سوره سینما

پايگاه خبری تحلیلی سینمای ایران

logotext
تاریخ انتشار:۳۱ خرداد ۱۳۹۵ در ۱۱:۳۰ ق.ظ چاپ مطلب
گفت‌وگو با مدیر و اعضای باشگاه فیلم سوره:

جمع ما به تخصص سینما مسلح است/ عده‌ای می‌گویند سینمای اجتماعی به شما حزب‌اللهی‌ها چه ربطی دارد!

neshast-sourehfilm-1

واقعیت این است که فضای فیلم های ما با یکدیگر متفاوت است و اینگونه نیست که فکر کنید بچه های عضو این باشگاه با یک شابلون تکثیر شده اند. ما بحث های مفصلی هم با هم داریم و تنها یک چیز مشترک است و آن، اینکه همه ما می خواهیم یک حرکت اصلاحی انجام دهیم که برای کشور مفید باشد.

به گزارش سوره سینما، با راه اندازی باشگاه فیلم سوره در ۲۸ مردادماه ۹۳ محمدرضا شفاه از طرف محمد حمزه زاده قائم مقام رئیس و معاون هنری حوزه هنری به سمت مدیرعامل این باشگاه منصوب شد. همان زمان از جمله فعالیت های باشگاه رصد، شناسایی و جذب استعدادهای جوان و متعهد انقلابی و همچنین تولید محصولات تصویری در حوزه موضوعات انقلابی و سبک زندگی اسلامی و ایرانی عنوان شد. حالا حدود دو سال از فعالیت این باشگاه می گذرد و تاکنون آثار ساخته شده فیلمسازان آن به جشنواره هایی از جمله «عمار» راه پیدا کرده و جوایزی هم دریافت کرده است.

این مرکز تاکنون آثار موفقی را هم تولید کرده است که مورد توجه قرار گرفته اند از جمله می توان به آخرین آنها نماهنگ «ارغوان» اشاره کرد که با موضوع شهدای مدافع حرم و فرزندان آنها ساخته شد و موجب توجه و تقدیر مقام معظم رهبری قرار گرفت.

در این گفت‌وگو که با حضور محمدرضا شفاه مدیرعامل باشگاه فیلم سوره و حسین دارابی کارگردان فیلم «علمک» و مهدیار عقابی کارگردان نماهنگ «ارغوان» انجام شده است، درباره فعالیت های این مرکز، ویژگی های اعضای آن و فیلمسازانی که با آنها همکاری می کنند، پرداخته‌ایم.

بررسی دایره ارتباطی این باشگاه با فیلمسازان و برنامه فعالیت های باشگاه در آینده از جمله مهمترین محورهای این گفت‌وگوی مشروح است که متن کامل آن را در زیر می‌خوانید:

آقای شفاه در ابتدا از شما می خواهم به عنوان مدیرعامل باشگاه فیلم سوره بفرمایید که این باشگاه با چه کارگردانانی در ارتباط است و چه ویژگی هایی دارد؟

محمدرضا شفاه: باشگاه فیلم سوره متشکل از افرادی است که همه آنها بیرون از مجموعه از جمله افراد موفق هستند و وقتی اینجا در کنار هم قرار می گیرند موفقیتشان مضاعف می شود. اینجا فضایی دارد که آدم ها به لحاظ روحیات فردی شباهت های زیادی با هم پیدا می کنند و این باعث می شود علی رغم اختلاف سلیقه هایی که دارند زودتر به هم نزدیک شوند. پروسه انتخاب افراد در گعده ما از طرف یک مسئول نیست بلکه بچه های عضو باشگاه دائم در حال یافتن افرادی هستند که ویژگی های مورد نظر ما را داشته باشند. این ویژگی ها شامل مجموعه ای از اعتقادات فکری، ایدئولوژیک و همچنین ویژگی هایی است که ما از آن با عنوان «اهلیت» یاد می کنیم. ما به دنبال افرادی هستیم که می توانند آدم های «اهل» سینمای ایران باشند، مسلمان باشند و نگاهشان نسبت به نظام متعهدانه باشد. البته قرار نیست این افراد هرچه را که در کشور رخ می دهد، تایید کنند چون اساسا چنین افرادی نمی توانند فیلمسازان خوبی باشند بلکه باید نگاه منتقدانه ای داشته باشند تا وقتی مساله ای را نقد می کنند ما بدانیم این نگاه از سر درد و دغدغه است همچنین اگر نکته ای را تمجید می کنند معلوم باشد که تحلیل دارند، اما این ویژگی ها کافی نیست چون بسیاری هستند که به این ترتیب فکر می کنند و حتی فیلم می سازند ولی لزوما قرار نیست درِ باشگاه روی آنها باز باشد. ما قانون نانوشته ای داریم و آن، این است که در باشگاه از حضور افراد بی سواد و فاقد خلاقیت جلوگیری به عمل می آید. افرادی که به اینجا می آیند در کنار همه ویژگی هایی که گفته شد باید خلاق و عشق سینما باشند. اگر کسی مثل حسین دارابی و یا مهدیار عقابی در مجموعه ما فعالیت می کند برای ما سرمایه هستند و اتفاقا من حساسیت زیادی دارم که چنین افرادی که پروژه های موفقی داشته اند آثار بعدی خود را چگونه می خواهند پیش ببرند. این جمع به تخصص سینما مسلح است و ممکن است فردی در مجموعه ما باشد که روز اول ورود در نقطه بالایی نباشد اما حتما در آثار قبلی خود کاری داشته که ما فهمیده ایم او نقطه نظر و دیدگاهی دارد که در جمع ما قرار گرفته است. در پروسه ای که برای افراد تعریف می شود قرار است فیلمسازان ما به نقاط بهتر برسند.

ما واحدی در باشگاه با عنوان واحد فیلمنامه و توانمندسازی داریم. در این واحد افرادی که برای ورود به باشگاه شناسایی شده اند برای حرکت در پروسه فیلمسازی توانمند می شوند چراکه این حوزه ترس ها و نگرانی های زیادی دارد. همه بچه ها در این جمع دست یکدیگر را می گیرند و از آنجا که اختلافات هم پیش می آید این کار بسیار سخت است.

حسین دارابی: من در چند دفتر سینمایی دیگر هم مشغول به کار بودم ولی در اینجا انقدر فضا خوب بود که ماندگار شدیم. با اینکه من کارمند رسمی باشگاه فیلم نیستم اما هر روز آنجا حضور دارم. در دهه اول انقلاب فیلمسازانی پرشور و نترس به حوزه هنری آمدند که آثاری حرفه ای ساختند و الان هم چهره های بزرگی در سینما هستند و ما امیدواریم گعده ما هم فضایی شبیه به کار آنها داشته باشد البته اگر بتوانیم آن را ادامه دهیم. فکر می کنم فضای کاری یک هنرمند به لحاظ روحی، تعاملی و ویژگی های دیگر اهمیت بسیاری دارد و ما همیشه احساس کرده ایم که همه پشت هم هستند و همفکر هستیم البته این همفکری به معنای این نیست که همه مثل هم فکر می کنیم.

خوب است که در این باره توضیح دهید که چقدر ممکن است شما با یکدیگر اختلاف داشته باشید و این اختلافات را چگونه هدایت می کنید چون در نظر افرادی که از بیرون به تیم شما نگاه می کنند شاید هیچ اختلاف نظری به چشم نیاید.

دارابی: به عنوان مثال ما فیلمی را در جشنواره سی و چهارم فیلم فجر دیدیم و ساعت ها درباره آن اختلاف و دعوا داشتیم. اختلاف نظرهای ما با هم ۱۸۰ درجه ای بود و ساعت ها با یکدیگر در شبکه های اجتماعی بحث می کردیم و حتی دو جبهه کاملا موافق و مخالف داشتیم.

شفاه: شخصی به دفتر ما آمد و پرسید چقدر به شما فشار می آورند که همان فیلمی را که می‌خواهند، بسازید و آقای دارابی آن زمان جواب داد به ما فشار می آورند و می خواهند که افراط نکنیم.

دارابی: واقعیت این است که فضای فیلم های ما با یکدیگر متفاوت است و اینگونه نیست که فکر کنید بچه های عضو این باشگاه با یک شابلون تکثیر شده اند. ما بحث های مفصلی هم با هم داریم و تنها یک چیز مشترک است و آن، اینکه همه ما می خواهیم یک حرکت اصلاحی انجام دهیم که برای کشور مفید باشد. مثال دیگری بزنم فیلم هایی هم که خود ما می سازیم با اختلاف نظرهای بسیاری بین بچه ها مواجه می شود. فیلم «دایو» که من ساختم از جمله همین آثار بود که عده ای گفتند خیلی خوب است و عده بسیاری گفتند اصلا فیلم خوبی نیست. حتی کار «ارغوان» ساخته مهدیار عقابی همینطور بود. چندی پیش در جلسه ای (که معمولا برای هر اثر برگزار و اثر نقد می شود) با اختلاف نظرهای متفاوتی نسبت به «ارغوان» مواجه شدیم. بنابراین فکر نکنید که ما تنها به ظاهر افراد نگاه می کنیم و بعد آنها به باشگاه فیلم دعوت می شوند و یا همه کسانی که در باشگاه حضور دارند مثل هم فکر می کنند. من خاطرم هست بعضی فیلم «علمک» را که به بسیاری از جشنواره ها راه پیدا کرد، می دیدند و خیلی هم خوششان می آمد و بعد به من می گفتند «حیف نیست که سفارشی کار می کنی» و بعد من سعی می کردم متقاعدشان کنم که خودم این سوژه را دوست داشته ام و خواسته ام که فیلمم همین پایان بندی را داشته باشد، کسی هم مرا اجبار نکرده و حتی طرح و فیلمنامه هم از خود من بوده است.

مهدیار عقابی: فکر می کنم یکی از نقاط قوت باشگاه سوره صمیمیتی است که بین بچه ها وجود دارد و در چنین فضایی هرچقدر هم اختلاف سلیقه وجود داشته باشد مغرضانه نیست. نقدهایی که به یکدیگر داریم موجب رشد خواهد بود. خود من وقتی شدیدترین نقدها را بشنوم برایم برخورنده نیست زیرا می دانم به طور مثال دارابی سخنی را بیان می کند که قطعا در کار بعدی من تاثیر می گذارد درصورتیکه اگر ما دوست نبودیم من هم جواب او را می دادم و در کمتر تشکیلاتی است که چنین گعده هایی در آنها رخ دهد. اکنون ما رفت و آمدهای خانوادگی هم داریم و همه اینها به هم کمک می کند.

شفاه: عده ای به دلیل فضای صمیمانه ای که در باشگاه وجود دارد بیان می کنند که اعضای باشگاه عده ای رفیق هستند که فقط با هم کار می کنند و کسی را به داخل خود راه نمی دهند. البته اگر کسی از بیرون وارد این جمع شود این اتهام واقعا به آن وارد است چون در این جمع همه با هم رفیق هستند و شوخی می کنند. حتی با هم می نویسند و اگر یکی سر صحنه فیلمبرداری است چند تن دیگر هم در پشت صحنه کار حضور دارند. اما سوال من این است که اگر فضای ما شایسته سالارانه نیست پس چرا عده ای از بیرون به نیروهای ما طمع دارند و می خواهند نیروهای ما برایشان فیلم تولید کنند. از طرف دیگر گاهی هم فیلمسازانی به باشگاه می آیند اما خودشان به این نتیجه می رسند که نمی توانند با این جمع کار کنند و یا فکری که دارند به درد باشگاه نمی خورد و اصلا دغدغه های او دغدغه باشگاه نیست.

یعنی شما محورهایی را مشخص می کنید و بعد افراد به این نتیجه می رسند که این محورها دغدغه آنها نیست؟

شفاه: خیر. منظور ما نوع نگاه است؛ نگاه فیلمسازان در باشگاه باید نوعی همخوانی با باشگاه داشته باشد. به طور مثال آیا در حوزه تولید ملی ضعف وجود ندارد و نمی توان این نقد را وارد کرد که تولیدکنندگان باید محصول خوب بسازند تا مردم آن را تهیه کنند؟ اگر این ضعف را شبکه ای مثل بی بی سی که با اصل نظام ما مخالفت دارد، بسازد نتیجه مورد نظر خودش را می گیرد؛ اینکه ایرانی ها هم مثل هر کشور محصول خوب و با کیفیت کشورهای دیگر را مصرف کنند. در این راستا ما هم محصول تولیدکننده داخلی را نقد می کنیم اما نتیجه گیری مان متفاوت است. در نظر ما خیانت تولیدکننده آنجاست که محصول خوب نمی سازد مثل مصرف کننده ای که خیانت می کند و وقتی محصول خوب ملی وجود دارد آن را خریداری نمی کند. در اینجا موضوع یکی است اما نگاه فیلمساز باشگاه با فیلمسازی که خارج از باشگاه است متفاوت می شود.

البته شما اینجا خود را با بی بی سی مقایسه می کنید درحالیکه من از نگاه هایی سخن می گویم که هر دو یک موضوع و یک مبنا را قبول دارند و حالا نگاه و سبک این دو متفاوت است. به طور مثال یک نفر اثری را خلاقانه تر می سازد و دیگری با استفاده از کلیشه ها و شعارهای رایج.

شفاه: ببینید درست است ما در باشگاه کارهای متوسط و غیر متوسط داریم اما تلاشمان این است که به هیچ موضوعی کلیشه اd نگاه نکنیم و کسانی هم که نگاهی کلیشه دارند در مجموعه ما دوام نمی آورند. فیلمسازی می آید و بعد از یک سال هنوز نتوانسته است اثری بسازد چون آن نگاه متفاوت را ندارد. همانطور که گفتم برای ما هم زاویه نگاه اهمیت دارد و هم خلاقیت و این خلاقیت را از همان ابتدا در کار فرد در نظر می گیریم. آثار سابق شخص را مرور می کنیم و بعد وقتی فرد به درون مجموعه می آید باز هم مسیرهایی طراحی می شود تا ببینیم چقدر می تواند با نگاه خلاقانه پیش رود.

عقابی: ما واحدی با عنوان فیلمنامه و توانمندسازی در باشگاه داریم، من خودم در این مجموعه توانمند شدم و در این مسیر سعی می کنم نکاتی را کسب کرده ام به فیلمسازان جدیدی که به باشگاه وارد می شوند، بیاموزم. در فرایند توانمندسازی عده ای از جوانان وجود دارند که شناگران ماهری هستند اما نه هیچ وقت آبی دیده اند و نه کسی آنها را به داخل آب انداخته است. فکر می کنم یکی از رسالت های بزرگ باشگاه هل دادن به داخل آب است.

می توانید این روند را به صورت مصداقی تر توضیح دهید؟

عقابی: ما افرادی را با نمونه کارهایی که قبلا ساخته اند شناسایی می کنیم ولو اینکه این افراد آثارشان را با دوربین موبایل ساخته باشند چون کاری به فرم و تکنیک نداریم.

دارابی: و لزومی ندارد طرف اثر فاخری ساخته باشد.

شفاه: اما مهم این است که نگاه داشته باشد چون بسیار هستند کسانی با موبایل های خود فیلم می سازند.

عقابی: ما حتی ممکن است قبل از اینکه بخواهیم شخص مسیرش را در حوزه فیلمسازی آغاز کند با او رفاقت می کنیم تا ببینیم نگاه مورد نظر را دارد یا خیر. با در نظر گرفتن این نگاه بچه ها در همان حوزه هایی که کارشان را بلد هستند ورود می کنند. به طور مثال خود من هنوز ترس دارم وارد فضای داستانی بشم. با این حال شفاه مسیر زندگی ما را مشخص می کند که به چه حوزه هایی وارد شویم و به طور مثال به خود من گفته است تدوین را دنبال کنم و یا در حوزه داستان قدم بگذارم.

فکر می کنم مدل کاری شما بیشتر گعده ای و «نت‌ورکی» است تا مثل بسیاری از مدارس و کارگاه های سینمایی که فراخوان می دهند و عضو می گیرند.

شفاه: اوایل ورود جیمیل به ایران، عملکردش در حوزه برندسازی این بود که فرد تنها می توانست دو نفر را به جیمیل خود دعوت کند که آنها هم جیمیل داشته باشند و به حدی رسیده بود که اکانت جیمیل به فروش می رسید. البته باشگاه ما نه اینقدر جدی و نه اینقدر بسته است اما باشگاه جایی نیست که بخواهیم سالی ۲۰۰ یا ۳۰۰ نفر را تربیت کنیم. ما سالی چند نفر را تربیت می کنیم. ما اصلا کمّی نگاه نمی کنیم و اعتقاد جمعی مان هم این است که سینمای ایران به این تعداد سینماگر نیاز ندارد. باشگاه فیلم سوره کاربری دانشگاه، انجمن سینمای جوان، کانون سینماگران جوان و… را ندارد. اینجا باشگاه فیلم سوره است و همه باید درس خود را از قبل بلد باشند یعنی دوره سینمایی گذرانده باشند و یا فارغ التحصیل دانشکده ای سینمایی باشند و بعد وارد دانشگاه شوند؛ دانشجویان و هنرجویانی که دانش دارند و حالا می خواهند تجربه کسب کنند.

 

باشگاه فیلم سوره سه سالی است که در حوزه ساخت فیلم و نماهنگ فعالیت دارد اما برای مخاطبی که از بیرون می خواهد به این باشگاه وارد شود چه مانیفستی وجود دارد که بتواند با باشگاه سوره و محورهای کاری آن آشنا شود؟

محمدرضا شفاه: بگذارید ابتدا درباره لفظ باشگاه توضیح دهم و اینکه ما و نوع فعالیت باشگاهی و بنگاهی داریم. مهمترین و موثرترین هدف یک باشگاه این است که نیروی انسانی تربیت کند در حالی که هدف بنگاه به خروجی تولید محصول است. در فعالیت باشگاهی این مهم است که چه کسی تربیت می شود یا به نوعی شما هزینه خود را برای چه فیلمسازی صرف می کنیدکه هدف ما تقویت نگاه است.

این تقویت نگاه به معنای همان نگاه مثبت به نظام است که پیش از این گفته شد؟

شفاه: ببینید نگاه مثبت به نظام یعنی با حسن نیت به کشور نگاه شود. ما در شرایطی زندگی می کنیم که بسیاری از مردم از ایرانی بودن و نه نظام فاصله گرفته اند. متاسفانه اکنون چنین وضعیتی در جامعه دیده می شود. در سینمای ما هم این افراد زیاد هستند. به نظر من همه آن کسانی که به دنبال رفتن از ایران هستند و عنوان می کنند که در این کشور نمی توان کاری کرد، چه بخواهند و چه نخواهند نسبت به ایرانی بودنشان دچار تردید شده اند.

اجازه دهید با شما مخالفت کنم چراکه فکر می کنم لزوما همه مهاجران با این استدلال ایران را ترک نکرده اند.

شفاه: منظورم عده ای که از روی ناچاری از ایران رفته اند، نیست بلکه کسانی هستند که فضا و موقعیت لازم برای کار کردن را دارند. مثالم را عوض می کنم. عده ای هستند که دائما ورد زبانشان این است که همه چیز بد است و نگاهشان نسبت به همه پدیده ها منفی است، این افراد در باشگاه جایی ندارند. به همین دلیل است که ما در باشگاه به دنبال افراد اهل می گردیم. فرد اهل در یک معنای کلی که مسلما مسلمان هم هست و احتمالا نماز هم می خواند چون او امید دارد. ما دنبال افرادی هستیم که توکل داشته باشند. به طور مثال ما ابدا به دنبال این نیستیم که بگوییم امسال افرادی که به اقتصاد مقاومتی فکر نمی کنند وارد باشگاه نشوند و اتفاقا ما شخصی مثل محمدرضا خردمندان را داریم که مهمترین دغدغه های او مسائل جزئی اجتماعی است. فیلمی هم که قرار است امسال تولید کند اثری اجتماعی است که اتفاقا وجوه تلخی هم دارد.

ما در باشگاه در ژانرها و فضاهای مختلفی کار کرده ایم. به طور مثال در حوزه شهدای مدافع حرم و ولادت امام زمان(عج)، کار ساخته ایم، ما اثری مذهبی تولید کرده ایم که بسیار شاد بوده است و یا «ارغوان» اثری مذهبی آمیخته با مسایل سیاسی روز بود که به لحاظ جریان سازی آنقدر قوی بوده است که سایت های اسرائیلی و وهابی و یا العربیه به آن واکنش نشان می دهند. به طور مثال فیلم قبلی آقای دارابی به اسم «کرایه ها» یک کار کاملا اجتماعی بود که به فردی می پرداخت که روی گرفتن کرایه بسیار حساس بود. این فیلم یک موضوع اجتماعی است و عده ای به ما می گویند این موضوعات به شما حزب اللهی ها چه ارتباطی دارد. اتفاقا این موضوعات به ما ارتباط دارد و ما معتقدیم که باید به شدت در همه این حوزه ها کار کنیم. ما اکنون در حال نگارش در حوزه های طنز و وحشت هستیم، در حوزه اجتماعی فعالیت داریم و تیزرهای فرهنگی بسیاری تولید کرده ایم. ما آثاری مثل انیمیشن «پدر» را داشته‌ایم (که یک پالتو را در هوای طوفانی نشان می دهد) که البته این کار محصول تیم ما در زمانی دیگر است اما می خواهم بگویم هویت فیلمسازان باشگاه پیش از این شکل گرفته بود.

شاید کسی نداند آن انیمیشن به پیشینه جمعی شما بازگردد. در این جمع چه عناصری مشترک است؟

شفاه: جمع فیلمسازان ما در مبانی با یکدیگر مشترک است و یکی از این مبانی این است که قرار نیست فیلم ها ما مخاطب را نسبت به جهان پیرامون و حکمت جاری در این جهان بدبین کند. ما جمعی هستیم با نگاه و ایدئولوژی مشخص درباره دنیا، عالم، نظام جمهوری اسلامی و حتی دین و اصلا هم نگاه و اعتقادمان را سانسور نمی کنیم و از اینکه به ما حزب اللهی گفته شود ابایی نداریم اما به دنبال این هم نیستیم که به شخصی بگوییم حزب اللهی نیستی پس نمی توانی به اینجا وارد شوی. با این حال این انجمن فضای کاری مشخصی دارد که در حکم من آمده است و مسلما هر کسی نمی تواند در این فضا ورود پیدا کند در عین اینکه ممکن است دوستی مان هم در بیرون از باشگاه ادامه داشته باشد. ما پای نگاه خود ایستاده ایم و برای آن کار خواهیم کرد. با این حال ایستادگی ما پای اعتقادمان به این معنا نیست که به به طور مثال به حوزه های اجتماعی بی توجهی کنیم و بگوییم به ما ربطی ندارد که قیمت میوه ها چقدر بالاتر رفته است؟ بنابراین اگر منطقه ای خشکسالی بشود به ما ارتباط دارد همانقدر که مسائل سیاسی هم به ما ارتباط دارد.

اولویت های کلی شما در موضوعاتی که برای تولید پیگیری می کنید، چیست؟

شفاه: پیش از این به این صورت نبوده است که اولویت هایی کلی را در نظر بگیریم و این ضعف ما بوده است اما باید مشخصا در این حوزه وارد جزئیات شویم. ما اکنون وارد سال سوم تاسیس باشگاه فیلم سوره شده ایم. سال سوم سال ثبات است و سالی است که باید برای یک مجموعه برنامه ریزی های کلان تری انجام شود. برنامه ریزی های ما هم در شکل اولیه انجام شده است و حالا باید جهت دهی پیدا کند. به طور مثال بحث شهدای مدافع حرم یکی از موضوعاتی است که در لایه های زیرین سایر موضوعات در جامعه مغفول مانده است. عده ای هم این وسط با طرح شدن این مباحث می پرسند که این مسائل چه ارتباطی با آنها دارد و ما فکر می کنیم که چه قسمتی از این مبحث باید برای مردم باز شود تا ضروری بودن جنگ و دفاع در منطقه را متوجه شوند. ما این نقاط را پیدا کرده و بر آن اساس فیلم، کلیپ  و تیزر می سازیم تا به همدل شدن مردم در یک موضوع کمک کنیم و به افکار جهت دهی مثبتی بدهیم چرا که افکار عمومی ابتدا باید نسبت به یک اتفاق توجیه شود. یکی از مشکلاتی که ما سال هاست در حوزه رسانه با آن مواجه هستیم این است که مردم نسبت به اتفاقات پیرامون خود توجیه نیستند و در بسیاری از مواقع درگیر دغدغه های شخصی خود هستند.

بنابراین قرار است باشگاه فیلم سوره افکار عمومی را در موارد مشخص، نسبت به موضوعات مورد نظر هدایت کند.

شفاه: بله دقیقا. در واقع هر مجموعه تولید آثار هنری باید از نقطه ای به بعد به این فکر کند که موضوعات و اولویت های مورد نظرش چیست که ما تا امسال این کار را انجام ندادیم که البته دلیلش این نبود که به این کار اعتقادی نداشتیم بلکه فکر می کردیم هنوز در مرحله ای نیستیم که بخواهیم چنین کاری انجام دهیم. ما تازه خود را پیدا کرده ایم و در هر صورت به نظرم برنامه ریزی کار سختی است چون بخشی از هنر کاری فردی و ذوقی است و نمی توان کسی را موظف کرد که چه سوژه ای را کار کند.

حسین دارابی: فکر می کنم کارکرد سینما در دنیا همین است. به طور مثال هالیوود به عنوان یک صنعت فیلمسازی بسیار قوی در نظر گرفته می شود و امکان ندارد هالیوود یک سال بدون هیچ دغدغه ای روی فیلم سرمایه گذاری کند. اتفاقا این کارکرد سینماست که متاسفانه در کشور ما چنین کارکردی وجود ندارد. اگر به تولیدات هالیوود دقت کنیم می توان فهمید که این نهاد، سیاستگذاری داشته است و بر این اساس فیلم های اسکار یک سال خود را انتخاب می کند. اگر چه داشتن این دغدغه و هدف خواسته ما است در عین حال رسیدن به چنین هدفی بسیار سخت است.

neshast-sourehfilm-2

مهدیار عقابی: استنباط شخصی من این است که که رسالت اصلی باشگاه فیلم سوره تربیت نیرو و تربیت سینماگر جدی است اما چون باشگاه با بیت المال طرف است سوژه خود را نیز به گونه ای طراحی می کند که این بودجه بیت المال دور ریخته نشود.

شفاه: ما در مرحله تربیت نیرو دست سینماگران را بازتر می گذاریم و به آنها کمک می کنیم که میان اولویت هایشان یکی را انتخاب کنند زیرا به خروجی نهایی تولید و هزینه ای که برای آن می شود فکر می کنیم. ما ابدا مثل بعضی نیستیم که فیلم می سازند تنها به این دلیل که ساخته باشند. ما فیلم می سازیم تا حرف خوبی را بیان کنیم و می خواهیم حرفمان مشتری داشته باشد اگر فیلمی نفروشد حرفمان آن هم شنیده نمی شود پس اساسا کار بیهوده ای است که چنین فیلمی ساخته شود. اعتقاد ما این است که پول نفتی که دریافت می کنیم و بودجه ای که به فیلم ها اختصاص می دهیم به گونه ای باشد که یک فیلم سرمایه خود را برگرداند و حتی به مجموعه هم سود برساند.

امسال قرار است در چه حوزه هایی و با چه موضوعاتی ورود پیدا کنید؟

شفاه: ما امسال در حال نگارش متونی در زمینه های مختلف هستیم. نگارش بعضی از فیلمنامه هایمان هم به پایان رسیده است. اثری را برای نوجوانان داریم که فضای طنز دارد و در حال نگارش سیناپس است. اثری اجتماعی و جدی هم داریم. کار سوم ما هم که محمدرضا خردمندان ساخت آن را برعهده خواهد گرفت یک اثر اجتماعی است که یک نوجوان در محوریت آن قرار دارد و از لحنی جدی برخوردار است. در کنار این سه فیلمنامه بلند، آثار دیگری هم در حال نگارش هستند. همچنین امسال بنا داریم یک یا دو کار به طور جدی در حوزه فیلم کوتاه دنبال کنیم. امسال چند کار کوتاه و چند اثر داریم که در کارگاه تجربه باشگاه سوره تولید خواهد شد. ما دفتر فیلمنامه ای داریم که در تلاشیم در آن متن هایی را که برای سال آینده قرار است نوشته شود در آن دفتر برنامه ریزی شود. یکی از برنامه های ما این است که سال آینده حتما یک سریال داشته باشیم. اینطور باید گفت که باشگاه سوره در این دو سال کارهای زیرساختی خود را انجام داده است و از سال ۹۵ ورود باشگاه و فیلمسازانش به سینمای بلند را خواهیم داشت و همچنین در حوزه های مردمی تر مثل سینما، سریال و مینی سریال تولیدات بیشتری خواهیم داشت.

با توجه به اینکه قرار است حوزه کاری خود را گسترده تر کنید برای حرفه ای تر کردن و بالا بردن کیفیت و جذابیت آثار چه برنامه ای دارید؟

دارابی: ما هفته ای یک فیلم می بینیم و درباره کارگردان و اثر صحبت می کنیم و هر دو هفته یک بار هم یک نفر از کارگردانان بزرگ سینما را دعوت می کنیم و به طور مثال با وی درباره فروش آثار صحبت می کنیم.

شفاه: ما پروسه فیلمسازی را کاملا طبیعی و طولی طی کردیم و یک باره تصمیم نگرفتیم که وارد سینمایی بلند شویم. ما کارهای دیگری هم داریم که تجربه های حرفه ای هستند اما در فرمتی کوتاه تر.

عقابی: «راه نیمه شب» تجربه ای است که هم می توان به عنوان یک سکانس از یک اثر سینمایی از آن یاد کرد هم اینکه ساخت یک تیزر سینمایی برای رمانی با همین نام است. این کار بسیار حرفه ای است و با عوامل سینمایی و حرفه ای جلو می رود. «راه نیمه شب» ۷ تا ۸ دقیقه از یک کار سینمایی است و منظور فیلم کوتاه دانشجویی نیست.

شفاه: فیلم «دایو» که آقای دارابی ساخت از همین کیفیت سینمایی برخوردار بود و می توان گفت بخشی از یک کار بلند بود. او تلاش کرد تا پلان به پلان کار را سینمایی درآورد. همچنین وقتی عقابی «ارغوان» را می سازد به دلیل پیشینه ای است که قبل از آن دارد. زمانیکه «اشتیاق» را می سازد کسی از او انتظار ندارد دو روزه کار کند هرچند «اشتیاق» هم یکی از بهترین کارهای اوست اما او «ارغوان» را در دو روز ساخت.

این محدودیت زمانی به چه دلیل بود؟

عقابی: بودجه برای دو روز تعریف شده بود و بیشتر از این نمی رسید.

شفاه: بودجه ای که تعیین شده بود فقط برای دو روز مناسب بود و با طولانی شدن روزها هر یک نفر که سر صحنه می آمد باید هزینه جدیدی دریافت کند.

حالا که به «ارغوان» اشاره کردید باید این سوال را پرسید که چقدر قرار است در تولید آثاری مثل «ارغوان» به سمت کیفیت و حرفه ای تر شدن حرکت کنید؟

شفاه: یک نکته ای وجود دارد و آن، این است که قاعده سینما آنطور که به نظر می رسد در فن آن نیست بلکه قاعده سینما دلی است. مثالی بزنم، من با کارگردانانی کار کردم که تکنیک را به خوبی کار می کردند اما هیچ گاه مردم با دیدن آن آثار دچار حس خوبی نمی شدند. کارگردان خوب کسی است که فن را آموخته، هضم کرده باشد، در ناخودآگاهش نفوذ کرده باشد و بعد با دلش تصمیم بگیرد که قرار است چه بگوید. آن وقت اثر به یک کار خوب تبدیل می شود.

البته منظور من تکنیک صرف نیست بلکه نگاهی است که کمک کند تا مخاطب یک اثر بیشتر شود. به طور مثال نگاهی که کمک کند نماهنگی مثل «ارغوان» که شاید مخاطب خاص تری دارد مخاطب عمومی تری پیدا کند.

شفاه: زمانیکه «ارغوان» ساخته شد من سر میز تدوین به عقابی گفتم حس بسیار خوبی به کار دارم و بعد خاطرم آمد زمان های بسیاری حس خوبی به کار داشته ام اما اتفاق مهمی برای آثار رخ نداده است. برعکس آن هم «علمک» بود وقتی فیلمنامه را خواندم فکر کردم فضای طنزی دارد و ساختش جالب است اما فکر نمی کردم که اینقدر مورد استقبال قرار بگیرد. «علمک» درنهایت یک کار داخلی است و ما باورمان نمی شد در یک جشنواره خارجی آن را ببینند و حتی ایمیل بفرستند مبنی بر اینکه سالن نمایش پر بوده است. مسلما «ارغوان» هر گونه که ساخته شود به دلیل مضمون آن مورد فهم همه مردم جهان قرار نگیرد. من آشنایی دارم که هر اثری که می سازم به او هم نشان می دهم، زمانیکه این فرد «ارغوان» را دید چندان استقبال نکرد و حتی گفت چنین آثاری را نسازیم. بعد از تقدیر رهبری از نماهنگ دوباره او را دیدم  و خواست این فیلم را مجدد ببیند.

موضوع «ارغوان» به گونه ای است که در همین کشورهای منطقه و خاورمیانه مخاطب دارد و دیده می شود و اتفاقا خود ما هم بیشتر از این انتظاری از آن نداریم. نماهنگی که العربیه به آن واکنش منفی نشان می دهد تاثیر خود را گذاشته است. از طرف دیگر «ارغوان» به دلیل بکر بودن موضوعی و پرداختن به فرزندان شهدای مدافع حرم دیده شد. شاید اگر با همین قوت درباره موضوعی مثل شهدای جنگ کار می ساختیم کمتر دیده می شد. البته معتقدم «ارغوان» واقعا از تکنیک عبور کرده است؛ اینکه شما در خلوت خود بخواهید واقعا برای شهدای مدافع حرم کاری کنید و البته شما باید کار خود را بلد باشید و بعد نتیجه می گیرید.

یکی از نقاط قوت این کار این بود که نوعی قصه گویی داشت و سوال من این است که چقدر تعمدی به این سمت حرکت می کنید؟

عقابی: یکی از مسایلی که در این سال ها با آن مواجه بودیم این است که بیشترین تلاش سازندگان روی فرم کار بوده است. فرم جزیی از کار و سینماست اما باید در اختیار مفهوم دیگری یعنی قصه گویی باشد. زمانی که قرار است در روز شهادت حضرت زهرا (س) تلویزیون اثری پخش کند آنقدر افراط می کند که مخاطب تلویزیون را خاموش می کند اما اتفاقا می توانیم تصاویری پر رنگ و لعاب نشان دهیم که این فرم مخاطب را جذب کند؛ کاری که خود من در یکی از نماهنگ هایم با عنوان «بارانی شو» داشتم. در کاری مثل «ارغوان» ما سراغ تعریف کردن قصه رفتیم. در حالیکه نماهنگ هایی با این مضمون بیشتر به صورت فرمیک و با مضمون لبیک ساخته شده است اما خود من دوست داشتم وارد یک کار داستانگو شوم چراکه مخاطب داستان دوست دارد. ممکن است همکاران خود ما در هنگام دیدن یک اثر به جلوه های ویژه آن توجه کنند اما مخاطب عادی به این مسایل توجهی ندارد.

دارابی: یکی از مشکلات ما در این سال ها این بوده است که شدیدا دچار فرم بازی شده ایم. ما در باشگاه فیلم سوره می خواهیم قصه تعریف کنیم و حرف خوب بزنیم. یکی از راهکارهای جذب مخاطب به سینما این است که قصه تعریف کنید که البته باید با فرمی خوب هم همراه باشد.

شفاه: مضمون خوب در دل یک قصه خوب که خوب هم تعریف شود.

دارابی: من بارها دیدم که مردم فیلمی را در سینما دیده اند و بعد گفته اند که اثر خوبی نبوده است و با وجود اینکه تقید مذهبی نداشته اند، گفته اند که چقدر سینما بد شده است چون مردم اصولا به فطرت خود بازمی گردند. بسیاری از فیلم هایی که مضمون خیلی بدی دارد در خود هالیوود هم از مخاطب برخوردار نیست و برعکس فیلمی مثل «همشهری کین» اگرچه به لحاظ تکنیک خوب است اما مضمونی دارد که مخاطب آن را هم زیادتر می کند. چه کسی می تواند بگوید «پدرخوانده» خوب نیست همه این فیلم ها می توانند با مخاطبان زیادی ارتباط برقرار کنند.

شفاه: ببینید نماهنگ «ارغوان» دومین کار باشگاه بود که مورد عنایت حضرت آقا قرار گرفت البته ما مفتخریم و این عنایت مدال افتخاری است که بر سینه مهدیار عقابی نصب می شود و ما به داشتن چنین کارگردانی با همه ضعف های این نماهنگ که می توان درباره اش حرف زد افتخار می کنیم. فکر می کنم اتفاقا چون رهبر معظم انقلاب روی آن نظر داشتند بیشتر باید فیلم را نقد کرد و باید ببینیم که چگونه می توان اثری بهتر ساخت. من و آقای عقابی بعد از تقدیر رهبری این نقد را انجام دادیم و من گفتم وقتی رهبر معظم بیان می کنند که اثری خوب است یعنی مسیر را تعیین می کنند و اینکه باید چگونه در این حوزه کاری انجام داد. غره شدن در این حوزه اولین اشتباه است و اتفاقا باید دید که چقدر محصول در این حوزه کم است که ایشان محصول ما را مورد توجه قرار می دهند. بنابراین ما حتما موظف هستیم که اثری بهتر از این بسازیم. ما طی جلسه ای با یکدیگر فکر کردیم که از این به بعد محتوای ما چه باید باشد؟ آیا فقط باید به شهدای مدافع حرم بپردازیم که حتما اینطور نیست. باید پیدا کنیم که رهبر انقلاب چه فرمی مدنظرشان است چون من اعتقاد دارم ایشان هنر را می شناسند و حتی قبل از اینکه رهبر و رییس جمهور شوند فردی فرهنگی بوده اند. بنابراین نکات حوزه هنر را می دانند و مطالعه بسیاری هم داشته اند. ما خود را به این اقناع نکردیم که بخواهیم اعلام کنیم آقا خطابشان با ما بود.

عقابی: اتفاقا کار ما از این به بعد سخت تر هم شد.

شفاه: عقابی از آن روز مصمم تر شد. آقا لطف کردند که کار ما را دیدند چون کار ما ارزشی نداشت و اینکه ایشان «ارغوان» را مورد لطف قرار دادند به این دلیل است که می خواهند مسیر را نشان دهند. اثر قبلی کار «علمک» آقای دارابی بود که در برنامه «ثریا» پخش شد و بدون اسم بردن از اثر خاصی از برنامه و کارها تقدیر شد و حضرت آقا فرموده بودند که سلام مرا به فیلمسازان جوان برسانید. نماهنگ «ما ایستاده ایم» نیز از دیگر آثاری بود که توسط رهبر انقلاب تقدیر شد. این کار توسط محمدباقر مفیدی کیا ساخته شد و آن تقدیر منجر به این شد که قسمت دوم این نماهنگ هم ساخته شود. حرفم این است که همه این تقدیرها نشان می دهد که ما کار سختی را در پیش داریم و اگر مغرور شویم به زمین می خوریم. اتفاقا جایی برای غرور وجود ندارد و بیشتر باید احساس مسئولیت کنیم. از طرف دیگر اثری مثل «ارغوان» با کمک بسیج ساخته و با کمک تلویزیون پخش شد و مجموع این زنجیره است که مورد تقدیر قرار گرفته است. من می دانم آقا چون نظام را چیده اند و مردم به آن رای داده اند به شدت بر همکاری های این شکلی اصرار دارند. افتخار ما این است که با بسیج کار می کنیم و شبکه های تلویزیونی آن را پخش می کنند.

دارابی: ما ادعایی نداریم که خیلی افراد بزرگی هستیم اما ادعا داریم که می خواهیم کارهای بزرگی انجام دهیم. ما ادعا داریم که اراده قوی داریم که می خواهیم کاری انجام دهیم.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>