سوره سینما

پايگاه خبری تحلیلی سینمای ایران

logotext
تاریخ انتشار:۲۳ خرداد ۱۳۹۴ در ۸:۵۸ ق.ظ چاپ مطلب

حریم خانواده رکن زندگی ایرانی/ «یه حبه قند» تصویری از زندگی سنتی

yhg-seifi-azad

یک مدیر فرهنگی فیلم سینمایی «یه حبه قند» را نشان‌دهنده ویژگی‌های زندگی سنتی ایرانی می‌داند.

یک مدیر فرهنگی فیلم سینمایی «یه حبه قند» را نشان‌دهنده ویژگی‌های زندگی سنتی ایرانی می‌داند.

سوره سینما- سارا کنعانی: رحمان سیفی آزاد، نویسنده، مدیر فرهنگی و کارشناس امور نمایشی است. او سابقه‌ای قابل توجه در تلویزیون و تئاتر دارد و چند سال است با ورود به حوزه فیلمنامه‌نویسی سینمایی، عرصه‌هایی تازه را تجربه می‌کند. او سبک زندگی امروزی را متاثر از شرایط اجتماعی و محیطی می‌داند. زندگی در کلان‌شهرها، رشد آپارتمان‌نشینی و مناسبات دنیای امروز از منظر این کارشناس فرهنگی مختصاتی دارد که ما را وادار می‌کند با توجه به باورهای ملی و آیینی‌مان به بازتعریف سبک زندگی بپردازیم.

به نظر شما «سبک زندگی» به عنوان یک موضوع مستقل در سینما و تلویزیون چه میزان مورد توجه واقع شده است؟

رحمان سیفی آزاد: سبک زندگی یک تعریف آرمان‌گرایانه و ایده آل دارد که اصول و قواعدی هم برای آن مشخص شده است. اگر بحث ما این است که این اصول تا چه حد در آثار فرهنگی ما بازنمایی شده، باید دانست در شرایط حاضر که شهرنشینی افزایش پیدا کرده و روابط اجتماعی ما نیز بر اساس الگوی شهرنشینی تغییر یافته، به سختی می‌توان انتظار داشت که زندگی امروزی و معماری جدید آن در فیلم‌ها و سریال ها و … به گونه ای منعکس شود که در بردارنده فرهنگ سنتی و قدیمی ما باشد، ضمن اینکه درباره چگونگی این بازنمایی هم اختلافات نظر زیادی وجود دارد.

ممکن است از میان آثار سینمایی یک دهه اخیر فیلم یا فیلم‌هایی را نام ببرید که تا حدودی به این موضوع مهم پرداخته باشند؟

عده ای معتقدند «یه حبه قند» سبک زندگی ایرانی و اسلامی را به نمایش می گذارد، اما این فیلم کاملا فضای سنتی جامعه را پوشش می‌دهد و یادآور حال و هوای نوستالوژیک گذشته است. تقریبا می توان گفت آن تعریف ایده آل که از زندگی امروزی و ایرانی اسلامی وجود دارد هم در جامعه ما نمود کمرنگی دارد و هم در سینمای ما. یک هنرمند بازتابی از اجتماع را در اثر خود لحاظ می کند و گرته برداری ذهنی او حاصل تجربه های زیستی، اجتماعی و خانوادگی اوست و به همین دلیل، اگر فیلم و سریال و کتاب‌های رمان امروز از آن فضای ایده آل دور هستند، شاید درست نباشد که انگشت اتهام را به سمت این خالقان آثار گرفت.

بسیاری از کارشناسان معتقدند ایرانی نبودن زندگی مردم باعث می‌شود فیلم های رئالیستی ما هم چنین چیزی را بازتاب ندهند.

بله، مناسبات بین آدم ها شامل روابط دوستی، همسایگی، همکاری و … تغییرات بزرگی کرده و ما با قواعد خاصی روبرو هستیم که قبلا شاهد نبودیم. همه این اتفاقات در حالی رخ داده است که الزامات زندگی شهرنشینی برای جامعه ایرانی تعریف نشده و فراتر از آن، نهادینه هم نشده است. اگر هم جامعه شناسان گزاره هایی ارائه کرده باشند، مصادیق آن را به ندرت در بطن خانواده های ایرانی سراغ داریم. با در نظر گرفتن این شرایط شاید جای تعجب وجود نداشته باشد که در آثار سینمایی و … مظاهر زندگی ایرانی و اسلامی به حداقل سطح رسیده باشد. به همین دلیل من نمی توانم از هیچ اثری به عنوان یک نمونه و مصداق در این باره اسم ببرم. البته ما فیلم هایی داریم که با یک نگاه سنت‌گرا به بازنمایی زندگی ایرانی و اسلامی پرداخته‌اند، اما فیلمی که زندگی شهری امروزی را مطابق با واقعیت های اصیل و قدیمی ایرانی نشان داده باشد، در ذهن ندارم. البته فیلم هایی هم داریم که رگه هایی از این نوع زندگی را منعکس کرده باشند (مثل «یه حبه قند» یا فیلم‌های علی حاتمی) اما بحث ما در اینجا درباره یک حالت ایده آل است.

شما نگارش فیلمنامه «من مادر هستم» را در کارنامه دارید. در آن فیلم نگاه انتقادی به روابط خانواده‌های متأثر از فرهنگ غربی وجود داشت. البته گروهی معتقدند فیلم به ترویج این سبک زندگی پرداخته.

در آن فیلم تأکید داشتم که یکی از مولفه های زندگی ایرانی و اسلامی حفظ حریم خانواده است. مخدوش شدن برخی از روابط اجتماعی ما به خاطر این است که تحت تأثیر نوعی از زندگی غربی قرار می گیریم. در «من مادر هستم» ورود و خروج آدم ها به یک خانه ضابطه مشخصی نداشت حال آنکه برای دمخور شدن با یک فرد آن هم به آن میزان زیاد، باید ابتدا او را از هر جهت شناخت. اساسا حریم خانواده بسیار مقدس است و دین اسلام هم تأکید زیادی روی آن دارد. باورهای عرفی و اعتقادی ما موضوعی مثل روابط افراد محرم و نامحرم با یکدیگر را مهم می‌شمارد و اگر غیر از آن عمل کنیم ممکن است فجایعی به بار بیاید که نمونه اش را در فیلم دیدیم. یکی از اهداف جدی من در این فیلم نقد و نکوهش این زندگی مدرن و افسار گسیخته شهری بود و به نظرم در حد و اندازه خودش هشدارهایی هم داد. در این فیلم من سبک زندگی غربی را تبلیغ نکردم، بلکه نقدی بر آن را ارائه دادم. من می‌خواستم بگویم حریم خانواده بسیار مهم است و اگر آن را رعایت نکنیم چه اتفاقات جبران ناپذیری رخ می دهد.

شما آثار تلویزیونی را هم دنبال می‌کنید؟ در آن مدیوم مجموعه ای را سراغ دارید که در دایره بحث ما بگنجد؟

ما اخیرا سریال «پرده‌نشین» را تماشا کردیم. این سریال هم به زندگی ایرانی و اسلامی توجه داشت، اما با یک سبک سنتی. ما هنوز هیچ سریالی را شاهد نبوده‌ایم که در فضای آپارتمانی یک زندگی ایرانی و اسلامی را نشان بدهد. نمی توان این واقعیت را انکار کرد که درصد قابل توجهی از مردم زندگی شهری و آپارتمانی دارند و این در حالی است که برای مولفه‌های درست آن فکری نکرده ایم. باید دانست مسائلی مثل سبک زندگی، یک موضوع مجزا و فوق العاده نیست و در زندگی جاری ما وجود دارد و مصادیق آن را می توان در نوع معماری شهری و مهندسی خیابان ها و … مشاهده کرد. سبک زندگی از چنین طریقی است که در فرهنگ نهادینه می‌شود. در حال حاضر آپارتمان‌ها به گونه ای ساخته می‌شوند که حریم خصوصی را از بین می‌برند، مثلا تنها یک دیوار نازک مانع رسیدن صدا از یک خانه به خانه دیگر است. اگر ما به دنبال کشف مولفه های زندگی ایرانی و اسلامی هستیم باید در همه زمینه‌ها به این موضوع فکر کنیم. چرا تنها با رفتن به فضاهای سنتی است که می‌شود زندگی اصیل ایرانی را نشان داد؟ با شهری شدن زندگی مردم، رویکردهای سینمایی هم باید تغییر کند.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>