سوره سینما

پايگاه خبری تحلیلی سینمای ایران

logotext
تاریخ انتشار:۶ اردیبهشت ۱۳۹۵ در ۱۲:۱۶ ب.ظ چاپ مطلب

بهروز نورانی‌پور: یک عکس و داستان دردناک سوژه‌ شروع «A157» بود

nooranipoor2

کارگردان مستند « A157» گفت:جنگ یک‌سری ابعاد خاص خودش را دارد و یک بعدی نیست. جنگ تنها شلیک گلوله و توپ و تانک نیست و ابعاد مختلفی دارد.

به گزارش سوره سینما، بهروز نورانی‌پور فعالیت هنری خود را با عکاسی در سال ۱۳۷۴ از انجمن سینمای جوانان ایران دفتر سنندج آغاز کرده و در سال ۱۳۸۲ تحصیلات آکادمیک خود را در رشته کارگردانی سینما به پایان رسانده است. نورانی‌پور تاکنون فیلم‌های کوتاه داستانی نظیر «سفیران کوچک»، «آخرین آرزو»، «تلنگری در خاموشی»، «ایستاده بمیر»، «میعاد در لجن»، «دلتای صلح»، «روزی که زرده زرد شد»، «ملاقات به سبک ایرانی»، «اینجا برف‌ها آب نمی‌شوند»، «جنایت در سکوت» و «A157» را کارگردانی کرده است. مستند « A157» پیش از حضور در جشنواره سی و چهارم فیلم فجر موفق به کسب جایزه ویژه هیات داوران، تندیس جشنواره و دیپلم افتخار در بخش بین‌الملل مستند بلند از جشنواره سینما حقیقت شده است. حال به بهانه حضور این مستند در دومین جشنواره فیلم فجر جهانی با او گفت‌وگویی انجام داده‌ایم.

ایده اولیه ساخت این فیلم چطور به سراغت آمد؟

برای یافتن لوکیشن فیلم جدیدم در مناطق جنگ‌زده ترکیه به سر می‌بردم که با زبیر آشنا شدم. یک عکاس جنگ که در گذشته تنها یک عکاس ساده آتلیه بود و جنگ زندگی و کار او را از اساس دگرگون کرده بود. در هنگام گفت وگو با او عکس دختری ۱۰ ساله را به من نشان داد درحالی‌که دست در گردن پسرک کوچکی انداخته و به دوربین خیره شده بود.این عکاس از همه مصیبت‌های وارد شده بر او گفت. از این‌که پدر و برادرش در جنگ کشته شده و مادر و برادرکوچکش نیز مفقود شده‌اند و نشانی از آنها در دست نیست.البته این مصیبت‌ها در جنگ کم نیستند اما آنها با همه اهمیت‌شان پس از مدتی در میان مصیبت‌های بزرگ‌تر رنگ می‌بازند ولی آخرین خبر زبیر از مصیبت این دختر باردار مرا بهت زده برجای گذاشت. این موضوع دردناک برای من شروع «A157» بود.

اولین نماهای فیلم با عروسکی افتاده در چاله‌ای پر آب آغاز می‌شود؛سمبلی ازکودکان ناخواسته فیلم .نگران نبودید که همان ابتدا همه چیز برای تماشاگر آشکار شود؟

هنگام فکر کردن به فیلم و مخصوصا فصل افتتاحیه، به مخفی کردن اطلاعات فکر نکردیم. از همان ابتدا صادقانه با مخاطب روبه‌رو شدیم و هر آنچه را که برای آنها اتفاق افتاده بود بیان و به نوعی دغدغه پنهان‌کاری را از خود دور کردیم. یک تراژدی عظیم اتفاق افتاده است و ما گام به گام آن را ثبت کرده‌ایم و برای خلق آن از نمادها و استعاره‌های زیادی کمک گرفتیم. در واقع ما خودمان را درگیر این نکردیم که با نمادسازی قصه فیلم لو می‌رود بلکه وقایع را صادقانه و البته نمادین در معرض دید مخاطب قرار دادیم.

آیا زمان ساخت فیلم این سمبل‌ها پیدا شد یا در تدوین شکل گرفتند؟

من خیلی از اتفاقات را در هنگام ساخت خلق می‌کنم. در واقع به صورت میدانی حوزه‌ای را در نظر می‌گیرم و پژوهش را تا رسیدن به عمق آن دنبال می‌کنم و بعد از به آن آنچه در نظر دارم دست پیدا می‌کنم. من بدون این‌که از پیش همه چیز را کامل طراحی کرده باشم وارد لوکیشن می‌شوم.

زندگی زیرسقف یک چادر، برای سه خواهر در حالی‌که در یک بحران به سر می‌برند نگاه دوربین با آن‌که اتفاق بحران را در خود تعریف کرده است پر تنش نیست. چرا؟

یک درون‌گرایی خاصی در شخصیت سومین خواهر(هیلن) بود که توجه من را جلب می‌کرد. او چیزی را بروز نمی‌داد و ذاتا شخصیت پیچیده‌ای داشت با کاریزمایی به‌خصوص که تحلیل شخصیتش را سخت می‌کرد. به اندازه‌ای که می‌توانست طرف مقابلش را به هم بریزد، بدون آن‌که خودش به هم بریزد. تصویر گرفتن از او سخت بود و پلان‌هایی که در فیلم حضور داشت حاصل تلاش روزهای متمادی است. طبیعتا این خواهرها تنش‌های زیادی داشتند. ما در سکانسی‌که به روابطشان با دیگر اهالی کمپ و بیرون آمدن از چادر اختصاص دارد به این موضوع پرداختیم و در مجموع محیط بدون دغدغه و هیاهویی نبود.

در این فیلم هجوم و بارش مصیبت بدون هیچ وقفه‌ای بر سر مخاطب یک نفس می‌ریزد، علت آن‌که فاصله‌ای را برای تنفس مخاطب فیلم ایجاد نکردید چه بوده است؟

جنگ یک‌سری ابعاد خاص خودش را دارد و یک بعدی نیست. جنگ تنها شلیک گلوله و توپ و تانک نیست و ابعاد مختلفی دارد. جنگ خاورمیانه یک نسل پس از جنگ را تولید می‌کند و این ادامه دارد حتی پس از پایان یافتن آن به این باز تولید ادامه می‌دهد و خاورمیانه باید با نسل بعد از جنگ دست و پنجه نرم کند و طبیعتا این نسل حرف‌ها و مراوداتی را با جامعه خواهد داشت و شخصیت دیاب نماینده ‌نسل بعد از جنگ است که دارای شواهد و اتفاقات خاص خودش است. این فیلم به ابعاد جنگ در سکانس‌های مختلف می‌پردازد در حالی‌که با نظر شما موافق هستم اما باید بگویم چند سکانس با پاساژهای آرامی هم دیده می‌شود. به طورمثال جایی‌که یک‌کودک شکلات را از کودک دیگر می‌گیرد حتی همان هم یک مبارزه برای لذت بردن است. در اصل تمام این موارد با همه خشونت ذاتی نهفته در خودش تولید ایدئولوژی می‌کند. خاورمیانه باید بپذیرد که یک نسل بعد از جنگ در راه است و اشارات این سکانس‌ها به تولد این نسل جدید می‌پردازد.

تجربه ساخت چنین فیلم‌هایی را با همین موضوع تکرار خواهید‌کرد یا به سراغ موضوعات دیگری می‌روید؟

در این مورد باید بگویم‌که تولید این نوع فیلم‌ها ادامه خواهدیافت. اگر مسیر فیلمسازی من را از فیلم «جنایت در سکوت» دنبال کنید یا فیلم در هنگامه جنگ است یا درباره ضایعات پس از جنگ روایت می‌شود.

منبع: صبا


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>