیزه و شوقم را از دست می‌دهم . نمی دانم بعد از این چه تصمیمی باید بگیرم.

neshat-daryache-5


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>