سوره سینما – زهره کردلو : «روایت سوره سینما از چهرههای خبرساز هفته» عنوان بستهای خبری است که هر جمعه در قالب آن به بازخوانی مهمترین اخبار مرتبط با هنرمندان حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون خواهیم پرداخت.
هر هفته چهرههایی از دل سینما، موسیقی و هنر سر برمیآورند که با حضورشان جریان خبری هفته را شکل میدهند. این هفته، روایت ما به سراغ پنج چهرهای میرود که هر کدام با اتفاقی خاص در صدر اخبار قرار گرفتند؛ پنج روایت، از ستاره سوریهای جشنواره فجر تا بازگشت مجری محبوب دهه هشتاد، از داوری جنجالی تا اولین تجربه اجرا، و در نهایت وداع با یک پیشکسوت ماندگار.
سلاف فواخرجی؛ ستاره دمشقی که برای غزه مادری کرد
شنیدن عنوان «ستاره سینمای عرب» در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر، نگاه همه را به او و فیلمی که بازی کرده بود معطوف کرد. سلاف فواخرجی، بازیگر سوریهایالاصلی که حالا ساکن مصر است و بهعنوان یکی از چهرههای مطرح سینمای مصر شناخته میشود، امسال در فیلم ایرانی «سرزمین فرشتهها» به کارگردانی بابک خواجهپاشا بازی کرد و خوش درخشید. «سرزمین فرشتهها» روایتی عربیزبان از کودکان غزه است؛ قصهای که از زاویه دید کودکانه روایت میشود. فواخرجی در این فیلم نقش مربیای را بازی میکند که همسر و فرزندانش را در بمباران از دست داده و حالا ناخواسته در کنار کودکانی قرار گرفته که پدر و مادرشان شهید شدهاند. او تلاش میکند با زبانی ساده و کودکانه، واقعیت تلخ جنگ را برای آنها قابلتحمل کند؛ مادری میکند درحالی که فرزندان خودش شهید شدهاند. اجرای او در اکرانهای جشنواره، اشک بسیاری از مخاطبان را درآورد.
سلاف در جشنواره فجر به طور ویژه تقدیر شد و گفت خواستم برای بچههای غزه کاری کرده باشم و جایزه تقدیر ویژه هیأت داوران را از آن خود کرد. او در مراسم اختتامیه گفت: «این جایزه فقط یک جایزه نیست، بلکه گواهی موضع و جایگاهی است که در آن ایستادهام. در زمانهای که افراد از داشتن موضع صریح خجل هستند، موضع من ایستادگی در کنار مردم غزه است که انسانیت من را از نو تعریف میکند.»
اما مِهر سلاف به ایران و ایرانی به همین جا پایان نیافت. او روز گذشته، حدود یک هفته پس از جشنواره و پس از بازگشت به مصر، یادداشتی در صفحه شخصیاش منتشر کرد که در آن از تنوع فرهنگی ایران نوشت. درباره تجربه حضور در ایران و مواجهه با فرهنگها و سبکهای متفاوت زنان سخن گفت و بر احترام، شناخت و عشق به هنر و انسانیت تأکید کرد و گفت از ایران و ایرانی چیزی جز زیبایی ندیدم.
فواخرجی که در کارنامهاش آثاری چون «حلیم»، «اسمهان»، «کلئوپاترا» و «خیابان شیکاگو» را دارد، این بار نه فقط با بازی که با موضعگیریاش نیز خبرساز شد. سلاف فواخرجی در این هفته، فقط بازیگری تقدیرشده نبود؛ او به نمادی از همدلی بدل شد. مادری که هم در قاب سینما برای کودکان غزه ایستاد و هم بیرون از قاب سینما.
امین زندگانی؛ از صندلی داوری تا میدان ایمان
یکی از چهرههایی که بعد از مدتی سکوت، این روزها نامش بسیار در اخبار سینمایی شنیده میشود، امین زندگانی است. آخرین روزهای جشنواره فجر بود که خبرهای غیررسمی از اسامی داوران دهانبهدهان میچرخید تا اینکه اسامی رسمی اعلام شد و بله، امین زندگانی یکی از داوران بود. حضور او در میان داوران تعجب برخی را برانگیخت؛ هم از جهت حضور یک بازیگر که چندان در زمره چهرههای تراز اول سینما محسوب نمیشود، هم از این جهت که از فضاسازی رسانهای و مجازی با توجه به اوضاع کنونی کشور نترسیده و داوری فجر را پذیرفته است. در مراسم اختتامیه، بابک خواجهپاشا بهطور ویژه از او تشکر کرد و این شجاعت را ستود.
همزمان، او با سریال جدید «ساهره» که از شبکه سه سیما در شبهای ماه رمضان پخش میشود، بار دیگر حضور خود در تلویزیون را پررنگ کرد. زندگانی در این سریال ۳۰ قسمتی، نقش احسان، بازرگان ۴۰ سالهای را بازی میکند که پس از مرگ همسرش، با تماس دختری دانشجوی پزشکی مواجه میشود و وارد مسیری ماورایی و رازآلود برای شناخت خویش و جبران گذشته میشود. زندگانی با تجربه بازیگری در آثار تلویزیونی و سینمایی، قرار است فضایی متفاوت و جذاب به مخاطب ارائه دهد.
زندگانی با وجود کارنامه پربار در تلویزیون، حضور چشمگیری در سریالهای مناسبتی نداشته و از این منظر «ساهره» اثری شاخص در کارنامه او محسوب میشود. او سال گذشته با سریال نسبتاً موفق «طوبی» روی آنتن بود و در آنجا هم نقش اصلی را با استقبال مخاطبان ایفا کرد. چهره تثبیتشده تلویزیون که فیلم سینمایی «ملک سلیمان» را هم در کارنامه دارد؛ جایی که بسیاری او را انتخاب درستی برای نقش حضرت سلیمان نبی دانستند.
حالا باید دید او در شبهای ماه رمضان، با سریال سیقسمتی «ساهره» میتواند مخاطبان را به یاد سریالهای ماورایی خوشفرم قدیمی تلویزیون بیندازد یا خیر؟
سینا مهراد؛ ریسک اجرا در زمین بزرگان ورزش
یکی از مخاطبپسندترین برنامههای تلویزیون، مسابقههای استعدادیابی هستند. از ابتدای خبر پخش «کاپیتان» نام سینا مهراد بر سر زبانها بود؛ مجری بزرگترین مسابقه استعدادیابی ورزشی که از شب گذشته و همزمان با آغاز ماه رمضان از شبکه ورزش سیما پخش خود را آغاز کرد.
«کاپیتان» بهعنوان بزرگترین مسابقه استعدادیابی ورزشی تلویزیون، با حضور چهرههایی چون هادی چوپان، پژمان درستکار و زهرا کیانی در جایگاه داوران، پروژهای پرریسک و پرمخاطب است. ایستادن کنار چنین نامهایی، انرژی و تسلط خاصی میطلبد؛ بهویژه برای کسی که نخستین تجربه اجرای رسمی خود را پشت سر میگذارد.
مهراد که پیشتر با سریال «آقازاده» به شهرت رسید، امسال با سریال «از یاد رفته» در شبکه نمایش خانگی حضور داشت؛ اثری که بهدلیل ضعف فیلمنامه با نقدهایی همراه شد. در عین حال، نام او در کنار حسن پورشیرازی و امیر آقایی برای سریال «بدنام» به کارگردانی حامد عنقا نیز مطرح شده است؛ مجموعهای که بار دیگر او را در نقش شخصیتی درگیر خیانت و بدنامی قرار میدهد. اما اجرای «کاپیتان» مسیری متفاوت است. تلویزیون، بهویژه در قالب مسابقه، میدان بیواسطهتری نسبت به بازیگری است؛ جایی که اشتباهات پنهان نمیمانند و کاریزما باید واقعی باشد.
اینکه تهیهکننده چنین پروژهای اجرای آن را به مهراد سپرده، نشان از اعتماد دارد؛ چه به محبوبیت او و چه به تواناییاش. حالا پرسش این است: آیا این تجربه به نقطه عطفی در کارنامه او تبدیل میشود یا به همان جمله کلیشهای «بازیگر نباید مجری شود» دامن میزند؟ پاسخ را مخاطبان «کاپیتان» خواهند داد.
محمدرضا شهیدیفرد؛ «پریزاد» سلامی دوباره به مردم ایران
این هفته خبر اجرای محمدرضا شهیدیفرد در سری جدید برنامه «هزارداستان» که قرار است با نام «پریزاد» ماه رمضان امسال از شبکه نسیم پخش شود، دوباره نام او را زنده کرد. مخاطبان تلویزیون با شنیدن نام شهیدیفرد، بیاختیار یاد اجرای او در برنامه «مردم ایران سلام» میافتند؛ برنامهای که در دهه ۸۰ حدود دو سال هر روز صبح پخش میشد و همه منتظر بودند شهیدیفرد بیاید، بایستد و با مکث بگوید: «مردم ایران سلام».
برنامهای که لحظات جنجالی کم نداشت. تمام سلبریتیهای امروز سینما مهمان آن میشدند؛ حضوری که در آن دوران و با نبود شبکههای اجتماعی، برای مردم بسیار جذاب بود. شهیدیفرد در مقام تهیهکننده، کارگردان و مجری، به یکی از برنامهسازان موفق تلویزیون تبدیل شد. حدود دو سه سال بعد، او برنامه «پارک ملت» را تهیهکنندگی و اجرا کرد که آن هم از برنامههای پرمخاطب تلویزیون بود و او را به مجری خطشکنی تبدیل کرد که دنبال تیتر برای روزنامهها نبود با گفتوگو زندگی میکرد.
شهیدیفرد آن سالها مجری استانداردی بود؛ آرامش، طمانینه، تسلط و عمیق شدن در گفتوگو از ویژگیهایش بود. اما در سالهای اخیر حضور او در تلویزیون به حداقل رسید. آخرین برنامهاش حضور در پشتصحنه «به افق فلسطین» بود که نیمهکاره ماند. دومین خبر این هفته از او، حضوری نه چندان دلچسب بهعنوان مجری اختتامیه جشنواره فجر امسال بود؛ اجرایی که با سالهای اوجش فاصله داشت، گویی برنامه در دستش نبود.
به هر حال او به تلویزیون برگشته و حضورش مهم است. شهیدیفرد در مقام مجری یکی از سرمایههای صداوسیما بود که مانند بسیاری سرمایههای دیگر از این ظرفیت استفاده نشد. او سالها در دل همین رسانه رشد کرده و با مختصات آن آشناست. مخاطبان جدی برنامههایش سری جدید «هزارداستان» را از دست نمیدهند. باید دید توانایی او مثل سابق هست؟ میتواند مخاطب را تا تیتراژ پای برنامه بنشاند؟ این را اجرای او در «پریزاد» مشخص میکند؛ هم برای خودش، هم برای رسانه ملی.
عنایت بخشی؛ وداع با یک ضدقهرمان ماندگار
این هفته برای علاقهمندان به سینما، خبر درگذشت عنایتبخشی غمانگیز بود. بخشی بیش از شش دهه در سینما و تلویزیون حضور داشت و از حدود دو ماه پیش به دلیل مشکلات جسمی و عفونت در بیمارستان بستری بود. سرانجام صبح یکشنبه ۲۶ بهمنماه در ۸۰ سالگی دار فانی را وداع گفت.
این روزها وقتی پیشکسوتان بازیگری از دنیا میروند، واقعاً یک جای خالی ایجاد میشود؛ جای خالی که جایگزینی ندارد، آنهم جایگزینی شبیه عنایتبخشی از نسل او. بازیگرانی که سختی کشیده بودند تا بازیگر شوند و مسیری دشوار را طی کرده بودند؛ نه مثل امروز که با یک فیلم ستاره میشوند. بخشی با پیشنهاد داریوش مهرجویی و فیلم «آقای هالو» پا به سینما گذاشت.
او درباره تنوع نقشهایش میگفت: «تماشاگر نمیتوانست روی من مهر بزند که فقط نقش خاصی را بازی میکنم زیرا نقشهایم کاملاً متفاوت بودند.» بهرام بیضایی درباره او گفته بود: «اینکه عنایتبخشی بعد از ۲۵ سال در پیله یک موفقیت نپوسیده و همچنان باطراوت و تازه است.» این جمله برای خود بخشی بسیار ارزشمند بود.
او در سینما اغلب نقشهای منفی و ضدقهرمان داشت و معتقد بود یک درام زمانی مقبول میافتد که منفی قدرتمندی داشته باشد. خودش نقشهایش در فیلم «تنگنا» ساخته امیر نادری، مأمور امنیتی فیلم «شکار» به کارگردانی مجید جوانمرد و نقش کوتاهش در «مسافران» بهرام بیضایی را بیشتر دوست داشت. اما برای بسیاری از مخاطبان، تصویر او بیش از هر چیز با مجموعه ماندگار «امام علی(ع)» و نقش عبدالله بنوهب راسبی گره خورده است؛ شخصیتی تاریخی و چالشبرانگیز که با بیانی کنترلشده و حضوری سنگین مقابل دوربین، ماندگار شد.
در «پهلوانان نمیمیرند» نقش پهلوان قلیچ را بازی کرد و در «ولایت عشق» نیز در نقش عیسی جلودی، از فرماندهان عباسی، تواناییاش را در ایفای نقشهای رسمی و پرصلابت نشان داد. فیلمهای «سگکشی»، «روز واقعه»، «ساحره»، «فریاد»، «ترن»، «سناتور»، «سردار جنگل» و سریالهای «پلیس جوان»، «زیر تیغ» و «کلانتر» بخشی از کارنامه پربار اوست.
بخشی که پارسال دیپلم افتخار بازیگر نقش مکمل مرد را از جشنواره فجر گرفت، آخرین بار با فیلم «شاه نقش» روی پرده بود. حالا او رفته است؛ اما عبدالله بن وهب و پهلوان قلیچ و آن نگاه نافذ و سنگین، برای همیشه در حافظه سینمای ایران ماندگار خواهد ماند.



































میدان ولیعصر(عج)، خیابان شهیدان سازش، سازمان سینمایی سوره
۰۲۱۹۱۰۷۹۸۰۴
info@sourehcinema.ir