<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سوره سینما &#187; مهدی مافی</title>
	<atom:link href="http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;tag=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%81%DB%8C" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.sourehcinema.ir</link>
	<description>پایگاه خبری-تحلیلی سینمای ایران و جهان</description>
	<lastBuildDate>Sat, 20 Jun 2026 11:40:52 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=4.2.2</generator>
	<item>
		<title>جاسوس‌بازی</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=169284</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=169284#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 09 Feb 2025 16:08:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[اسپکتر]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی مافی]]></category>
		<category><![CDATA[پیش‌مرگ]]></category>
		<category><![CDATA[چهل‌وسومین جشنواره فیلم فجر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=169284</guid>
		<description><![CDATA[<p>اکران فیلم «پیش‌مرگ» می‌تواند روزهای خوبی را برای ژانر جاسوسی در سینمای ما به همراه داشته باشد. ژانری که کمتر در سینمای ما به آن پرداخته می‌شود و خیلی‌ها توجهی به اهمیت آن ندارند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=169284">جاسوس‌بازی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a> &#8211; <a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d9%85%d9%87%d8%af%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%81%db%8c"><strong>مهدی مافی</strong></a> :اگر شناختتان از مکزیک در حد کلیشه‌های فیلم‌های هالیوودی باشد فقط دو کلمه می‌تواند شما را به آمریکای جنوبی ببرد؛ کارتل‌های مواد مخدر و خرافات! تا چند سال پیش این‌ ذهنیت در مردم دنیا به حدی قوی شده بود که دولت مکزیک تصمیم گرفت با ارائه معافیت‌های مالیاتی و ایجاد مزایا برای گروه‌های فیلمسازی کاری کند تا کارگردان‌ها و استودیوها تصویر زیبایی از این کشور به جهان ارائه دهند. برای همین هم در سال ۲۰۱۵، ۲۰ میلیون دلار در قالب مشوق‌هایی به تیم سازنده فیلم جیمز باند، «اسپکتر» داد تا سکانس‌های ابتدایی اثرشان را در جشن روز مردگان مکزیکوسیتی ضبط کنند.</p>
<p>جیمز باند از ابتدای تاسیس برند خودش در هر قسمت به چندین شهر سفر کرده و تبدیل به ابزاری برای جلب توریست در جهان شده است. جالب این که «اسپکتر» نمایشی از سنت‌های روز مردگان به نمایش گذاشت که در عمل اجرا نمی‌شد. اما تاثیر فیلم آن‌قدر زیاد بود که مخاطبان به دنبال آنچه دیده بودند راهی مکزیکوسیتی می‌شدند. از آنجایی که این رسم جدید خواهان زیادی داشت مکزیکی‌ها تصمیم گرفتند ‌آن را به اجرا برسانند. برای توریست‌هایی که چشمشان بر پرده سینما بوده است.</p>
<p>میزان محبوبیت فیلم‌های این‌چنینی در جهان قابل قیاس با سایر آثار نیست. همین هم باعث می‌شود فروش‌های بالایی را تجربه کنند و طبیعتا بتوانند از بودجه‌های عظیمی هم بهره ببرند. همچنان‌که «اسپکتر» در زمان خودش پرخرج‌ترین فیلم تاریخ سینما ارزیابی شده بود.</p>
<p>وقتی ابعاد تاثیرگذاری این فیلم‌ها را در نظر می‌گیریم عجیب است که سینمای ما در طول سال‌ها زیاد به چنین آثاری توجه نداشته است. در هر دوره چندتایی ساخته و با استقبال مردم در گیشه هم رو به رو شده‌اند. اما مثل فیلم‌های تاریخی یا دفاع مقدس تبدیل به ریل نشده‌اند. شاید همین هم باعث شده تا آثار جاسوسی «باکیفیت» در کشور ما احتیاج به هزینه‌های سنگینی هم داشته باشند که کمتر تهیه‌کننده مستقلی توان رفتن سراغشان را دارد. «پیش‌مرگ» اما می‌تواند آغاز روزهای خوبی در این حوزه باشد. توجه ارگان‌ها یکی از عناصری است که می‌تواند راه سخت ساختن این فیلم‌ها را هموار کند. «پیش‌مرگ» بر خلاف «شمال از جنوب غربی» داستان ساده‌ای دارد که مخاطب عام را به راحتی با خودش همراه می‌کند. همین سرمایه محتوایی رفته رفته یک قهرمان را بر پرده سینما می‌سازد که حتی در مواجهه پایانی وقتی به تنهایی مقابل موج گلوله‌ها می‌ایستد مسخره به نظر نمی‌رسد. بازی مهدی نصرتی یکی از اصلی‌ترین ویژگی‌های این قهرمان است. نصرتی از خودش در فیلمی مثل «ضد» جلوتر آمده و یک کاراکتر دوست داشتنی را به تصویر در می‌آورد. اگرچه نبود سلبریتی به معنای مرسوم آن می‌تواند روی فروش روزهای اول این فیلم تاثیر منفی بگذارد اما «پیش‌مرگ» از آن دست آثاری است که گیشه‌اش روز به روز بالاتر می‌رود. چون مردم قهرمان را دوست دارند و علی غفاری همیشه آن را به مخاطب هدیه داده است. هم در «استرداد»، هم در «تک تیرانداز» و هم حالا در «پیش‌مرگ».</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=169284">جاسوس‌بازی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=169284</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دمیدن نفس زمانه</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=168971</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=168971#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 07 Feb 2025 14:21:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[راه‌های افتخار]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی مافی]]></category>
		<category><![CDATA[موسی کلیم‌الله (ع)]]></category>
		<category><![CDATA[چهل‌وسومین جشنواره فیلم فجر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=168971</guid>
		<description><![CDATA[<p>روز گذشته «موسی کلیم‌الله (ع)» در سینمای اصحاب رسانه روی پرده رفت. فیلمی که باز با نفس زمانه زنده شده است. نفسی که اگر نبود حاتمی‌کیا آن را نمی‌ساخت.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=168971">دمیدن نفس زمانه</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a> &#8211; <a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d9%85%d9%87%d8%af%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%81%db%8c"><strong>مهدی مافی</strong></a> : سالاد الویه را یک لقمه کردم و ناهار خورده نخورده خودم را به کنفرانس مطبوعاتی فیلم «موسی کلیم‌الله (ع)» رساندم. تازه شروع شده و هنوز حاتمی‌کیا صحبت‌هایش را انجام نداده بود. روی یک صندلی خالی نشستم و منتظر ماندم. منتظر یکی دیگر از آن کنفرانس‌های آتشین که ثبت در تاریخ می‌شوند. منتظر یکی دیگر از آن جمله‌های پرحرارت که با کف و سوت اصحاب رسانه همراه می‌گردند. اما کمی که گذشت متوجه شدم نشست خبری فیلم جدید حاتمی‌کیا به دلیلی جز حرف‌های پر شور و اتفاقات عجیب و غریب باید جای خودش را در تاریخ جشنواره پیدا کند؛ انس چندماهه با یک داستان قرآنی انگار روی کل تیم اثر گذاشته بود؛ بهاره کیان‌افشار از خلوص نیت قلبی‌اش برای ایفای نقش حضرت آسیه گفت. مریلا زارعی تلاشش برای به تصویر کشیدن یوکابد (مادر حضرت موسی) را به سعی بین صفا و مروه تشبیه کرد و شکیب شجره از راه مقدس بازیگری‌اش صحبت به میان آورد. من اما هنوز منتظر بودم تا ببینم نقش اول پروژه چه می‌گوید. لحظاتی بعد، از آقای کارگردان در مورد ارتباط فیلمش با روز پرسیده شد و او انتظار من را به سرانجام رساند؛ وقتی گفت «همیشه باید نفس زمانه به فیلم‌های من بخورد» و ادامه داد از این منظر اگر نمی‌توانسته «انتظار» را به تصویر بکشد سراغ این فیلم نمی‌رفته. در روزگار درام‌های اجتماعی لازمان و لامکان، حاتمی‌کیا نشان داد حتی اگر سراغ مصر باستان برود هم باز حرف اکنونمان را می‌زند. او کسی است که با «دیده بان» و «مهاجر» دفاع مقدس را پیش چشممان مصور کرد، ما را تا «راین» برد و داستان جانبازان شیمیایی بعد جنگ را برایمان گفت، با «خاکستر سبز» اولین حضور برون مرزی نیروهای مستشاری ایران در بوسنی را ثبت کرد و سراغ «آژانس شیشه‌ای» رفت تا چالش‌های کهنه‌سربازان را در جامعه متاثر از دولت سازندگی بازگو کند. او با «موج مرده»، «ارتفاع پست» و «به رنگ ارغوان» دوران اصلاحات را گذراند و بعد از ۸۸ «گزارش یک جشن» را ساخت؛ فیلمی تحت تاثیر اتفاقات زمانه خودش که تا امروز پخش نشده و به نظر نیتی برای پخش آن هم نیست؛ «افتخار نمی‌کنم که در جمهوری اسلامی فیلمی دارم که پخش نشده است» این را آقا ابراهیم در نشست خبری پر تب و تاب «به وقت شام» گفت؛ در دورانی که مشغول روایت حضور ایرانی‌ها در جنگ سوریه بود. حالا اما بعد از «بادیگارد» و «خروج»، بعد از آن‌که سال‌ها از تدبیر و امید گذشته، حاتمی‌کیا سراغ «موسی کلیم‌الله (ع)» رفته تا باز حرف امروز را بزند؛ از انتظار بگوید و منجی! این بزرگ‌ترین ویژگی سینمای حاتمی‌کیاست؛ با دیدن آثار او می‌شود یک دور همه آنچه مردممان در چهار دهه گذشته تجربه کرده‌اند را مرور کرد. به شکلی کاملا دراماتیک و با جزئیات بسیار زیاد. این گوهری است که نه تنها سینماگران زیادی ندارند، بلکه خیلی‌ها آن را به رسمیت هم نمی‌شناسند. حال آن‌که این موضوع دهه‌هاست که برای بزرگ‌ترین کارگردانان جهان جا افتاده است.</p>
<p>اواخر دهه ۳۰ میلادی جورج استیونز کارگردان سرشناس آمریکایی همه تلاش خودش را کرد تا اقتباسی از رمان «راه‌های افتخار» را بسازد؛ نزدیک به دو دهه قبل از استنلی کوبریک. در روزهایی که شعله جنگ جهانی دوم داشت آتشی بزرگ را به مرز همه کشورها می‌رساند. استیونز اما به هر دری می زد تیرش به سنگ می‌خورد. مدام با مدیران استودیو مذاکره می‌کرد ولی کارش پیش نمی‌رفت. خودش می‌گوید در نهایت یکی از مدیران استودیو او را کنار کشیده و گفته «راه‌های افتخار» یک اثر ضد جنگ است؛ استیونز تایید می‌کند و می‌گوید بله که ضد جنگ است، دنیا الان به چنین اثری نیاز دارد. مدیر استودیو اما با صراحت گفت که اگر ما یک فیلم ضد جنگ بسازیم، آن وقت چه کسی با هیتلر بجنگد؟! کارگردان «گانگا دین» بعدها اعتراف می‌کند که داشته اشتباه بزرگی انجام می‌داده. او همان موقع به این نتیجه رسیده که فیلم‌ها باید «مربوط» به زمان اکرانشان باشند و این فقط یک مثال است. به تعداد فیلم‌هایی که برای جوامع حرف روز دارند می‌توان چنین مثال‌هایی پیدا کرد؛ از «بن هور» بگیرید تا «اوپنهایمر»!</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2025/01/Mousa-Kalimollah.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-167296" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2025/01/Mousa-Kalimollah.jpg" alt="Mousa-Kalimollah" width="1280" height="853" /></a></p>
<p>اما ابراهیم حاتمی‌کیا آن‌قدر کارگردان بزرگی هست که وقتی می‌خواهیم از فیلم‌هایش بگوییم لازم نباشد صرفا سراغ فرامتن برویم. او یکی از روان‌ترین روایت‌های ممکن را از داستان حضرت موسی ارائه داده و به قطعیت می‌توان گفت ساخته او از «هجرت؛ خدایان و شاهان» ریدلی اسکات به مراتب بهتر است. خصوصا که از هر منظری باید «موسی کلیم‌الله (ع)» را یک کار اول حساب کنیم؛ هم به جهت تکنولوژی تازه وارد شده، هم به جهت باز شدن پیله حاتمی‌کیا. کارگردان «موج مرده» از منطقه امن همیشگی خودش خارج شده و سراغ ساخت یک فیلم بزرگ، حماسی و تاریخی رفته. چیزی که پیشتر در کارنامه‌اش نبوده و احتمالا حتی آنهایی که نتیجه کار او را نپسندیده‌اند هم می‌توانند اعتراف کنند ساخته جدیدش از کار قبلی‌اش «خروج» فیلم بهتری از آب درآمده. بیاید همه‌مان به سریالی که در پیش است امیدوار باشیم. به خاطر همه آن‌چیزهایی که دیده‌ایم و از این به بعد می‌شنویم.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=168971">دمیدن نفس زمانه</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=168971</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پایان همه چیز است</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=168797</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=168797#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 06 Feb 2025 15:35:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر استرنجلاو]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی مافی]]></category>
		<category><![CDATA[ناتور دشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=168797</guid>
		<description><![CDATA[<p>هنر پایان‌بندی چیزی است که می‌تواند یک فیلم را نجات دهد یا آن را به قهقرا بفرستد. چرا که صحنه‌های پایانی، آخرین چیزی است که یاد مخاطب می‌ماند. «ناتور دشت» یکی از فیلم‌هایی است که می‌توان در مورد پایان بندی آن صحبت کرد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=168797">پایان همه چیز است</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a> &#8211; <a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d9%85%d9%87%d8%af%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%81%db%8c"><strong>مهدی مافی</strong></a> : سکانس پایانی فیلم «دکتر استرنجلاو» استنلی کوبریک یک بوفه عذا دارد که هیچ وقت به طور شایسته‌ای از آن استفاده نمی‌شود. اگر دنبال دلیل آن بروید به یک ماجرای جالب می‌رسید؛ کوبریک قرار بوده انتهای فیلمش را با یک نبرد بوفه غذا به پایان برساند. به طوری که شخصیت‌ها با پای سیب بیفتند به جان هم. استاد این پایان را ضبط هم می‌کند اما در نهایت تصور کرده نمایش آن به طنز فیلمش آسیب می‌رساند و آن را تبدیل به یک «بزن بکوب» بی‌ارزش می‌کند و کسی دیگر به طنز روشنفکرانه ماقبل آن صحنه خاص نمی‌اندیشد. کوبریک یک پایان بندی جدید برای اثرش می‌نویسد و می‌گیرد؛ که همانی است که دیده‌اید. آن دعوای بوفه غذا هم برای همیشه به آرشیو می‌رود. حداقل تصور این بوده که برای همیشه به آرشیو می‌رود. اما بعد از مرگ کوبریک این صحنه‌ها از کمد بیرون می‌آید و به صورت محدود پخش می‌گردد. کوبریک تا زمانی که جان در بدن داشت اجازه انتشار پایانی جز آنچه ضبط کرده را به کسی نداد چون به درستی می‌دانست پایان همه چیز است.</p>
<p>هنر پایان‌بندی چیزی است که می‌تواند یک فیلم را نجات دهد یا آن را به قهقرا بفرستد. چرا که صحنه‌های پایانی، آخرین چیزی است که یاد مخاطب می‌ماند. اگر شمای کارگردان بتوانید در لحظات پایانی حس خوب و مثبتی در بیننده ایجاد کنید، فیلم شما همیشه با آن حس در ذهن مخاطب ثبت می‌گردد. البته عکس این قانون هم صادق است.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2025/02/Natoore-Dasht1.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-168799" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2025/02/Natoore-Dasht1.jpg" alt="Natoore-Dasht" width="1280" height="853" /></a></p>
<p>«ناتور دشت» یکی از فیلم‌های جشنواره امسال است که می‌توان در مورد پایان بندیش صحبت کرد. این فیلم شروع بسیار خوبی دارد. با ریتم جذابی درامش را پیش می‌برد و مخاطب را درگیر می‌کند. قطعا یکی از فیلم‌های موفق جشنواره امسال در زمینه ایجاد روابط علت و معلولی در فیلمنامه است و کاراکترهایش کاملا بر مبنای منطق فعالیت می‌کنند. تعلیق به شکل قدرتمندی در «ناتوردشت» ایجاد می‌شود و به شکل مهیبی حس مخاطب را برمی‌انگیزاند؛ سکانس سوار شدن پدر یسنا در ماشین را تصور کنید… . تعلیق این‌قدر قوی بود که وقتی روی یک اشکال فنی، فیلم دقایقی روی پرده سالن میلاد متوقف شد، صدای ناراحتی مخاطبان به هوا رفت و برخی به شوخی و جدی ‌گفتند کارگردان روی سن برود و بقیه داستان را خودش تعریف کند.</p>
<p>با این حال فصل گره‌گشایی به «ناتوردشت» ضربه زده. از همان جنس ضرباتی که «پوست شیر» در اوج خودش متحمل می‌شد. اگر آن چشم عروسکی در انبار کاه به نظر احمد نمی‌آمد چه می‌شد؟ چرا بعد دیدن آن چشم عروسکی احمد به این نتیجه رسید که باید سراغ زیر زمین برود؟ این گره گشایی تصادفی از لذت تماشای یک درام پر تعلیق می‌کاهد. هرچند وقتی وارد سکانس‌های پایانی می‌شویم، شیمی میان هادی حجازی‌فر و میرسعید مولویان اوج می‌گیرد تا مخاطب در نهایت با حال نسبتا خوبی از سالن خارج شود. مولویان یک شخصیت روان‌پریش را به خوبی بازی کرده و لحظات بازی جذابی دارد که تا انتها به پایان نمی‌رسد. و این شانس بزرگ «ناتوردشت» است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=168797">پایان همه چیز است</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=168797</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>انتقام‌جویان روی پرده</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=168617</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=168617#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 05 Feb 2025 14:53:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[اسفند]]></category>
		<category><![CDATA[اشک هور]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی مافی]]></category>
		<category><![CDATA[چهل‌وسومین جشنواره فیلم فجر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=168617</guid>
		<description><![CDATA[<p>اکران دو فیلم «اشک هور» و «اسفند»، هر دو با محوریت شهید علی هاشمی در جشنواره امسال با حرف و حدیث‌های مختلفی همراه بوده است. اما بد نیست یک بار از منظر اقتصاد رسانه به تولید آن‌ها نگاه کنیم.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=168617">انتقام‌جویان روی پرده</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a> &#8211; <a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d9%85%d9%87%d8%af%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%81%db%8c"><strong>مهدی مافی</strong></a> : شاید کمتر کسی بداند اما وقتی مارول و دی‌سی تصمیم گرفتند موج فیلم‌های ابرقهرمانی خودشان را بسازند اوضاع برابری نداشتند. مارول یک برند پست‌تر بود! جایی برای بی‌مصرف‌ها. در حالی که دی سی خودش را با سه گانه «شوالیه تاریکی» کریستوفر نولان احیا کرده بود، مارول داشت با «دردویل» برای بقا می‌جنگید؛ نبردی برای ورشکست نشدن اثر! اما مارول به دست دیزنی افتاد و کمپانی تصمیم گرفت مجموعه‌ای از فیلم‌های ابرقهرمانی در یک دنیای واحد بسازد. ایده‌ای به شدت جاه‌طلبانه که نه تنها همه به آن شک داشتند، بلکه سر شکست خوردنش می‌توانستند شرط‌های سنگین ببندند! دی سی که دست بالاتر را داشت، نتوانسته بود در سه گانه نولان وحدت بازیگران اصلی‌اش را حفظ کند و کیتی هولمز را پای نقش ریچل داوز نگه دارد! اوضاع برای مارول که سخت‌تر‌ هم بود؛ چون به جز اوضاع مالی بد‌تر و هنرمندان با خلاقیت کمتر، حتی حقوق مالکیت شخصیت‌های مهم خودش را هم نداشت. در حالی که کلیت شرکت به دیزنی رسیده بود، مالکیت اسپایدرمن با سونی پیکچرز بود، مردان ایکس، ولوورین و ددپول به فاکس قرن بیستم تعلق داشت و&#8230; . پس ایده جمع کردن همه ابرقهرمانان جذاب مارول زیر یک پرچم کاملا نشدنی و دست نیافتنی به نظر می‌رسید. با این حال باب آیگر و کوین فایگی کله شق تر از آن بودند که به خاطر مشکلات مالی یا حقوقی این ایده را در نطفه خفه کنند. هرچند برای پیش برد طرحشان باید قماری چند صد میلیون دلاری انجام می‌دادند امروز بیش از ۲۵ سال از آن روزها می‌گذرد و همه می‌دانند که مارول چه کرده است. چندین فیلم ابرقهرمانی و سریال تلویزیونی برند این شرکت را دوباره بالا آورد و کاری کرد تا دی‌ سی مجبور شود از روی دست آن طرح بزند.</p>
<p>در طول مسیر تولیدی دنیای سینمایی مارول، هنر هفتم از منظر فنی و تولیدی پیشرفت‌های قابل ملاحظه‌ای را پشت سر گذاشت؛ به طوری که ساخت فیلم‌های بیگ پروداکشن در هالیوود بیش از پیش روی ریل افتاد و امروزه کارخانه‌وار تولید می‌شود. یکی از نوآوری‌هایی که (البته نه برای اولین‌بار) در این حوزه اتفاق افتاد تولید اسپین-آف‌ها بود که خیلی از هزینه‌های تولیدی را منطقی می‌کرد. به این معنی که شما می‌توانستید با امکانات یک پروژه چند پروژه را روشن کرده و پیش ببرید.</p>
<p>مسیری که مارول پیش گرفت، در ایران هم ناگزیر بود. به عبارت بهتر؛ در ایران ناگزیر نبود؛ از نان شب واجب‌تر بود. چون سطح درآمدهای سینمای ایران پایین‌تر است، حمایت دولتی بی حساب و کتاب نیست و پروژه‌ها باید منطق مالی دقیق‌تری داشته باشند تا به تولید برسند. حالا مراکزی که فیلم‌های بیگ پروداکشن تولید می‌کنند می‌توانند با همین منطق تولیدات باکیفیت‌تری داشته باشند. اوج بعد از «مجنون» سراغ «اسفند» رفته و بدیهی است که به درستی می‌توانسته کاراکتر علی هاشمی را در فیلم نخست معرفی کرده و در دومی با همان بازیگر آن را پرداخت بهتری کند. مضافا که حتما در پشت صحنه هم هم‌افزایی‌هایی بین دو پروژه بوده است. حوزه هنری هم در شرایطی با «اشک هور» به جشنواره آمده که ساخته خودش را از دل یک سریال بیرون کشیده. به تعبیر ساده‌تر هزینه‌ای که برای یک فیلم سینمایی انجام داده (در قیاس با هزینه‌های واقعی سینما) نزدیک به صفر بوده است. در اقتصاد رسانه ما دو ویژگی بسیار مهم داریم؛ اول «صرفه به مقیاس» عجیب و غریب آن است که در بقیه صنایع تقریبا وجود ندارد. شما اگر یک کارخانه تولید شیر پاکتی داشته باشید برایتان حتما فرق می‌کند ۱۰۰۰ پاکت تولید کنید یا ۲۰۰۰ پاکت. به جز هزینه‌های ثابت، تولید ۲۰۰۰ پاکت هزینه مواد اولیه شما را هم بالا می‌برد. اما در صنعت رسانه وقتی یک فیلم سینمایی تولید می‌شود، هزینه تکثیر آن نزدیک به رایگان است. فقط کافی است از روی محصولتان کپی بگیرید. این باعث می‌شود بالا رفتن تیراژ، قیمت تولید را پایین بیاورد. بر خلاف هر صنعت دیگری در دنیا. از طرف دیگر ما در اقتصاد رسانه «صرفه دامنه» هم داریم. یعنی شما اگر کتابی در مورد علی هاشمی می‌نویسید می‌توانید با هزینه کمتر و بدون نیاز به پژوهش بیشتر آن را تبدیل به فیلمنامه کنید، سپس فیلمنامه را به یک اثر سینمایی تبدیل کنید، از دل آن سریالی بیرون بکشید، با اضافه کردن چند نما مستند پشت صحنه اثرتان را بسازید و&#8230; . این چرخه می‌تواند تا ابد ادامه داشته باشد. جای خوشبختی است که سینمای ایران در حال حرکت به این سمت است. فقط ای کاش تجمیع هم اتفاق بیفتد تا در یک سال دو پروژه با یک موضوع واحد، نگاه واحد و تقریبا استاندارد واحد تولید نشود؛ چون بدون شک این به هر دو کار ضربه‌هایی خواهد زد. حالا یکی بیشتر ضربه دریافت می‌کند و یکی کمتر. اما ضربه‌ها ناگزیرند!</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=168617">انتقام‌جویان روی پرده</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=168617</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نولان بخواب که ما بیداریم!</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=168393</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=168393#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 04 Feb 2025 11:35:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[شمال از جنوب غربی]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی مافی]]></category>
		<category><![CDATA[چشم بادومی]]></category>
		<category><![CDATA[چهل‌وسومین جشنواره فیلم فجر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=168393</guid>
		<description><![CDATA[<p>روز گذشته در جشنواره فجر دو فیلم روی پرده سینمای رسانه‌ها رفت که می‌توان به بهانه آنها در مورد سادگی یا پیچیدگی روایت در فیلم‌های امروز ایران صحبت کرد؛ «شمال از جنوب غربی» و «چشم بادومی».</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=168393">نولان بخواب که ما بیداریم!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a> &#8211; <a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d9%85%d9%87%d8%af%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%81%db%8c"><strong>مهدی مافی</strong></a> : تا حالا دقت کرده‌اید که خیلی از فیلم‌های کریستوفر نولان را نمی‌توانیم لوث (به قول نسل جدید اسپویل) کنیم؟ حتی اگر واقعا تلاش مجدانه‌ای هم در این راه انجام بدهیم&#8230; . به عنوان مثال بیاید یک بار «تنت» را لوث کنیم؛ «مردی سیاه پوست که اسم هم ندارد می‌خواهد عملیاتی را در سالن اوپرای شهر کیف انجام دهد. اما کار به فنا می‌رود و دستگیر می‌شود. می‌خواهد خودکشی کند اما نمی‌میرد. می‌فهمد همه این‌ها یک نقشه از قبل چیده شده بوده تا او را تست کنند. بعد او توسط سازمانی تخیلی به اسم تنت استخدام می‌شود تا در زمان به عقب حرکت کند و&#8230; .» فقط کمی دیگر ادامه دهید مخاطبتان حتما خواهد خواست که ساقی یا پارکتان را عوض کنید!</p>
<p>از آنجایی که با یک نئو نوآرِ علمی-تخیلیِ هالیوودیِ جریان اصلی رو به رو هستیم پر واضح است که مخاطب حتی قبل از خرید بلیط سینما پایان بندی را هم به طور کامل می‌داند. به این معنی که متوجه است قهرمان -هرکه باشد- به هدفش خواهد رسید. در نتیجه شما به خاطر نحوه رسیدن نقش اول به هدفش است که فیلم را می‌بینید و از این سیر است که لذت می‌برید (یا نمی‌برید!). حالا اگر این سیر آن‌قدر پیچیده باشد که سر از آن در نیاورید دیگر دلیلی برای دیدن فیلم نیست. دقیقا مثل «تنت» که احتمالا فقط طرفداران سینه چاک سر کریستوفر از آن لذت خواهند برد؛ حداقل آمار فروشش که این را می‌گوید.</p>
<p>در خود کارنامه نولان هم هر جا او به سمت پیچیدگی افراطی رفته (مثل «تنت») شکست خورده و هر جا بر اساس ویژگی‌های فیلمنامه‌اش بازی‌های فرمی کرده نتیجه یک شاهکار به یادماندنی شده است؛ درست مثل «ممنتو»! «ممنتو» اثری است که ته دالان پیچیدگی را لمس کرده اما موفق است. داستان آن را به خاطر بیاورید؛ «مردی می‌خواهد انتقام مرگ همسرش را بگیرد. چالش جدی او جایی است که به دلایلی حافظه کوتاه مدت خودش را از دست داده و نمی‌تواند به آنچه می‌بیند اعتماد کند.» نولان در این فیلم روایت کلاسیک را هم شکسته. داستان را کمی از اول تعریف می‌کند و کمی از آخر؛ همین‌قدر عجیب! اما مخاطب نه تنها فیلم را متوجه می‌شود بلکه پای آن می‌نشیند تا نتیجه همه این تعلیق‌ها را ببیند. در «ممنتو» پیچیدگی کارکرد دراماتیک مهمی دارد. خود نولان می‌گوید قصد داشته مخاطبانش -که احتمالا همگی حافظه کوتاه مدت سالمی دارند- چیزی بیشتر از قهرمان بیمار فیلم ندانند. برای همین بخشی از قصه را از اول و بخشی را از آخر تعریف می‌کند و در انتها همه را به هم متصل می‌کند. این مدل روایت کمک زیادی به شخصیت پردازی نقش اول کرده؛ چرا که می‌تواند همدلی زیادی بین او و مخاطب ایجاد کند.</p>
<p>اما وقتی پیچیدگی از دل فیلم و دنیایش بیرون نیاید فقط می‌تواند مخاطب را کلافه کند. اتفاقی که در «شمال از جنوب غربی» رخ می‌دهد. در دقایق ابتدایی فیلم خط زمانی بدون منطق روایی به هم می‌ریزد؛ انگار قصد دارد با سردرگم کردن مخاطب تعلیق ایجاد کند. حال آنکه قصه انتخاب شده به خودی خود آن‌قدر گِل دارد که بازی‌های اینچنینی لازم نداشته باشد. بدتر این که از جایی به بعد همان فرم به هم ریخته زمانی رعایت نمی‌شود و کار خطی جلو می‌رود. این موضوع توازن روایت را به هم ریخته است. در نتیجه این پیچیدگی‌ها با فیلمی طرف هستیم که مخاطب را گیج می‌کند و به پتانسیل خودش نمی‌رسد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2025/02/Fajr43-Day4.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-168384" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2025/02/Fajr43-Day4.jpg" alt="Fajr43-Day4" width="1280" height="853" /></a></p>
<p>در طرف مقابل اما «چشم بادومی» است که حتی در اسم هم سادگی را پیشه کرده. داستان «چشم بادومی» کم مایه‌تر از آن است که وقتی روی کاغذ آن را می‌خوانید بتوانید تصور کنید از آن یک فیلم سینمایی خوب در ‌آید. اما روایت پویای ابراهیم امینی کار را برای اثرش در می‌آورد. او به اندازهْ خط اصلی را می‌شکند و وارد فضای ذهنی مائده شخصیت اصلی‌اش می‌شود. می‌داند چه زمانی ریتم را بالا ببرد و کی به مخاطب وقت فکر کردن دهد. در نهایت هم با یک پایان‌بندی متناسب، بدون شعارزدگی پرونده نخستین فیلمش را می‌بندد. شاید «چشم بادومی» یک شاهکار ماندگار در تاریخ سینما نباشد اما همانی است که مخاطبان توقع دارند؛ ساده، قصه‌گو، جذاب و با بازی‌های خوب که مخاطب را تا پایان نگه می‌دارد و در نهایت خاطره اثری دغدغه‌مند را به او هدیه می‌دهد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=168393">نولان بخواب که ما بیداریم!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=168393</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شیرینی‌پزی کریمی و شرکا</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=168228</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=168228#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 03 Feb 2025 10:57:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[بچه مردم]]></category>
		<category><![CDATA[محمود کریمی]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی مافی]]></category>
		<category><![CDATA[هتل بزرگ بوداپست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=168228</guid>
		<description><![CDATA[<p>از میان فیلم‌های به نمایش درآمده در سه روز ابتدایی جشنواره چهل‌وسوم، «بچه مردم» به کارگردانی محمود کریمی با بیشترین واکنش مثبت از سوی اصحاب رسانه و منتقدان مواجه شد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=168228">شیرینی‌پزی کریمی و شرکا</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a> &#8211; <a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d9%85%d9%87%d8%af%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%81%db%8c"><strong>مهدی مافی</strong></a> :اگر بخواهم ده مقصد مورد علاقه‌ام برای سفر و سفرنامه‌نویسی را انتخاب کنم قطعا کنار مکان‌هایی مثل ساندویچی مشهور میدان پوشکین مسکو، استادیوم آزتکای مکزیکوسیتی، کاخ آلکازار سویل و میدان مایوی بوئنوس‌آیرس حتما از بابلزبرگ آلمان نام می‌برم؛ قدیمی‌ترین استودیوی فیلمسازی پروژه‌های بزرگ، در نزدیکی شهر برلین که تعدادی از مهم‌ترین آثار تاریخ سینما را میزبانی کرده است؛ از «متروپلیس»، «نیبلونگن» و «دکتر مابوزه قمارباز» فریتز لانگ بگیرید تا «پیانیست» پولانسکی، «وی مثل وندتا»ی جیمز مک تیگو، «حرامزاده‌های لعنتی» تارانتینو و «پل جاسوس‌ها»ی اسپیلبرگ. یکی از ویژگی‌های مهم بابلزبرگ دپارتمان طراحی صحنه عجیب و غریب آن است. کسانی که آنجا کار کرده‌اند تعریف می‌کنند فقط کافی است بگویید داستان فیلمتان در چه سالی می‌گذرد. صحنه‌ها آن‌قدر با جزئیات طراحی می‌شود که وقتی به درون آن پا می‌گذارید، فکر می‌کنید سفری در زمان داشته‌اید. همیشه هم «زنی در ماه» را برای این موضوع مثال زده‌اند؛ ساخته سال ۱۹۲۹ فریتز لانگ برای دوره خودش به حدی واقعی بود که می‌گویند ورنر فون براون -پدر علم موشکی آلمان- بعد تماشای آن رشته تحصیلی خودش را انتخاب کرد. یا حتی نقل است که وقتی دولت نازی سرکار می‌آید، اجازه انتشار بیشتر «زنی در ماه» را می‌گیرد چون موشک درون فیلم به شکلی باورنکردنی شبیه طرح‌های واقعی آلمانی‌ها بوده است.</p>
<p>این ویژگی رشک برانگیز بابلزبرگ خوراک فیلمسازانی است که طراحی‌های صحنه خلاقانه می‌خواهند؛ همان‌هایی که دکورهای آب‌نباتی رنگ آثارشان تلفن مدل سال ۱۹۶۲ سبز کله غازی با سیم زرد عسلی لازم دارد و اگر آن را با سبز مغز پسته‌ای مدل ۱۹۶۱ عوض کنید دو روز کامل تمام عوامل را معطل می‌کنند تا خواسته‌شان برآورده شود. کسانی مثل وز اندرسون که بعد از یک تجربه مشترک، بارها و بارها به آلمان سفر می‌کنند تا فقط با بابلزبرگ همکاری داشته باشند. «هتل بزرگ بوداپست» و «فرنچ دیسپچ» اینجا ساخته شده، «شهر سیارکی» همین‌طور. جالب این که اندرسون حتی وقتی می‌خواهد انیمیشنی مثل «جزیره سگ‌ها» را بسازد یا برای مون بلان یک تیزر تبلیغاتی کارگردانی کند هم سراغ بابلزبرگ می‌آید. بی‌راه نیست اگر بگوییم بخش قابل توجهی از امضای هنری این فیلمساز با کمک و حمایت استودیوی آلمانی در طول چندین سال شکل گرفته. مسئله‌ای که ادای دین، گرته‌برداری یا اقتباس از این سبک بصری را برای هنرمندانی که چنین امکانات ویژه‌ای ندارند بسیار سخت می‌کند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2025/02/Fajr43-Day3.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-168219" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2025/02/Fajr43-Day3.jpg" alt="Fajr43-Day3" width="1280" height="853" /></a></p>
<p>همین موضوع ارزش‌های فیلمی مثل «بچه‌ مردم» محمود کریمی را بیشتر نمایان می‌کند. اثری فانتزی که در روز سوم روی پرده سینمای رسانه‌ها رفت. «بچه مردم» از همان سکانس ابتدایی مخاطب را میخکوب می‌کند. فرم بصری جذاب آن کمتر به شکلی بومی در سینمای ایران ساخته شده که این را می‌شود به پای جاه طلبی شجاعانه کارگردانش نوشت. کریمی اما به مراتب فراتر از ارائه یک تصویر زیبا می‌رود تا وصله کپی‌کاری از اثرش کیلومترها فاصله بگیرد. او به سمت ساختن یک فیلم دوران حرکت کرده که تصورش هم برای خیلی از فیلمسازان باسابقه سخت و نفس‌گیر است. خصوصا اگر بخواهند آن را با یک روایت فانتزی همراه کنند. اینجا همان جایی است که «بچه مردم» نشان می‌دهد یک کپی صرف از سبک هنری خاصی نیست. بلکه اقتباسی است که می‌تواند با استفاده از فرمی جذاب کار خودش را انجام دهد. داستان با پسری به اسم ابوالفضل در سال‌های قبل از انقلاب  آغاز می‌شود. او یک «بچه پرورشگاهی» است که دنبال هویت خودش می‌گردد. همین بهانه‌ای برای جستجوگری به شخصیت اصلی می‌دهد تا او را از دل وقایع مهم تاریخ ایران عبور دهد. اینجا دقیقا نقطه‌ای است که محمود کریمی از وز اندرسون عبور می‌کند. عموم فیلم‌های اندرسون در یک لامکان لازمان جلو می‌روند. او حتی در تنها پروژه‌اش که می‌تواند مستقیما تاریخی شود («هتل بزرگ بوداپست») داستان را به لامکانی به اسم زبراوکا منتقل می‌کند و اجازه نمی‌دهد سایه جنگ جهانی دوم و فاشیزم هیتلری روی آن بیفتد. اما کریمی عامدانه درست به شیوه زمکیس در «فارست گامپ» کاراکتر اصلی خودش را در متن اتفاقات تاریخی قرار می‌دهد. به همین شیوه ابوالفضل و دوستانش در انقلاب اسلامی، تسخیر لانه جاسوسی و بعد جنگ ایران و عراق حضورهای هیچکاکی و جذابی را تجربه می‌کنند که حال مخاطب را بی‌اندازه خوب می‌کند؛ خصوصا که نگاه وطن‌پرستانه کریمی در کنار فانتزی‌بازی‌های ذهن خلاقش، تصویر کلیشه‌ای از رویدادهای زیادْ دیده شده‌ای مثل دفاع مقدس را کنار می‌زند و محصولی منحصر به فرد را می‌سازد. اثری که گاه شما را از ته دل می‌خنداند و گاه نم اشکی گوشه چشمانتان جمع می‌کند. «بچه مردم» با فیلمنامه دوست داشتنی‌اش، با بازی‌های درست و بازیگران همدلی برانگیزش، با موسیقی دسپلاطور کریستوف رضاعی و از همه مهم‌تر با کارگردانی خود محمود کریمی که در میزانسن و دکوپاژ روی برداری میان وز اندرسون و ژان پیر ژونه حرکت کرده اما در نهایت اثر خودش را تولید می‌کند، یک شیرینی دوست داشتنی است که طعم آن تا روز پایانی از کامممان نمی‌رود.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=168228">شیرینی‌پزی کریمی و شرکا</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=168228</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سندروم آنی‌ هال</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=168064</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=168064#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 02 Feb 2025 12:59:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[آنتیک]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی مافی]]></category>
		<category><![CDATA[چهل‌وسومین جشنواره فیلم فجر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=168064</guid>
		<description><![CDATA[<p>فیلم «آنتیک» آخرین فیلم به نمایش درآمده در دومین روز جشنواره چهل‌وسوم بود که به رغم انتظارات نتوانست تنور جشنواره را گرم کند؛ اما چرا؟</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=168064">سندروم آنی‌ هال</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> &#8211; <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d9%85%d9%87%d8%af%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%81%db%8c">مهدی مافی</a></strong> : شاید یادتان باشد چند سال پیش پژوهشی انجام شده بود که می‌گفت آدم‌ها خیلی از فیلم‌های مهم تاریخ سینما را ندیده‌اند؛ اما به خاطر این‌که احساس کمبود نکنند بین دوستان و آشنایان ادعا می‌کنند آنها را دیده‌اند. مثلا «پدرخوانده» یکی از اصلی‌ترین فیلم‌هایی است که مردم به خاطرش دروغ می‌گویند. حالا من می‌خواهم در پیشگاه شما یک اعتراف کنم. از آن دست اعترافاتی که کمتر منتقدی حاضر به بیانش می‌شود؛ «اینجانب مهدی مافی، سردبیر سابق سوره سینما «آنی ‌هال» وودی آلن را تازه همین اواخر دیدم.» البته از «همین اواخر»ی که می‌گویم ۷-۸ سالی گذشته اما به هر حال تقریبا ۴ دهه بعد از اکرانش فرصت و حال تماشایش را پیدا کردم. بعد از ظهر یکی از روزهای دانشجویی بود. آن زمان کلاس فیلمنامه‌نویسی می‌رفتم و داشتم یکی یکی برنده‌های اسکار بهترین فیلمنامه را می‌دیدم که به خودم گفتم بنشینم و آنی‌ هال را هم ببینم.</p>
<p>فیلم را به زور تمام کردم. حیف وقتی پراندم و برای سوزاندن زمان از دست رفته از پیشگاه قادر مطلق طلب عفو کردم. با این حال خیلی با خودم کشتی گرفتم که چرا از این فیلم بدم آمده؟! (آن زمان چندان به خودم اجازه نمی‌دادم که از فیلم‌های منتقد پسند تنفر پیدا کنم.) ریشه‌های نفرت را که جست و جو کردم به پاسخ مناسبی رسیدم: من «آنی هال» را دیر دیده بودم؛ بعد از آن که حافظه دیداری‌ام پر شده بود از فیلم‌هایی که در آن شخصیت اصلی مدام دیوار چهارم را می‌شکست. در نتیجه درکی از فیلمنامه خاص آن نداشتم. حداقل نه آن‌طور که مخاطب سال ۱۹۷۷ داشته. همین موضوع ساده باعث شد چیزی به اسم «سندروم آنی هال» برای خودم ایجاد کنم. سندرومی که کاملا شخصی است و به خودم اختصاص دارد. هر زمان فیلمی قدیمی می‌بینم که در دوره خودش حسابی سر و صدا کرده اما منِ مخاطب سال ۲۰۲۵ را نمی‌گیرد پیش خودم می‌گویم درگیر سندروم آنی هال شده‌ام.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2025/02/Antique2.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-168066" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2025/02/Antique2.jpg" alt="Antique2" width="1280" height="853" /></a></p>
<p>دیشب وقتی فیلم «آنتیک» تمام شد مدام به سندروم آنی هال فکر می‌کردم. «آنتیک» البته قدیمی نیست، در نتیجه همه ویژگی‌های سندروم مذکور را ندارد اما طوری تاریخ مصرف گذشته است که فرقی با یک اثر قدیمی نمی‌کند. اگر روزگاری نمایش ختنه روی پرده سینما، کنایه‌های جنسی، شوخی با خرافات یا اعتقادات مردم، زن پوشی، زشت رقصیدن مردها و&#8230; آوانگارد و متهورانه تلقی می‌شد، امروز نمی‌شود. وقتی به تاریخ سینمای ایران نگاه می‌کنیم می‌بینیم هر کدام از مواردی که نام بردم در دوره‌های مختلف چنان حاشیه‌هایی برای برخی آثار تولید کرده که بیا و ببین؛ هنوز ماجراهای «آدم برفی»، «مارمولک»، «پنجاه کیلو آلبالو»، «هزارپا» و&#8230; از خاطرمان نرفته. در سال ۱۴۰۳-۱۴۰۴ «آنتیک» دیگر نمی‌تواند چیزی را نشان مخاطب دهد که پیشتر، بیشترش را ندیده؛ نمی‌خنداند، نوآوری خاصی در طنز ندارد و وقتی داستانش هم کند، کسل کننده و قابل پیش‌بینی می‌شود، دیگر دلیلی جز بازی نمکین پژمان جمشیدی -که البته کلیشه خودش است و بارها در آثار مختلف تکرارش کرده- نمی‌ماند که مخاطب را تا زمانی که حوصله‌اش سر برود جلو ببرد. «آنتیک» شاید اگر اواخر دهه هفتاد یا ابتدای دهه ۸۰ اکران می‌شد اوضاع برایش بهتر بود؛ جایی بعد از «آدم برفی» و قبل از «مارمولک»! آن وقت شاید کسی بود که در خودش سندروم آنتیک را پیدا کند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=168064">سندروم آنی‌ هال</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=168064</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>در ستایش یک شروع خوب!</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=167944</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=167944#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 01 Feb 2025 11:44:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[شهید علی صیاد شیرازی]]></category>
		<category><![CDATA[صیاد]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی مافی]]></category>
		<category><![CDATA[چهل‌وسومین جشنواره فیلم فجر]]></category>
		<category><![CDATA[گتسبی بزرگ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=167944</guid>
		<description><![CDATA[<p>اولین فیلم به نمایش درآمده در چهل‌وسومین جشنواره فیلم فجر، فیلم «صیاد» به کارگردانی جواد افشار بود که با واکنش‌های متفاوتی مواجه شد؛ این فیلم ایا آغاز جذابی برای فجر رقم زد؟</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=167944">در ستایش یک شروع خوب!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> &#8211; <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d9%85%d9%87%d8%af%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%81%db%8c">مهدی مافی</a></strong> : شروع خوب یک نعمت بزرگ است. این قدر بزرگ که اگر همین متنی که می‌خوانید تا الان نتوانسته جذبتان کند سراغ کار دیگری می‌روید؛ پس بگذارید برایتان ماجرایی را تعریف کنم؛‌ به محض این که لئوناردو دی‌کاپریو از بازی در «گتسبی بزرگ» فارغ شد و کار فیلم به پایان رسید، جشنواره بین المللی کن بعد دوری از مذاکرات اعلام کرد این اثر را به عنوان افتتاحیه سال ۲۰۱۳ انتخاب کرده است؛ همان دوره‌ای که استیون اسپیلبرگ رئیس هیئت داورانش بود، اصغر فرهادی «گذشته» را در بخش مسابقه داشت و رضا عطاران «رد کارپت» را در حاشیه‌اش ساخت. انتخاب «گتسبی بزرگ» همان چیزی بود که کن می‌خواست؛ پای دی‌کاپریو و دیگر ستارگان آن اثر پر زرق و برق را به ساحل کوت دازور باز می‌کرد و رسانه‌ها را به مرز انفجار می‌رساند. غافل از این که رسانه‌ها خیلی زود به این انتخاب خواهند تاخت. ماجرا از جایی شروع شد که تهیه کننده «گتسبی بزرگ» خبر داد فیلمش را روز ۱ می در آمریکا اکران می‌کند. این در حالی بود که کن از روز ۱۵ می شروع می‌شد. به تعبیر ساده‌تر فیلم افتتاحیه مهم‌ترین جشنواره اروپا دو هفته قبل از رونمایی رسمی به انتشار می‌رسید. هجمه‌ها شروع شد؛ برخی کارشناسان و أصحاب رسانه گفتند و نوشتند که فستیوال اعتبار خودش را از دست داده یا لااقل از روزهای اوج خودش فاصله گرفته. با این حال هیچ خللی در تصمیم برگزار کنندگان ایجاد نشد تا این که بالاخره پای لئوناردو دی‌کاپریو به فرش قرمز باز شود. بله؛ در نگاه اول خوب نیست اگر فیلم افتتاحیه جشنواره‌تان دو هفته زودتر اکران جهانی خودش را آغاز کند. اما مگر کن از یک فیلم آغازین چه می‌خواهد؟ گرم کردن تنور فستیوال. و چه چیزی بیشتر از حواشی و حضور ستاره‌ها می‌توانست درجه گرمای این تنور را به مرز حرارت خورشید برساند؟! نه فقط کن، که برلین، ونیز و دیگر جشنواره‌های سینمایی مهم جهان هیچ وقت شروع و پایان خودشان را به دست قرعه نمی‌سپارند تا با چاشنی شانس انتخاب شود. حال آنکه در فجر قرعه انگار سنت غیر قابل خدشه‌ای است که مثل جواهرات سلطنتی در موزه بانک مرکزی مورد محافظت قرار می‌گیرد. برای همین در طول أدوار مختلف گاهی بدترین فیلم‌های کل جشنواره درست سانس اول روز اول روی پرده رفته‌اند و تمام حس و حال أصحاب رسانه را گرفته‌اند. قبول دارم که «صیاد» این‌قدر اغراق شده فیلم بدی نیست اما شمایی که مخاطب متن من هستید تا الان دیگر متوجه شده‌اید که مسئله‌ام مصداقی نیست. بلکه همه این کلمات را در ستایش یک شروع خوب است که روی کاغذ آورده‌ام.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2025/02/Sayyad2.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-167945" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2025/02/Sayyad2.jpg" alt="Sayyad2" width="1280" height="853" /></a></p>
<p>شروع خوب همانی است که اتفاقا «صیاد» هم نداشت و از آن ضربه خورد. ساخته جواد افشار که برشی از زندگی شهید علی صیاد شیرازی را به تصویر می‌کشد، با مشکلاتی در روایت خودش مواجه است که مهم‌ترین آن را می‌توانیم پای داستانش بگذاریم. «صیاد» از آن دست آثاری است که هر چقدر به آن زمان می‌دهی شروع به قصه گویی نمی‌کند؛ به درستی دراماتیزه نشده و اصلا شبیه یک فیلم سینمایی نیست. بلکه انگار روایت‌هایی مستند از برخی عملیات‌های دوران پر شکوه دفاع مقدس است. شخصیت‌ها منظم نیستند، کارکرد آنها در فیلمنامه مشخص نیست و کست خوب آن نتوانسته بازی مورد انتظار مخاطب را به نمایش بگذارد. هرچند ساخته جدید جواد افشار از نظر تولیدی اثر نسبتا تر و تمیزی است و احتمالا می‌تواند روز پایانی منتظر نامزدی‌ها یا جوایز خوبی در بخش‌های فنی باشد. مگر آن که پایان غیر منتظره‌ای جشنواره را به سمت و سوی دیگری ببرد. پایانی که احتمالا برای همه جذاب‌تر خواهد بود.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=167944">در ستایش یک شروع خوب!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=167944</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>داری می‌میری و هنوز خری!</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=162367</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=162367#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 09 Jun 2024 10:29:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[عطرآلود]]></category>
		<category><![CDATA[مصطفی زمانی]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی مافی]]></category>
		<category><![CDATA[هادی مقدم‌دوست]]></category>
		<category><![CDATA[هدی زین‌العابدین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=162367</guid>
		<description><![CDATA[<p>بعد از اکران «عطرآلود» به کارگردانی هادی مقدم‌دوست در سینماها، مهدی مافی سردبیر سابق سوره سینما در یادداشتی به این فیلم سینمایی پرداخت.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=162367">داری می‌میری و هنوز خری!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong><strong> </strong><strong>&#8211;</strong><strong> <a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d9%85%d9%87%d8%af%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%81%db%8c">مهدی مافی</a> : </strong>«چرا فیلم شروع نمی‌شود؟» اولین جمله‌ای که درست میانه دیدن «<a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d8%b9%d8%b7%d8%b1%d8%a2%d9%84%d9%88%d8%af">عطرآلود</a>» به ذهنم رسید همین بود. دقیقا وسط همان سکانس‌های عاشق شدن علی و عاطفه. همان لحظاتی که هر کس دید گفت چقدر روند فیلم تند است و کارگردانی درخشان! اما نبود. می‌دانستم مقدم‌دوست نمی‌خواهد یک فیلم رمانتیک کلیشه‌ای مهمانم کند و داشتم انتظار می‌کشیدم که پس کی دست خودش را رو می‌کند. کم کم اما داستان چرخید. سر و کله بیماری پیدا شد و علی رو در روی مرگ قرار گرفت. اما باز موضوع این نبود. «اگر به مقدم‌دوست است که آخر فیلم نباید منتظر خوب شدن یا مردن علی باشیم.» سرتان را درد نیاورم. داستان بالا و پایین شد تا جایی که علی در واگویه‌ای احساسی فریاد زد «داری می‌میری و هنوز خری!» و آنجا بود که بالاخره قفل فیلم گشوده شد. کارگردان کلید را دستم داد که همه قفل‌های قبلی را باز کنم.</p>
<p>چند سال پیش که فصل اول سریال «وست ورلد» را تمام کردم مدت زیادی به آن و مفهوم جبر و اختیارش فکر می‌کردم. به این که چطور می‌شود در یک اثر دراماتیک راجع به مفاهیم معنوی حرف زد و شعار نداد. حتی اگر آن مفهوم به سختی مسئله جبر و اختیاری باشد که بسیاری از اساتید برجسته فلسفه هم نمی‌توانند به سادگی در موردش صحبت کنند. حالا اگر بخواهیم آن را در ایران و با داشته‌های سینمای خودمان پیاده کنیم چه می‌شود؟ تقریبا ناامید بودم. گذشت تا جشنواره ۹۶ که فیلم «شعله‌ور» حمید نعمت‌الله با متنی از خودش و <a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d9%87%d8%a7%d8%af%db%8c-%d9%85%d9%82%d8%af%d9%85%e2%80%8c%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa">هادی مقدم‌دوست</a> روی پرده رفت. یک پاسخ قدرتمند به سوال ذهنی من. تصویری که کاراکتر فرید (با بازی درخشان امین حیایی) از حسادت به نمایش گذاشت ذره‌ای شعارزدگی نداشت. در عین حال می‌توانست با مخاطب عام ارتباط بگیرد و مضمون خودش را منتقل کند. بدون بیرون زدن و اذیت کردن. بدون این که بیننده حس کند پای سخنرانی نشسته.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2024/06/Atraloood-2.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-162369" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2024/06/Atraloood-2.jpg" alt="عطرآلود" width="1280" height="853" /></a></p>
<p>«عطرآلود» برای من ادامه شعله‌ور‌ بود. می‌دانستم قرار است دوباره رو به روی یک مضمون متعالی قرار بگیرم و وقتی با فیلمنامه پر جزئیات آن مواجه شدم ناخودآگاه سپر انداختم. مقدم‌دوست آن قدر ظریف و مهندسی شده در مورد «مرگ آگاهی» صحبت می‌کرد که برایم باورکردنی نبود. از طرفی به شیوه‌ای نو و بدیع، یکی از تکنیک‌های قدیمی فیلمنامه‌های تریلر و جاسوسی را به کار می‌گیرد تا در درامی خانوادگی مورد استفاده قرار دهد و از طرف دیگر با نمادپردازی‌های ریزبافت مدت زمان فیلم را به طور کامل نشانه‌گذاری می‌کند تا هربار مخاطب خواست راهش را گم کند با نگاهی به آنها مسیر اصلی را پیش بگیرد.</p>
<p>مقدم‌دوست ابتدا زمان را از کاراکتر نقش اول خودش، علی می‌گیرد. تکنیکی که پیشتر آن را در بسیاری از فیلمنامه‌های تریلر و جاسوسی سینمای جهان دیده‌ایم؛ مثل وقتی قهرمان دو ساعت وقت دارد که یک بمب را خنثی کند. کارکرد این موضوع آن است که فیلمساز عمر انسان را از چیزی که هست محدودتر می‌کند تا بتواند مخاطب را در لحظه لحظه اثر به یاد مرگ بیندازد. بعد جزئیات را به رخ می‌کشد. جزئیاتی که هر کدامشان ارجاعات جذابی را به کار وارد و رمزگشاییشان لذتی دو چندان را تقدیمتان می‌کند؛ از کارکرد عطر اول، «عطر مشهد» بگیرید تا سرمایه‌گذاری روی طلا. نمادهایی که همه‌شان در خدمت دیالوگ محوری فیلم هستند: «داری می‌میری و هنوز خری!» جمله‌ای که به واسطه «عطرآلود»، فکر نمی‌کنم حالا حالاها از ذهن من و بسیاری دیگر از مخاطبان پاک شود. ساخته جدید مقدم‌دوست که بهترین اثر کارنامه کاریش در مقام کارگردان هم هست از آن دست فیلم‌هایی است که هر چند سال یک بار در سینمای ما تولید می‌شود؛ اثری که می‌تواند مدت‌ها ذهن شما را درگیر کند تا هربار به وجوه جدیدی از آن برسید.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=162367">داری می‌میری و هنوز خری!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=162367</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>داستانی پر از آب چشم!</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=161197</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=161197#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 16 Mar 2024 13:04:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[سعید پورصمیمی]]></category>
		<category><![CDATA[علی ثقفی]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی مافی]]></category>
		<category><![CDATA[پرویز خان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=161197</guid>
		<description><![CDATA[<p>بعد از اکران «پرویز خان» به کارگردانی علی ثقفی در سینماها، مهدی مافی سردبیر سوره سینما در یادداشتی به این فیلم سینمایی پرداخت.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=161197">داستانی پر از آب چشم!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong><strong> – <a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d9%85%d9%87%d8%af%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%81%db%8c">مهدی مافی</a> : </strong><strong> ۱۸ بهمن ۱۴۰۲- ورزشگاه الثمامه دوحه- روز بازی با قطر</strong></p>
<p>به استادیوم که رسیدم ایهام داشت با صدای سوزناکی آواز می‌خواند:</p>
<p>«بزن باران&#8230;</p>
<p>ببار از چشم من</p>
<p>بزن باران&#8230;</p>
<p>بزن باران بزن&#8230;</p>
<p>بزن باران که شاید گریه ام پنهان بماند&#8230;»</p>
<p>بلندگوی ورزشگاه که در تمام بازی‌های قبلیمان آهنگ‌های شاد وطن پرستانه پخش می‌کرد و مدام دم از «مژده باران» می‌زد، حالا به تقابل با قطر میزبان که رسیده بودیم داشت برایمان از کمک باران به پنهان ماندن اشک چشم می‌گفت&#8230; . اشکی که تا آن روز جز برای شادی نریخته بودیم&#8230; اشک چشم&#8230; همانی که از اماراتی و سوری و ژاپنی درآورده بودیم&#8230; اشک چشم&#8230; «ایرانی اِسْمَعْ!»</p>
<p>۱۵ روز قبل، شب بازی امارات در مرحله گروهی، طرفداران این تیم خیابان‌های دوحه را قرق کرده بودند. با همان بلندگوهای معروفشان که هربار با تیمی از ایران بازی دارند، به وسیله‌اش روی اعصاب تک تکمان عربی می‌رقصند! لیدرها فریاد می‌زدند: «ایرانی اِسْمَعْ!» و مردم پاسخ می‌دادند: «اِسْمَعْ!» و بعد لیدر ادامه می‌داد: «عَینَکْ بِتِدمَع!» &#8230; اشک چشمانت درخواهد آمد! سپس هم صدا و آهنگین می‌خواندند «والیله هذه، لازم تَعانی»&#8230; در همین بازی امشب می‌بینی، فقط باید صبر کنی! داخل زمین اما کسی که اشک چشمانش درآمد ما نبودیم. این‌قدر به امارات گل زدیم که وقتی داور سه تایش را هم مردود کرد باز بردیم. و تصویر مهدی طارمی در حافظه جمعی ما و تمام آسیا ماند؛ زمانی که بعد گل دومش رفت جلوی دوربین‌های تلویزیونی و ادای اشک ریختن درآورد!</p>
<p>&#8230;بزن باران که شاید گریه‌ام پنهان بماند!</p>
<p>داستان رویارویی با میزبان اما فرق داشت. مطمئنم اگر هزاربار دیگر در هر ورزشی به انتخاب شخص امیر قطر مقابل عنابی‌ها بازی می‌کردیم می‌توانستیم آنها را شکست دهیم. اما نه آن شب و نه در ورزشگاه الثمامه. به جایگاه خودم که رسیدم دیدم قطری‌ها روی قریب به اتفاق هزاران صندلی طبقه اول استادیوم پرچم کشورشان را گذاشته‌اند. بدون توجه به این که ایرانی‌ها کجا خواهند نشست. بازی‌های روانی میزبان تمامی نداشت.</p>
<p>وقتی دقیقه ۴ سردار آزمون دروازه مشعل برشم را باز کرد، تعارف که نداریم، همه‌مان جام قهرمانی را در دست‌هایمان دیدیم. بازیکنان احتمالا از ما بیشتر. اما فوتبال ۹۰ دقیقه است و شد همانی که نباید می‌شد؛ فرارهای اکرم عفیف، تیر خلاص المعز علی به قلب یوزپلنگ‌ها و شادی عنابی‌ها. این که در زمین چه گذشت را همه دیدیم&#8230; آه از آن تیرک&#8230;آه از آن تیرک!</p>
<p>بیرون که آمدم پاهایم نا و صدایم رنگ نداشت. مقابل بنای عرق‌چین مانند الثمامه نشستم و زل زدم به آدم‌ها؛ ایرانی‌ها زیر پرچم‌های سه رنگی که روی سر کشیده بودند، اشک چشمانشان را از دید غریبه‌ها می‌پوشاندند. و قطری‌ها بی‌تفاوت می‌رفتند تا به ماشین‌های شیکشان برسند و ورزشگاه را ترک کنند. این که می‌گویم بی‌تفاوت نه این که شاد نبودند، که احتمالا بودند. این شادی را بروز نمی‌دادند. دسته جمعی شعر نمی‌خواندند. پایکوبی نمی‌کردند و نمی‌رقصیدند. در ذهنم می‌آمد که اگر برده بودیم نه در تهران و مشهد و اصفهان و تبریز و شیراز و بندر، که در دوحه تا صبح نمی‌خوابیدیم. اگر به فینال رسیده بودیم مگر می‌شد این‌قدر ساده از کنارش عبور کنیم؟</p>
<p>راه افتادم به سمت خیابان. ماشین‌ها در ترافیک سرسام آوری گیر کرده بودند. آن وسط‌ها هر از چندی پرچم عنابی رنگی دیده می‌شد. صدای موسیقی‌های شاد قطری هم گذری بود. اگر ایران بود همه داشتند بر طبل شادانه می‌کوبیدند، و تا الان هزاربار برخاسته و پرچم‌ها را بر سر در خانه‌ زده بودند&#8230; . اما امشب، اینجا، در این حال&#8230; بزن باران که شاید گریه‌ام پنهان بماند!</p>
<p><strong>۲۰ بهمن ۱۴۰۲- سالن‌ همایش‌های برج میلاد تهران- روز آخر جشنواره فجر</strong></p>
<p>تمام جشنواره را از دست داده بودم. هر طور شده باید خودم را به سینمای رسانه‌ها می‌رساندم تا حداقل یک روز در کنار همکارانم باشم. و چه طالع نحسی که دقیقا در همان اولین روزی که به تهران رسیده‌ام می‌بایست «پرویز خان» را ببینم. یک درام ورزشی که می‌تواند همه تلخی‌های دو روز گذشته را به صورت کپسولی به کامم بریزد؛ حداقل با این ذهنیت راهی برج میلاد شدم.</p>
<p>فیلم که شروع شد تمرکز زیادی نداشتم. هر چیزی مرا و احتمالا همه بچه‌های رسانه را یاد آن شکست لعنتی می‌انداخت. خصوصا رسانه‌ای‌ها را که دقیقا در همان سالن بازی‌های جام ملت‌های آسیا را دیده بودند. همزمان با جشنواره فجر. اما هرچه گذشت، «پرویز خان» بیشتر به دل نشست. مخاطبان را با خودش همراه کرد و توانست آنها را به بروز احساساتشان وادار کند.</p>
<p>ساخته جدید اوج نان سادگی‌اش را می‌خورد؛ فیلمنامه‌ الگوهای پیچیده نگارش را هوشمندانه کنار گذاشته و از یک قانون بسیار سرراست ولی فوق‌العاده مهم پیروی می‌کند؛ نویسنده به درستی درک کرده که برای موفقیت چنین اثری هدف قهرمان باید هدف مخاطب شود! این را البته تقریبا هرکسی که در سینما کار می‌کند می‌داند، اما لزوما همه نمی‌توانند بازنمایی خوبی از آن را روی پرده نقره‌ای به بیننده نشان دهند. چطور می‌شود برد در یک مسابقه معمولی مقابل کویت را تبدیل به هدفی حیاتی کرد؟ دیداری که نه فینال جام ملت‌های آسیاست و نه یک رویارویی بزرگ در جام جهانی؟ شاید اگر فهرست ۲۰ بازی حساس تیم ملی در پنج دهه گذشته را ردیف کنیم این تقابل خاص با کویت در میان آنها نباشد. پاسخ ساده است: اول از همه حریف/دشمن/ضد قهرمان باید قوی شود؛ خیلی زود می‌فهمیم کویت آن دوران یکی از بهترین تیم‌های آسیا بوده است. اگر بهترین نبوده باشد. سپس هزینه‌های عدم موفقیت قهرمان را بالا می‌بریم؛ متوجه می‌شویم به ازای هر یک گلی که از رقیب بخوریم، جان سربازانمان در جبهه بیشتر به خطر می‌افتد و ممکن است حتی عملیاتی با شکست و شهدای زیاد، همراه شود. همین مسائل به ظاهر ساده فیلمنامه‌ای در خیلی از آثار مهم سینمایی کشورمان قابلیت پیاده‌سازی نداشته. درام ورزشی به عنوان یک ژانر دست‌کم گرفته شده در ایران اما ظرفیت‌های منحصر به فردی را در اختیار نویسنده‌ها می‌گذارد؛</p>
<p>ما وقتی یک مسابقه ورزشی را می‌بینیم (مثلا یک بازی فوتبال یا کشتی را در نظر بگیرید)، عموما طرفدار سمتی هستیم. آن <strong>قهرمان</strong> ماست که با <strong>هدف</strong> کسب جام یا مدال وارد زمین می‌شود. باید از پس رقیبی بربیاید که <strong>ضد قهرمانی </strong>بزرگ است؛ قهرمان دوره پیشین جام ملت‌های آسیا. یک کشتی‌گیر کشتی بلد که عنوان‌دار جهانی است. برای ما هیچ‌کس و هیچ‌چیز منفورتر از رقیب نیست. او خود دشمن است؛ همانی که پای فینال آسیا به تیممان گل زده یا بارها پشت ستاره کشتی‌مان را به خاک مالیده. <strong>اگر زبانم لال قهرمانمان به موفقیت نرسد چه می‌شود؟ </strong>در واقعیت شاید به نظر هیچ. اما ما طرفداران پشت تلویزیون که هویت خودمان را در قالب هواداری از ورزشکاران یا تیم‌های ورزشی تعریف می‌کنیم، مایی که حتی در بیوی شبکه اجتماعیمان می‌نویسیم «یک پرسپولیسی/استقلالی مغرور»، مایی که بعد از برد تیم مورد علاقه‌مان یک هفته حالمان خوب است، اگر ببازیم، چیزهای زیادی برای از دست دادن داریم؛ جمله کلیشه‌ای گزارشگران را کنار بگذارید؛‌ اگر ببازیم چیزهای زیادی از ارزش‌هایمان کم می‌شود، غرورمان جریحه‌دار می‌شود، هویتمان مورد خدشه قرار می‌گیرد و در یک بازی ملی شاید حتی تیری روانه وطن‌پرستیمان شود. بگذریم از این که چه بسیار مسابقات ورزشی بوده‌اند که دامنه‌شان از زمین بازی بیرون رفته و موجبات توقف جنگی را فراهم کرده‌اند. یا حتی باعث کشته شدن انسان بی‌گناهی شده‌اند. کمتر ژانری در سینما هست که داستان‌هایش وقتی هنوز دراماتیزه نشده‌اند هم این قدر دراماتیک باشند. دیگر فقط کافی است سواد هنری، مختصری سلیقه و به مقدار لازم هوش در چنته‌تان پیدا کنید تا یک اثر موفق بسازید.</p>
<p>«پرویز‌خان» یک فیلم حال خوب کن بود که موفق شد هدف قهرمان خودش را برای مایی که در برج میلاد چشم به پرده سینما داشتیم، مهم کند. آن‌قدر مهم که هر بار تیم مرحوم دهداری دروازه حریف را باز می‌کرد، سالن به وجد می‌آمد. مردم دست می‌زدند و هورا می‌کشیدند. بعد از تیتراژ پایانی، احساس کردم غمی از دلم بیرون رفته. نفسی به راحتی کشیدم. انگار از یک کابوس تلخ بیدار شده باشم. ما رویاهایمان را روی پرده سینما می‌بینیم. در درام ورزشی بیشتر. جایی که رویاهایمان عمیقا با وطن‌پرستی و بیگانه‌ستیزی عجین می‌شود. همان‌طور که در رویاهایمان سنگ هم از آسمان ببارد، بهترین تیم آسیاییم. فقط آن شب، شب ما نبود.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=161197">داستانی پر از آب چشم!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=161197</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مستند «محرمانه دوحه» به آنتن شبکه افق رسید</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=159440</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=159440#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 23 Jan 2024 10:40:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[رادیو و تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[محرمانه دوحه]]></category>
		<category><![CDATA[محمدحسن یادگاری]]></category>
		<category><![CDATA[مرکز مستند سوره]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی مافی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=159440</guid>
		<description><![CDATA[<p>برنامه «کافه مستند» شبکه افق جمعه ششم بهمن به نمایش و نقدوبررسی مستند «محرمانه دوحه» به کارگردانی محمدحسن یادگاری اختصاص دارد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=159440">مستند «محرمانه دوحه» به آنتن شبکه افق رسید</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong>، برنامه «کافه مستند» به تهیه‌کنندگی محمدعلی محمددوست در دومین قسمت خود به سراغ نمایش و نقدوبررسی مستند «محرمانه دوحه»، محصول مرکز مستند سوره و باشگاه روایت کلمه، به تهیه‌کنندگی و کارگردانی محمدحسن یادگاری می‌رود.</p>
<p>بدین ترتیب این برنامه که جمعه‌ ۶ بهمن‌ماه ساعت ۲۱ از شبکه افق پخش‌ می‌شود، مستند «محرمانه دوحه» را نمایش می‌دهد و پس از آن داوود مرادیان به عنوان مجری برنامه، میزبان محمدحسن یادگاری سازنده اثر و مهدی انصاری به عنوان منتقد ثابت برنامه می‌شود.</p>
<p>«محرمانه دوحه» که آبان ۱۴۰۱ جلوی دوربین رفت و مراحل فنی خود را تا مرداد ۱۴۰۲ طی کرد، به روایت حضور تیم ملی فوتبال ایران و هوادارانش در جام جهانی ۲۰۲۲ و حواشی آن می‌پردازد.</p>
<p>این مستند در گفتگو با گزارشگران، کارشناسان و مربیان سابق فوتبال، روزنامه‌نگاران ورزشی و… از جمله مجید جلالی، هومن افاضلی، زهره هراتیان، پژمان راهبر، جواد خیابانی، پیمان یوسفی، سینا کلهر، محمدرضا قبادی و&#8230; دیدگاه و نظرات آنان درباره آنچه در جام جهانی ۲۰۲۲ گذشته، جویا شده است.</p>
<p>سایر عوامل «محرمانه دوحه» عبارتند از؛ مشاور کارگردان: مهدی مافی، فیلمبرداران قطر: علی امینیان، خسرو کشاورز و مهدی واقفی، فیلمبرداران ایران: محمدفواد وکیلی و محمد روزگاری، صدابردار: مهدی مسعودیان، تدوین: سید امیررضا حسینی و سیامک سازگار، صداگذاری: سید امیررضا حسینی، هماهنگی و تدارکات: مصطفی مردی، گرافیک: مهدی حاجی سلطانی، محصول مرکز مستند سوره‌ و باشگاه روایت کلمه.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=159440">مستند «محرمانه دوحه» به آنتن شبکه افق رسید</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=159440</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جعل عمیق</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=159171</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=159171#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 03 Jan 2024 14:38:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[اشباح بیروت]]></category>
		<category><![CDATA[حاج قاسم سلیمانی]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی مافی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=159171</guid>
		<description><![CDATA[<p>در سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی و به بهانه پخش سریال «اشباح بیروت»، یادداشت مهدی مافی درباره این سریال بازنشر می‌شود.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=159171">جعل عمیق</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a> – <a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d9%85%d9%87%d8%af%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%81%db%8c">مهدی مافی</a></strong> : <strong>تهران، ایران- بهار سال ۱۴۰۲ شمسی</strong></p>
<p>هر چقدر ساعتم زنگ زد، متوجه نشده بودم. وقتی از خواب پریدم که فقط نیم ساعت فرصت داشتم خودم را به قرار اول صبحم برسانم. این هم از نتیجه فوتبال دیدن‌های شبانه. به قول قدیمی‌ها «هرکی خربزه بخوره پای لرزش می‌شینه!» برای این که سریع‌تر برسم موتور گرفتم. صاحبش مرد جوانی بود. حدودا ۳۰ ساله و تا دلتان بخواهد خوش صحبت. آدرس را که پرسید، شروع کرد به مرور خاطراتش. اسم روستایشان را که گفت نمی‌شناختم. برای همین آشنایی داد که فلان فرمانده رده بالای سپاه هم اهل آنجاست. بعد برای این که حرفش را باور کنم ادامه داد: «کلی خاطره نگفتنی از حاج قاسم داره که فقط واسه ما تعریف کرده! بذار بگم برات&#8230; » سکوت ناشی از بی‌حوصله‌گی من را که دید، حمل بر رضایت کرد و ادامه داد: «چند سال پیش نخست وزیر اسرائیل یه حرف مفتی زد راجب ایران&#8230; حالا دقیق یادم نیست ولی گفته بود که نیم ساعته تهران رو با خاک یکسان می‌کنیم&#8230; کجا این حرف رو زده بود؟ تو یه سخنرانی عمومی. سخنرانیش که تموم شد از روی سن داشت میومد پایین یهو دید تلفنش داره زنگ می‌خوره. گوشی رو برداشت. کی بود پشت خط؟ قاسم سلیمانی!&#8230; اینا صوتش هستا&#8230; خود اسرائیلیا منتشر کردن&#8230; از خودم نمی‌گم که&#8230; حاجی بهش گفت: تو هیچ غلطی نمی‌تونی بکنی. این یارو اسرائیلیه مونده بود که حاجی اصن از کجا این قدر سریع فهمیده. حاجی گفت: من تو محل سخنرانی بودم&#8230; اسرائیلیه گفت: اگه اونجا بودی که می‌کشتیمت&#8230; قاسم سلیمانی هم می‌گه برید فیلمای مراسم رو ببینید&#8230; خلاصه اینا میرن فیلما رو در میارن، می‌بینند، می‌بینند بعله! همچین که داشته ایران رو تهدید می‌کرده حاجی پشت سرش وایساده بوده داشته دست تکون‌ میداده رو به دوربین!»</p>
<p>اول فکر کردم سر کارم گذاشته. اما آن‌قدر جدی برای خودش از حاج قاسم اسطوره‌سازی می‌کرد که اجازه هیچ شکی را نمی‌داد. او واقعا باور داشت که این اتفاقات رخ داده. تا برسیم، کلی خاطره دیگر هم گفت. همه آنها از واقعیت شروع می‌شد و با سرعت به سمت فانتزی‌های ذهنی مرد می‌رفت. یاد مطلبی افتادم که سال ۲۰۱۷ در مجله تایم منتشر شد. آن سال تایم سردار سلیمانی را به عنوان یکی از ۱۰۰ چهره تاثیرگذار خودش انتخاب کرده بود. به همین مناسبت کنت پولاک تحلیل‌گر سابق سیا و متخصص سیاست‌های غرب آسیا چند خطی در مورد فرمانده وقت نیروی قدس ایران نوشته بود. مطلب این طور آغاز می‌شد: «برای شیعیان خاورمیانه، او (حاج قاسم) ترکیب جیمز باند، اروین رومل<a href="#_ftn1" name="_ftnref1">[۱]</a> و لیدی گاگا است.» آن زمان سردار سلیمانی هنوز شهید نشده بود. اما به عنوان یک فرمانده عالی نظامی، شهرتی برابر با سلبریتی‌ها داشت و مردم داستان‌های افسانه‌‌گونه زیادی راجع به او تعریف می‌کردند. هیچ کس نمی‌داند کدام آن روایت‌ها واقعی بود و کدام زاده ذهن اسطوره‌ساز آدم‌ها. اما می‌شد نتیجه گرفت که مردم ما تشنه شناختنش بودند و هستند.</p>
<p>چند روز بعد که نمایشگاه کتاب تهران شروع شد، با دقت سراغ کتاب‌های خاطراتی رفتم که از حاج قاسم منتشر شده. تلخ آن که بخش قابل توجهی از این آثار روایت‌های مردمی تشییع باشکوه او بود. هنوز حتی در قالب کتاب‌ هم چندان نتوانسته‌ایم روایتی از سید‌الشهدای مقاومت ارائه دهیم. در عوض آمریکایی‌ها مشغول کار هستند.</p>
<p><strong>دمشق، سوریه- سال ۲۰۰۷ میلادی</strong></p>
<p>یک بی ام وِ مشکی نزدیک ساختمان چند طبقه‌ای توقف می‌کند. درون ساختمان سوییت مرتب و منظمی است که مستخدم‌ها میز ناهارش را می‌چینند. یکی‌شان گلدانی از گل‌های تازه را روی میز چوبی گردی می‌گذارد. بعد دیسی هوس انگیز از مقلوبه می‌آورند. همراه با پیش غذا و حلویات عربی. درب بی‌ام‌و باز می‌شود و مردی با ریش و موی سفید از آن پایین می‌آید. عینکی آفتابی به چشم دارد که ظاهرش را مرموزتر می‌کند. وارد ساختمان می‌شود و از پله‌ها بالا می‌رود. لحظاتی بعد عماد مغنیه، نفر شماره ۲ حزب الله لبنان، با یک ماشین هوندای نسبتا ساده به همان محل می‌رسد. نگاهی به اطراف می‌اندازد و با دقت از در پشتی داخل می‌شود. فردی که نمی‌دانیم دربان است یا محافظ، در آن سوییت-که شرحش رفت- را برای مغنبه باز می‌کند. همان مرد مرموز با تی‌شرت مشکی آستین کوتاهی به استقبالش می‌آید. سلام می‌کنند و همدیگر را در آغوش می‌کشند. به سمت میز ناهارخوری راه می‌افتند و ما تازه برای نخستین بار ابروهای مشکی آن مردی که نمی‌شناختیم را می‌بینیم؛ او حاج قاسم سلیمانی است. در سوییتی «فول فرنیش» که خانه امن نیروهای مقاومت به حساب می‌آید. هر تصوری که از ساده‌زیستی فرمانده سابق نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دارید را کنار بگذارید؛ «اشباح بیروت»، مینی سریال آمریکایی-اسرائیلی شبکه «شوتایم»، با این تصاویر حاج قاسم را معرفی می‌کند. و با بازیگری که هیچ شباهتی به اصل سوژه ندارد.</p>
<p>آن طور که روی پوستر اصلی «اشباح بیروت» نوشته شده، این سریال داستان «خطرناک‌ترین مردی» را روایت می‌کند «که دنیا هیچ وقت نشناخت»! داستان ترور شهید عماد مغنیه. اثری در چهار قسمت تقریبا یک ساعته که همیشه با این جمله شروع می‌شود؛ «این سریال گزارشی داستانی از وقایعی است که عمیقا پژوهش شده‌اند.» اما نتیجه نهایی شتر گاو پلنگی است که نه رنگی از داستان دارد و نه بویی از پژوهش برده! روایت پاره پاره است. با کلی شخصیت رو به روییم که بدون دلیلی دراماتیک مقابلمان رژه می‌روند و حتی نمی‌دانیم کدامیک نقش اصلی را بر عهده دارد؛ شروع داستان از ژانویه سال ۲۰۰۷ است؛ طبیعتا بدون کوچک‌ترین اشاره‌ای به جنگ ۳۳ روزه و شکست اسرائیل. در قسمت نخست با زنی به اسم لنا همراه می‌شویم که برای CIA کار می‌کند. او مسئول پرونده عماد مغنیه در آمریکاست. بعد سریال فلش بکی به دهه هشتاد میلادی می‌زند و کلی شخصیت جدید به ما معرفی می‌کند که جای لنا را می‌گیرند. به طوری که در قسمت دوم، نقش اول سریال (لنا) اساسا حضور ندارد. داستان دوباره از قسمت سوم به سال ۲۰۰۷ می‌رود و ادامه ماجرا را می‌بینیم. این روایت غیرخطی آمیخته شده با مصاحبه‌هایی -به اصطلاح- مستند که فرم کار را شدیدا تحت تاثیر قرار داده. در نتیجه «اشباح بیروت» تبدیل به سریالی شده که نه داکیودرام است، نه تیریلری جاسوسی که می‌تواند مخاطب را میخکوب کند. محصول جدید شبکه «شوتایم» حتی به عنوان یک کالای سرگرم‌کننده هم شکست می‌خورد. چون داستانش تقریبا هیچ جذابیتی ندارد. بدون ذره‌ای کشمکش و التهاب. با اثری طرفیم که انگار بیشتر قصد دارد روی گسل‌های اجتماعی میان ایرانی‌ها و اعراب راه برود تا این که دقیق و جذاب باشد. از همان قسمت اول هرچیزی که بتواند برای مردم کشورهای غرب آسیا حساسیت برانگیز شود و به ایجاد دو قطبی‌ دامن بزند، با جزئیات مورد توجه قرار می‌گیرد؛ مثلا در سکانسی از قسمت نخست عماد مغنیه به همسرش -که بی حجاب است- می‌گوید حجاب به سر کند. زن عصبانی می‌شود و می‌گوید: «ما که تهران نیستیم! می‌خوای به ایرانیا نشون بدی یه مسلمون خوبی! آره؟! تو برای اونا کار می‌کنی؟» این که ایران پول‌های خودش را در لبنان و سوریه خرج می‌کند، مضمون تکرار شونده قریب به اتفاق قسمت‌هاست. به امید آن که روی مخاطب خاکستری هر دو طرف اثری بگذارد. اگرچه سریال «اشباح بیروت» در هیچ حالتی  و با هیچ خط کشی اثر موفقی نیست اما می‌تواند زنگ خطری باشد برای ما که بدون دغدغه، مخاطب نسل آینده را آزاد گذاشته‌ایم تا روایت زندگی قهرمانان مقاومت را از رسانه دشمن ببیند. قهرمانانی که خیلی از مردم تشنه داستان‌ها و اسرار پشت پرده فعالیت‌هایشان هستند.</p>
<p><strong>بابلزبرگ، آلمان- دهه ۴۰ میلادی</strong></p>
<p>جوزف گوبلز، وزیر تبلیغات رایش سوم، در یکی از سخنرانی‌هایش زمان جنگ جهانی دوم گفت: «آقایان، صد سال دیگر یک فیلم زیبای رنگی از این روزهای وحشتناکی که سپری می‌کنیم ساخته می‌شود. امروز محکم بایستید تا صد سال بعد مخاطبان وقتی شما را روی پرده دیدند سوت نکشند و هو نکنند!» آلمان اما نتوانست جنگ را به سود خودش تمام کند. و هالیوود، به صد سال زمان احتیاج نداشت تا دشمنانش را در فیلم‌های رنگی سینمایی تحقیر کند. فقط شصت و چهار سال بعد از پایان جنگ جهانی، کوئنتین تارانتینو فیلم «حرامزاده‌های لعنتی» را با امکانات شهرک سینمایی بابلزبرگ آلمان<a href="#_ftn2" name="_ftnref2">[۲]</a> ساخت و بلایی سر جوزف گوبلز و یارانش آورد که اسکندر مقدونی سر تخت جمشید نیاورد. وزیر تبلیغات رایش سوم می‌دانست روزی خواهد رسید که روایت سینما از تاریخ اهمیت پیدا می‌کند. او می‌دانست «تاریخ را فاتحان می‌نویسند»؛ فقط سینما (و رسانه به صورت عام) می‌تواند بزرگ‌ترین فرار تاریخ در دانکرک را یک بازگشت به خانه حماسی نشان دهد. یا از وینستون چرچیل تصویر مردی اهل مقاومت بسازد.</p>
<p>حالا اما با پدیده جالبی رو به رو هستیم. با مردانی که در جنگ ۳۳ روزه مقاومت کردند و پیروز شدند اما رسانه نمی‌تواند حقشان را ادا کند. نمی‌تواند شهید را به جای خودش و جلاد را به جای خودش بنشاند. امروز سریال «اشباح بیروت» سراغ عماد مغنیه آمده و چهره یک تروریست بین‌المللی را برایش ساخته. فردا روزی هم همان‌ها که حاج قاسم را کشته‌اند، فرمانده سابق نیروی قدس را سوژه اثری دیگر می‌کنند و برای مخاطب منطقه‌ای به نمایش درمی‌آورند. آن زمان دیگر کسی نمی‌گوید سردار سلیمانی دست مقاومت را پر و داعش را یک تنه از منطقه جمع کرد. چون بازنمایی تصویر او در رسانه چیز دیگری خواهد بود. اگر به خاطر کم‌کاری رسانه‌ای ما، نسل بعدی حاج قاسم را طور دیگری شناخت فقط باید خودمان را سرزنش کنیم. به قول قدیمی‌ها «هرکی خربزه بخوره پای لرزش می‌شینه!»</p>
<p>پی نوشت: اگرچه ساخت و تولید آثاری با محوریت قهرمانان ملی یک مطالبه جدی از صدا و سیما و سازمان سینمایی است اما ما شاید فقط یک بار فرصت داشته باشیم اثری درخور راجع به حاج قاسم تولید کنیم. ساخت چنین محصولی حمایت ملی می‌خواهد و کارگردانی کهنه کار.</p>
<p><strong>منبع: مجله سوره</strong></p>
<p><a href="#_ftnref1" name="_ftn1">[۱]</a> فرمانده ارتش رایش سوم که مردم کوچه و بازار افسانه‌ها در موردش گفته‌اند.</p>
<p><a href="#_ftnref2" name="_ftn2">[۲]</a> شهرکی که روزگاری عصای دست جوزف گوبلز برای ساخت پروپاگانداهای خودش بود</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=159171">جعل عمیق</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=159171</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>«داستان‌های فوتبال ۳» آماده پخش شد</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=159155</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=159155#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 03 Jan 2024 11:24:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[داستان‌های فوتبال]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی افضل‌زاده]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی مافی]]></category>
		<category><![CDATA[وحید پناهلو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=159155</guid>
		<description><![CDATA[<p>فصل سوم مجموعه مستند «داستان‌های فوتبال» که آماده نمایش شده است، به زودی در جدول پخش تلویزیون قرار می‌گیرد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=159155">«داستان‌های فوتبال ۳» آماده پخش شد</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> به نقل از روابط عمومی پروژه، فصل سوم مجموعه مستند «داستان‌های فوتبال» به کارگردانی مهدی افضل‌زاده، نویسندگی مهدی مافی و تهیه‌کنندگی وحید پناهلو که تازه‌ترین محصول مرکز مستند سوره است، آماده نمایش شده و به زودی روی آنتن رسانه ملی می‌رود.</p>
<p>موضوع فصل جدید این مستند که در ۱۱ قسمت ۳۰دقیقه‌ای تولید شده، شهرآوردهای جهان است که در هر قسمت درباره‌ یک شهر و درگیری‌های مردم برای فوتبال که گاهی منجر به مرگ هم شده است، صحبت می‌شود.</p>
<p>حمید محمدی گویندگی متن این مجموعه مستند را برعهده داشته که فصل اول آن سال ۱۴۰۰ در ۱۳ قسمت و فصل دوم سال ۱۴۰۱ در ۱۰ قسمت از آنتن رسانه ملی پخش شده است.</p>
<div style="width: 1920px; " class="wp-video"><!--[if lt IE 9]><script>document.createElement('video');</script><![endif]-->
<video class="wp-video-shortcode" id="video-159155-1" width="1920" height="1080" preload="metadata" controls="controls"><source type="video/mp4" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2024/01/Dastanhaye-Footbal-FullHD.mp4?_=1" /><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2024/01/Dastanhaye-Footbal-FullHD.mp4">http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2024/01/Dastanhaye-Footbal-FullHD.mp4</a></video></div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=159155">«داستان‌های فوتبال ۳» آماده پخش شد</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=159155</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
<enclosure url="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2024/01/Dastanhaye-Footbal-FullHD.mp4" length="11339832" type="video/mp4" />
		</item>
		<item>
		<title>کار برای کودکان بی‌کلاسی نیست!</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=158787</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=158787#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 11 Dec 2023 09:57:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[ویدئوی اختصاصی]]></category>
		<category><![CDATA[ابراهیم شفیعی]]></category>
		<category><![CDATA[انیمیشن]]></category>
		<category><![CDATA[بهنود نکویی]]></category>
		<category><![CDATA[بچه زرنگ]]></category>
		<category><![CDATA[حامد جعفری]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای کودک]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی مافی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=158787</guid>
		<description><![CDATA[<p>میزگرد «بچه زرنگ» با حضور حامد جعفری تهیه‌کننده، بهنود نکویی کارگردان و ابراهیم شفیعی صداپیشه این انیمیشن با اجرای مهدی مافی در سوره سینما برگزار شد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=158787">کار برای کودکان بی‌کلاسی نیست!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> &#8211; این روزها سینمای کشور میزبان کودکانی است که به تماشای انیمیشن سینمایی «بچه زرنگ» می‌نشینند. این انیمیشن با محوریت قهرمان‌پروری در کودکان، در جشنواره سال گذشته فیلم فجر حضور داشت و توانست با تمام آثار رئال حاضر در این جشنواره رقابت کند و سیمرغ بهترین فیلم (انیمیشن) را از آن خود کند.</p>
<p>«بچه زرنگ» داستان پسربچه‌ای به نام محسن است که عاشق ابر قهرمان‌های فیلم هاست و همیشه تلاش می‌کند تا با وسایل ابرقهرمانی‌اش به هرکس و هر چیزی کمک کند؛ اما در یک اتفاق نادر، محسن با ببری مواجه می‌شود که از گونه حیوانات منقرض شده ایران است و تصمیم می‌گیرد تا به آن حیوان هم کمک کرده و او را به زادگاهش بازگرداند.</p>
<p>آنچه در ادامه می‌خوانید میزگرد سوره سینما با حامد جعفری؛ تهیه‌کننده، بهنود نکویی؛ کارگردان و ابراهیم شفیعی؛ صداپیشه «بچه زرنگ» است که اجرای آن را مهدی مافی برعهده داشت.</p>
<h3><span style="color: #008000;"><strong>کمپانی‌ها مولفان انیمیشن هستند</strong></span></h3>
<p><strong>*دغدغه اصلی تولید انیمیشن‌های سینمایی در استودیو «هنر پویا» از کجا شکل گرفت؟</strong></p>
<p><strong>حامد جعفری:</strong> کودکان بیش از ۲۰ درصد از جمعیت کشور ما را تشکیل می‌دهند اما برای بزرگترها، حوزه کودک و نوجوان چندان حوزه و دغدغه مهمی نیست. کودکان تریبون ندارند، نمی‌توانند حرف بزنند و از خودشان دفاع کنند و اگر برای آنها محتوا تولید نشود مجبوریم محتوای خارجی را دراختیار آنها قرار دهیم. این موضوع انتخابشان نیست اما ما آنها را مجبور به این انتخاب می‌کنیم و به همین خاطر پرداختن به دغدغه‌های حوزه کودک و نوحوان جای امیدواری دارد.</p>
<p>جنس تالیف و خلق انیمیشن با باقی گونه‌های نمایشی تفاوت دارد. برای مثال خلق و تالیف کارهای تلویزیونی با تهیه کننده است یا خالق یک تئاتر، کارگردان آن است و یا در سینمای رئال به لحاظ الگوی اصلی تهیه کننده، کارگردان و نویسنده خالق و مولف یک اثر هستند. در بعضی آثاری که موسیقی مطرحی دارد، موزیسین را نیز به عنوان مولف اضافه می‌کنند؛ اما در انیمیشن اینگونه نیست. در انیمیشن کمپانی‌ها خالق و مولف هستند یعنی در مواجهه با آثار انیمیشن مطرح دنیا هم به عنوان مثال می‌گوییم، آثار «پیکسار»، «دریم ورکس» و غیره. در این فضا باید به این نکته دقت کنیم که چرا تولید انیمیشن کمپانی محور است و تالیف با کمپانی است؟ دلیل اصلی این است که انیمیشن پروداکشنی است که همه اجزای آن به صورت جمعی انجام می‌شود، یعنی در بخش‌های خرد و کلان از پیدا کردن یا انتخاب کردن ایده و سوژه اصلی تا بخش‌های مربوط به روایت و تولید و باقی فرآیندهای پس از تولید، به صورت یک کار جمعی انجام می‌پذیرد که رسوب تجربه آن تیم در ساختار استودیو یا کمپانی شکل می‌گیرد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/12/Mizegerd2-Bache-Zerang2.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-158790" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/12/Mizegerd2-Bache-Zerang2.jpg" alt="Mizegerd2-Bache-Zerang2" width="1280" height="853" /></a></p>
<h3><span style="color: #008000;"><strong>«هنر پویا» رشد کیفی داشته است</strong></span></h3>
<p><strong>حامد جعفری:</strong> یکی از سیاست‌های هنرپویا سرمایه گذاری در حوزه آموزش نیروی انسانی و سپس ورود افراد جدید به تیم تولید هنر پویا است؛ چرا که هنر-صنعت انیمیشن در ایران سبقه کوتاهی دارد و نیازمند مهارت آموزی نیروی با دغدغه و جوان است. طبیعتا افرادی که در این حوزه متخصص می‌شوند از خارج از کشور هم جاب آفرهایی (پیشنهادات) دریافت می‌کنند؛ برای همین می‌بینید که تیمی که در «شاهزاده روم» بودند هیچ همپوشانی با تیم «فیلشاه» و تیم «فیلشاه» هیچ همپوشانی با تیم تولید «بچه زرنگ» ندارند. اما به لحاظ کیفی می‌بینیم که با تغییر نیروی تولید آثار هنر پویا از اولین انیمیشن سینمایی تا سومین اثر سینمایی رشد کرده است. این رشد از «شاهزاده روم» به «فیلشاه» و از «فیلشاه» به «بچه زرنگ» انتقال یافته است و این یک رشد کیفی برای «هنر پویا» محسوب می‌شود. به نظر می‌رسد که این پیشرفت همان مطالعه درستی است که اتفاق افتاده، مطالعه‌ای که براساس آن، تولید باید مبتنی بر استودیو باشد و رسوب تجربه در ساختار استودیو شکل بگیرد و طبیعتا با تغییر تیم و اضافه و کم شدن افراد این تجربه به آثار اضافه شده و به هیچ عنوان به آن صدمه نزده است. این تالیف مرتبط با کمپانی «هنر پویا» است.</p>
<h3><span style="color: #008000;"><strong>ساختار مجموعه «هنر پویا» متکی به شخص نیست!</strong></span></h3>
<p><strong>*اگر شما از «هنر پویا» جدا شوید، این استودیو می‌تواند همین مسیر را ادامه دهد و رو به جلو برود؟</strong></p>
<p><strong>حامد جعفری:</strong> ما در سال‌های مختلف با این موضوع مواجهه داشتیم. حتی این تصور وجود داشت که با تغییر و تحول برخی از نیروها و هنرمندان کلیدی که در مجموعه حضور دارند، پروژه‌ها از لحاظ کیفی با لطمه مواجه شوند؛ اما ما براساس یک مدل امتحان شده و امتحان پس داده در این راه وارد شدیم و تلاش کردیم آن را ادامه دهیم. ساختار مجموعه را به نحوی پیش می‌بریم که متکی به شخص نباشد. البته باید در نظر گرفت که ما بنیانگذاران مجموعه هستیم و مدیریت مجموعه از جهت استودیوداری فرق می‌کند و ممکن است دامِ راه‌انداز وجود داشته باشد اما برداشت من از جهت اینکه بگوییم جابجایی تهیه کننده اثر ممکن است به کار لطمه بزند، اینگونه نیست.</p>
<h3><span style="color: #008000;"><strong>در بحث روایت نیازمند تیم قوی‌تری بودیم</strong></span></h3>
<p><strong>*ما در «بچه زرنگ» با یک انیمیشنی مواجه هستیم که سه کارگردان دارد اما این تعدد کارگردان از کیفیت کار کم نکرده است، چه شد که کار با سه کارگردان ساخته شد؟</strong></p>
<p><strong>بهنود نکویی:</strong> در ساخت انیمیشن بسیار مرسوم است که چند کارگردان یک اثر را تولید کنند. انیمیشن یک پروداکشن زمانبر است و به طور میانگین تولید آن دو تا چهار سال زمان می‌برد. وقتی تولید یک اثر چنین فرآیند طولانی‌ دارد دور از ذهن نیست که بتواند بیشتر از یک نفر کارگردان داشته باشد. این فرآیند تولید یک مبنای استودیویی دارد. استودیو همواره نسبت به آثار در حال اکران خود بازخوردی می‌گیرد تا بتواند از آنها در تولید بهتر کارهای بعدی استفاده کند. قاعدتا «هنرپویا» دو کار موفق داشته که توانسته بود در گیشه موفق باشد اما در بازخوردهایی که از همان دو کار گرفته شد به این نتیجه رسیدند که از لحاظ روایتی نیازمند تیم قوی‌تری هستند. در نتیجه در بحث کارگردانی «بچه زرنگ» با وسواس بیشتری پیش رفتند. وقتی استودیو پیش‌برنده یک کار باشد، روی ضعف‌ها تمرکز می‌کند تا بتواند به نقاط قوت تبدیلشان کند.</p>
<p><strong>*مراحل تولید کار فازبندی شده بود یا هر کارگردان مسئولیت یک بخشی از کار را برعهده داشت؟</strong></p>
<p><strong>بهنود نکویی:</strong> من از زمانی که بحث استوری ریل و اصلاح داستان و پردازش آن در گروه هنرپویا بعد از دریافت فیدبک‌های اکران فیلشاه انجام می‌شد، با دعوت تهیه‌کننده فیلم در کنار تیم حضور داشتم و به صورت ویژه در سر و شکل دادن به روایت فعلی داستان، کنار دو کارگردان دیگر، نظرات و تغییرات و پیشنهاداتم را مطرح می‌کردم و در میانه راه هم من دوباره به تیم اضافه و با آنها همراه شدم تا در بحث کارگردانی و روایت و نقاطی که استودیو مد نظرش بود کار را به سرانجام برسانم، به هرحال وقتی کار گروهی انجام می‌شود، هرکسی بخش‌هایی را متناسب با تخصصش انجام می‌دهد و من نیز همین مسیر را دنبال کردم و در بخش های مختلف تا جایی که توانستم نقش خودم را ایفا کردم و امیدوارم نتیجه برای مخاطب رضایت بخش باشد. همانطور که می دانید خیلی نمی توان انیمیشن را به صورت فازبندی پیش برد. در بحث تخصصی تولید می توان این کار را کرد اما در بحث روایتی نمی توان فازبندی شده کار را انجام داد. ایده و انگیزه در استودیو این بود که مسیر تحول روایتی را تغییر دهد و بتواند به یک نقطه بهتری برسد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/12/Mizegerd2-Bache-Zerang4.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-158791" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/12/Mizegerd2-Bache-Zerang4.jpg" alt="Mizegerd2-Bache-Zerang4" width="1280" height="853" /></a></p>
<p>من سال‌های زیادی به همراه برادرم به صورت کارگردانی مشترک کار تولید کردیم و تا به امروز اینگونه نبوده که تاثیر دو کارگردان نقاط منفی بر خروجی اثر داشته باشد و فیدبک‌های مخاطب هم مثبت و راضی‌کننده بوده است. «هنر پویا» قصد تغییر در روایت را داشت و این ریسک را پذیرفت تا هم از تیم قبلی استفاده کند و هم تجربیات تیم جدید را به تولید اضافه کند و خداراشکر نتیجه رضایت بخشی حاصل شد.</p>
<p><strong>حامد جعفری:</strong> همه کارهای موفقی که در دنیا وجود دارند حداقل بیش از یک کارگردان دارند. حوزه انیمیشن مانند حوزه رئال نیست که سلیقه یک نفر مبنا و معیار کار قرار گیرد. به عنوان مثال ما در انیمیشن در کنار کارگردانی که کار روایت را پیش می برد، به کارگردانی نیاز داریم که از لحاظ فنی پیش‌برنده کار باشد که در ساختار استودیو آن را با عنوان مدیر فنی می‌شناسیم. طبیعتا در طول این مسیر اختلاف و مشکل هم بوده و شاید در مجموع باعث تغییر و تحولاتی شده است.</p>
<p>البته انتخاب نخست ما این نبوده که حتما با سه کارگردان پیش برویم اما شرایط و اتفاقاتی که پیش آمده ما را به این سمت پیش برد که برای تکمیل ضعف‌ها و تقویت کار سه کارگردان داشته باشیم. یکی از این اتفاقات وقفه‌ای بود که با کرونا در تولید ایجاد شد و باعث شد تولید ما ۵ سال زمان ببرد.</p>
<p><strong>بهنود نکویی:</strong> وقتی یک تیم برای انجام یک کار و رسیدن به یک هدف دور هم جمع می‌شوند، طبیعی است که نگرش و اختلاف دیدگاه در مسیرهای رسیدن به هدف وجود داشته باشد و در این شرایط یک ساختاری لازم است که تیم را شبیه دومینو کنار هم بچیند. اینجاست که نقش استودیو پررنگ‌تر می‌شود.</p>
<h3><span style="color: #008000;"><strong>کار برای کودکان بی‌کلاسی نیست!</strong></span></h3>
<p><strong>*آقای شفیعی شما معروف به کارهایی هستید که برای کودک و نوجوان انجام داده اید، علاقه و یا بهتر است بگوییم دغدغه‌ای که شما برای کار کودک دارید از کجا نشات می‌گیرد؟</strong></p>
<p><strong>ابراهیم شفیعی:</strong> خوراک فرهنگی برای کودکان در کشور ما بسیار کم است. از روزی که وارد کار دوبله شدم (از سال ۱۳۷۹) علاقه مند به دوبله انیمیشن بودم و دوست داشتم که در این حوزه بیشتر فعالیت داشته باشم. استعداد خودم را هم بیشتر در تیپ گویی و ساختن شخصیت‌های کارتونی می دانستم اما متاسفانه وقتی وارد شدم متوجه شدم  نگاهی که نسبت به دوبلورهای کارتونی وجود دارد، جور دیگری است و انگار یک بی‌کلاسی است! هنوز هم این نگاه وجود دارد و خیلی‌ها می‌گویند که فلانی «کارتون کار» است! نمی‌دانم این نگاه از کجا شکل گرفته و متاسفانه نگاهی است که می‌تواند به کل فضای هنری تعمیم پیدا کند. این موضوع به کسانی که در حوزه کودک کار می‌کنند اطلاق می شود و بسیار زیاد شنیده‌ام که خیلی‌ها می‌گویند ما کار کودک انجام نمی‌دهیم و فکر می کنند کلاسشان پایین می‌آید.</p>
<p>در حوزه طنز هم همین گونه است. درصورتی که در دنیا اینچنین نیست و کارهای کودک را ستاره‌های معروف با مرتبه بالا انجام می‌دهند و خیلی هم برایشان مهم و باارزش است. واقعا هم مهم است چرا که پایه هر کشوری کودکان آن هستند و آنها باعث می‌شوند که فردای آن کشور ساخته شود. امیدوارم یک روز این موضوع حل شود. من بازخوردهایی که در کار دوبله کودک داشتم خیلی بیشتر از کارهایی بوده که برای بزرگسالان انجام داده ام. این بازخوردها در مورد اشخاصی که کهنه‌کار هستند هم صدق می‌کند. به عنوان مثال آقای والی‌زاده هزاران نقش اول را دوبله کردند اما صدای او را با صدای «لوک خوش شانس» می شناسند یا آقای پرویز ربیعی که این همه نقش مختلف را دوبله کرده‌اند اما صدای او را با «پدر پسر شجاع» به خاطر می‌آورند. پس این نشان دهنده این است که کار کودک بسیار اهمیت دارد و کودک وقتی یک برنامه و کاراکتری را می‌بیند تا پایان عمر در ذهن او ماندگار است. مثلا در دوران کودکی ما، بازیگرهایی که در «محله برو بیا» بودند برای ما دوست داشتنی بودند که هنوز در ذهن ما هستند آقای اکبر عبدی و مرحوم آتیلا پسیانی که هر جایی و در هر فیلمی هم که کار کردند برای من دوست داشتنی بوده‌اند. پس کار کودک خیلی می‌تواند تاثیرگذار باشد و خواهش من از سیاستگذاران این حوزه این است که توجه ویژه‌تری روی آثار کودک داشته باشند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/12/Mizegerd2-Bache-Zerang5.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-158793" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/12/Mizegerd2-Bache-Zerang5.jpg" alt="Mizegerd2-Bache-Zerang5" width="1280" height="853" /></a></p>
<h3><span style="color: #008000;"><strong>در انیمیشن‌های داخلی تنها گوینده صرف نیستیم</strong></span></h3>
<p><strong>*شما به دهه ۷۰ اشاره کردید که وارد کار دوبله شدید، روزی که شما به این حرفه آمدید سطح انیمیشن ما توسعه‌ای نداشت و احتمالا شما اگر می‌خواستید به سمت دوبله یک کار انیمیشن بروید، انتخاب‌های زیادی نداشتید. اکنون در شرایطی هستیم که انیمیشن اورجینال ایرانی ساخته می‌شود و شما فراتر از دوبله، عملا خودتان باید بازی کنید و کاملا یک بازیگر برای انیمیشن ایرانی هستید. کمی در این باره صحبت کنید.</strong></p>
<p><strong>ابراهیم شفیعی:</strong> دقیقا همینطور است. زمانی که وارد این کار شدم انیمیشن‌های داخلی نداشتیم و اگر هم داشتیم با کیفیت خیلی پایین بود و خیلی هم جدی گرفته نمی‌شد. رفته رفته انیمیشن‌هایی که به بازار آمدند پیشرفت کردند. مثلا ما «شکرستان» را دوبله کردیم. این نوع کارها ساخته می‌شوند و ما روی آنها حرف می‌زنیم اما در خیلی از انیمیشن‌ها از جمله همین انیمیشن «بچه زرنگ» ما صدای شاهدی نداشتیم و خودمان بازی و آن را خلق کردیم. در ابتدا من را برای یک نقش بزرگتری به این کار دعوت کردند اما چون باید وقت بیشتری می‌گذاشتم و سر فیلمبرادری بودم، نشد که برای آن نقش باشم و در یک زمان محدود رفتم و چند شخصیت کوتاه را صحبت کردم. گاهی در انیمیشن‌های داخلی بدون تصویر و بدون عکس فقط شخصیت‌ها را برای ما شرح می دهند و ما چند مدل تیپ را اتود می زنیم و استودیو به نسبت آن شخصیت تایید می‌کند که از کدام صدا استفاده کنیم. این کار یعنی خلق کردن و گویندگی صرف نیست. این کار باعث می‌شود که خلاقیت دوبلورها بالاتر برود، دقت بیشتری داشته باشند و یک شخصیت را از خود خلق کنند. در «بچه زرنگ» کیفیت کار خیلی بالا بود، کیفیت صدا و تصویر خیلی خوب بود. قصه ای که داشت قوی بود و آنقدر برای کودک سهل الوصول بود که بتواند با آن ارتباط برقرار کند.</p>
<h3><span style="color: #008000;"><strong>«بچه زرنگ» برای کودکان ۴ تا ۱۴ سال ساخته شده است</strong></span></h3>
<p><strong>*کودکان در «بچه زرنگ» به راحتی می‌توانند خوب و بد را تشخیص دهند و یک سمتی را انتخاب کنند و با آن همزادپنداری کنند. اما یک بحثی در این انیمیشن وجود دارد که بالاخره این کار برای کدام گروه سنی است؟</strong></p>
<p><strong>حامد جعفری:</strong> خود من یک پسر دو سال و نیمه و یک دختر ۸ ساله و یک پسر ۱۲ ساله دارم که هر سه با این انیمیشن ارتباط گرفته‌اند و شاید در این چهار پنج باری که آن را تماشا کردند دقیقه‌ای از آن چشم برنداشتند. بخشی از این ماجرا مربوط به ذائقه بصری مخاطبان است و بخشی نیز مربوط به این است که چقدر فیلم دیده‌اند و چقدر با فضای سینما آشنا هستند. عموما می‌گویند سینما برای کودکان زیر ۵ سال رسانه مناسبی نیست به این دلیل که ممکن است کودکان از فضای تاریک بترسند. اما از سه ساله‌ها تا ۱۳-۱۴ ساله‌ها با این انیمیشن ارتباط گرفته‌اند. یعنی در واقع کودکانی در گروه ۴ تا ۱۴ سال هستند می‌تواند مخاطب این اثر باشد.</p>
<h3><span style="color: #008000;"><strong>جان‌بخشی اصلی و اولیه کار توسط دوبلورها است</strong></span></h3>
<p>گروه دوبله آن گروهی هستند که صدای اولیه کاراکترها را می‌گویند و در واقع جان بخشی اصلی و اولیه کار توسط دوبلورها است. نتیجه صدایی که ضبط می‌شود و صداگذاری اولیه برای مخاطبان (از اقشار و سنین مختلف) پخش می‌شود و ما از آن ها بازخورد می‌گیریم و بازخورد آن را در کار اعمال می کنیم. ما بازخوردهای که از پژوهش مربوط به «فیلشاه» دریافت کرده بودیم را سعی کردیم در «بچه زرنگ» اعمال کنیم اما این را هم باید در نظر بگیریم که بعضی از تحولات روی اقشار مختلف جامعه تغییراتی ایجاد کرده است. حضور بچه‌ها در خانه در ایام کرونا و عدم ارتباط گرفتن آن ها با همسن و سال هایشان بعضی از پارامترها را تغییر داده است. نتیجه این اتفاق این است که نمی‌توان به استناد کارهایی که ۵ سال پیش انجام داده‌ایم، کار را جلو ببریم. این کار قرار بود ۳ ساله تولید شود اما به دلایل و موانع مختلف ۵ سال طول کشید. در این ۵ سال؛ بچه ۵ ساله‌ای که به ما نظر داده بود امروز ۱۰ ساله است و ممکن است رشته ارتباطی از دست رفته باشد. ما براساس یک روشی به سمت مخاطب حرکت می‌کنیم و رفته رفته از «شاهزاده روم» تا «فیلشاه» و بعد از آن «بچه زرنگ» سعی کردیم مخاطب را دقیق‌تر انتخاب کنیم و ارتباطمان را با او عمیق‌تر کنیم.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/12/Mizegerd2-Bache-Zerang3.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-158794" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/12/Mizegerd2-Bache-Zerang3.jpg" alt="Mizegerd2-Bache-Zerang3" width="1280" height="853" /></a></p>
<h3><span style="color: #008000;"><strong>سال‌ها در «هنر پویا» کار سفارشی می‌ساختیم!</strong></span></h3>
<p>ما سال ها در «هنر پویا» کار سفارشی می ساختیم! استودیوها در دنیا دو دسته‌اند. یک دسته آنهایی هستند که انیمیشن را به عنوان خدمت ارائه می‌کنند و آی پی در این استودیوها برای یک سرمایه گذار است و دسته دوم آنهایی هستند که آی پی را ایجاد می‌کنند که به آنها کمپانی‌های مولف گفته می‌شود که چند درصد کوچک را در دنیا تشکیل می‌دهند. ما تا سال ۹۱ در دسته اول قرار داشتیم و در همان سال به سفارش یک نهاد فرهنگی کاری ساختیم که از جنس سینمایی بود اما باز هم سفارشی بود. با اصرار همان نهاد این کار با این که قوی نبود اما در بخش «نگاه نو» جشنواره فجر پذیرفته شد و ما برای اولین بار این کار را با مخاطب در سینما دیدیم و به یاد دارم که از دقیقه ۱۵-۲۰ همه سالن را ترک کردند و این برای ما بسیار شکست بزرگی محسوب شد. از آنجا بود که تصمیم گرفتیم مدل شرکت را تغییر دهیم و به سمتی برویم که برای مخاطب کار بسازیم و اولین کاری که بعد از آن متولد شد «شاهزاده روم» بود. می‌خواهم بگویم که برای ما مخاطب مهم بوده که به این سمت حرکت کردیم و براساس چَکی که در آن سال خوردیم روند مجموعه را تغییر دادیم. تلاش می‌کنیم که رفته رفته ضعف هایمان را اصلاح کنیم.</p>
<p><strong>ابراهیم شفیعی:</strong> اگر یک اثر جذاب باشد می‌توان حداقل گروه سنی برای آن در نظر گرفت اما نمی‌توان حداکثر گروه سنی آن را تخمین زد! من تجربه این را داشتم که تعداد پیرمرد و پیرزن‌هایی که یک کار کودک را دوست داشته‌اند بسیار زیاد بوده است.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/12/Mizegerd2-Bache-Zerang8.jpg" data-rel="lightbox-4" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-158798" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/12/Mizegerd2-Bache-Zerang8.jpg" alt="Mizegerd2-Bache-Zerang8" width="1280" height="853" /></a></p>
<h3><span style="color: #008000;"><strong>همه بچه‌ها می‌توانند قهرمان باشند</strong></span></h3>
<p><strong>*یکی از سوالات مهم این است که ایده انیمیشن «بچه زرنگ» از کجا آمد؟</strong></p>
<p><strong>حامد جعفری:</strong> در مجموعه «هنر پویا» فرآیند شکل‌گیری ایده تا ساخت به این صورت است: در ابتدا ایده در شورایی به نام «شورای ایده و طرح» انتخاب و پخته می‌شود و هم در رفت و برگشت با کارگاه فیلمنامه نویسی قرار می‌گیرد. در همه آثار سینمایی ما، ایده خارج از جمع پیشنهاد شده است؛ یعنی از سوی کسانی که در مجموعه ما نبوده‌اند. در تولید اثر مهمترین گام این است که بعد از پیشنهاد ایده اولیه، اتودهای مختلفی روی کار شکل می‌گیرد و بعضا یک طرحنامه چند صفحه‌ای نوشته و چکش کاری می‌شود. در اثر «بچه زرنگ» هم این اتفاق افتاده است. در حقیقت در یک فرآیندی ایده اولیه تبدیل به فیلمنامه شد. ما در هر کار به دنبال یک سری محتوا بودیم که در اثر باشد. این خط فکری مربوط به موضوع قهرمان در «بچه زرنگ» نیز وجود دارد؛ ما نگران این هستیم که بچه‌های ما به تصور اینکه قهرمان باید یک کار ویژه انجام دهد یا باید ابزار ویژه‌ای داشته باشد زندگی قهرمانانه‌ای را تجربه نکنند. بیان این نگرش را از «فیلشاه» شروع کردیم و سعی کردیم از ترفند و ابزارهایی استفاده کنیم که در آثار روز دنیا ما را ابرقهرمان یا بزرگ می‌کند. مخاطب فیلم‌های قهرمان محور را دوست دارد چون در آنها پر از قهرمان‌هایی هست که زندگیشان نکرده و در حقیقت با تماشای آن چیزی که دلش می‌خواسته باشد روی پرده سینما ارتباط برقرار می‌کند. ما می خواهیم به بچه‌های نسل جدید بگوییم که شما هم می‌توانید قهرمان باشید. این سیاست کلی مجموعه «هنر پویا» است. ایده خطی و اولیه «بچه زرنگ» مرتبط با قلب جنگل بود که از نظر ما جذابیت داشت و وقتی دیدیم می‌توان این داستان را توسعه زمانی داد و حرف‌های مدنظر آن را در فضای امروز بیان کرد، آن را تبدیل به فیلمنامه «بچه زرنگ» کردیم.</p>
<p>ما در دوره‌ای رشد کردیم که با قهرمان قصه‌های خارجی بزرگ شدیم و باید تلاش کنیم بچه‌های این دوره با قهرمان قصه‌های ایرانی رشد پیدا کنند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/12/Mizegerd2-Bache-Zerang6.jpg" data-rel="lightbox-5" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-158796" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/12/Mizegerd2-Bache-Zerang6.jpg" alt="Mizegerd2-Bache-Zerang6" width="1280" height="853" /></a></p>
<h3><span style="color: #008000;"><strong>خز و موی کاراکترها یکی از بزرگترین چالش در تولید «بچه زرنگ» بود</strong></span></h3>
<p><strong>*وقتی یک کاری تیمی انجام می‌شود ناخودآگاه یکسری چالش‌ها را به دنبال خود می‌آورد، مهمترین چالش شما در این کار چه بود و چگونه آن را حل کردید؟</strong></p>
<p><strong>بهنود نکویی:</strong> تولید کار پیشرو چالش‌های زیادی دارد. یکسری چالش‌ها را از قبل براساس تجربه به آن رسیدیم اما یکسری چالش‌ها هم متناسب با کار جدید به وجود می‌اید. در این پروژه اکثر کاراکترها یا خز داشتند یا مو! و این موضوعی جدی در کار بود که چگونه این موها و خزها را طراحی کنیم و چگونه مشکلات آن را در بحث‌های انیمیت برطرف کنیم و این یکی از چالش‌های بزرگ ما بود. از طرفی متحرک‌سازی حیوانات چهارپا موضوع سختی است و چالش دیگر ما محسوب می‌شد. در کنار موضوعات فنی، نورپردازی، موسیقی، دوبله و غیره جزو ظرافت‌های کار بود.</p>
<p><strong>ابراهیم شفیعی:</strong> چون برخلاف کارهای دیگر که ما فقط دوبله می‌کنیم در این کار فقط یک استوری ریل داشتیم و توضیح کاراکتر و صحنه‌ای که باید روی آن صحبت کنیم. این برای ما چالش ایجاد می‌کرد. این نوع کار که فقط با صدا و پشت میکروفن است یک چالش خیلی مهم برای گوینده است که باید حس و حال شخصیت را به خوبی درآورد.</p>
<h3><span style="color: #008000;"><strong>نسخه خارجی برای اکران بین‌المللی آماده می‌شود</strong></span></h3>
<p><strong>*به اکران خارجی فکر می‌کنید؟</strong></p>
<p><strong>حامد جعفری:</strong> مسیر «هنر پویا» در «شاهزاده روم» اینطور بود که ما توانستیم یکسری اکران‌های گلخانه‌ای شبیه به هنر و تجربه در بعضی کشورها داشته باشیم و از آنها یک تجربه موفقی به دست آوریم. در «فیلشاه» تلاش کردیم این را به اکران سراسری تبدیل کنیم و در کشورهای روسیه و لبنان اکران سراسری گرفتیم و موفقیت‌های خوبی هم از آن کسب کردیم و در لبنان دومین فیلم انیمیشن پرمخاطب شدیم. سال‌ها روی این مسیر کار کردیم و در همین مسیر هم قدم برمی‌داریم. در نتیجه نسخه خارجی «بچه زرنگ» نیز برای اکران خارجی در حال آماده‌سازی است. اکران خارجی را جزئی از کار می‌دانیم و یک اثر را به مرزهای کشور خودمان محصور نمی‌کنیم. قصه انیمیشن ما قابل شنیدن و تعریف کردن است. مفهوم قلب جنگل در همه دنیا وجود دارد و پیرامون همه حیوانات هم می‌چرخد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/12/Mizegerd2-Bache-Zerang9.jpg" data-rel="lightbox-6" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-158797" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/12/Mizegerd2-Bache-Zerang9.jpg" alt="Mizegerd2-Bache-Zerang9" width="1280" height="853" /></a></p>
<p><strong>*بحث <span style="color: #ff0000;">فرنچایز<sup>۱</sup></span> را ادامه می‌دهید؟</strong></p>
<p><strong>حامد جعفری:</strong> کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در انیمیشن «بچه زرنگ» مشارکت دارد و شاید یکی از دلایلی که از میان کسانی که می‌خواستند در این اثر مشارکت داشته باشند، کانون را انتخاب کردیم این بود که کانون پرورش به عنوان متولی کودک دارای تجربیات متعددی در حوزه تولید محصولات حوزه کودک و نوجوان بوده است و ما در هنرپویا مشارکت با کانون پرورش برای ساخت این اثر را به لحاظ چشم‌اندازهای اصلی کمپانی‌مان مفید می‌دانستیم؛ چرا که مشارکت طرفینی هنرپویا و کانون پرورش در این پروژه منجر به ایجاد ارزش افزوده در مراحلی همچون تکمیل زنجیره شخصیت پردازی خواهد شد. تصمیمی که اثرات آن امروز کاملا محسوس است و تا امروز نزدیک به ۱۴-۱۵ محصول مرتبط با اثر تولید شده و چند محصول دیگر در حال تولید است که در هفته‌های آینده از آن ها رونمایی خواهد شد. در تلاشیم که یک زنجیره ارزش را ایجاد کنیم که الگو باشد. چیزی که کمک می کند این هنر-صنعت در کشور ما جان بگیرد این است که به لحاظ اقتصادی گردش مالی مقرون به صرفه در آن شکل گیرد.</p>
<h3><span style="color: #008000;"><strong>به دنبال رقابت هستیم</strong></span></h3>
<p><strong>*ما در حال حاضر در انیمیشن چه چیزی نداریم که نبود آن دغدغه شما برای کار بعدی باشد؟</strong></p>
<p><strong>بهنود نکویی:</strong> مقایسه تولیدات داخل کشور با تولیدات روز دنیا به همان اندازه که خوشحال کننده است نابرابر هم هست. چراکه ما در فضایی کار تولید می‌کنیم که امکانات محدودتری نسبت به کشورهای دیگر فعال در این حوزه دارد و زیرساخت را به وجود می‌آوریم. چند سالی است که بخش خصوصی در این حوزه فعالیت جدی می‌کند و دغدغه این بخش هم این است به نقطه ای برسد که بتواند تولید را به شکل موفق در عرصه بین‌الملل دنبال کند و به همین خاطر در حال بررسی بازارهای جدید و دنبال رقابت هستیم. همچنین موضوع نیروی انسانی موضوع مهمی است که چند سالی است که آموزش نیروی انسانی را به صورت جدی پیگیری می‌کنیم تا نیروهای متخصص با دغدغه‌های فکری خودمان پرورش دهیم. در کنار نیروی متخصص باید یک زیرساخت مناسبی به اسم استودیو برای پایداری تولید وجود داشته باشد. موضوع بعدی ایده و پردازش اثر است که هم متناسب با فرهنگ و دغدغه‌های محتوایی خودمان باشد و هم قابلیت ارائه در خارج از ایران به صورت مستقل داشته باشد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/12/Mizegerd2-Bache-Zerang7.jpg" data-rel="lightbox-7" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-158795" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/12/Mizegerd2-Bache-Zerang7.jpg" alt="Mizegerd2-Bache-Zerang7" width="1280" height="853" /></a></p>
<p><strong>حامد جعفری:</strong> ما اولین باری که با «شاهزاده روم» وارد جشنواره فجر شدیم هیات انتخاب در بیانیه پیشنهاد کرد که این کار در خارج از بخش مسابقه نمایش داده شود و دبیر از آن تقدیر کند. آن سال آقای رضاداد دبیر جشنواره بودند و از من و کارگردان کار تقدیر کردند. در «فیلشاه» هیات انتخاب گفتند که فیلم در بخش مسابقه باشد اما هیات داوری گفتند که این کار قابلیت رقابت ندارد. در پروژه «بچه زرنگ» اتفاق مهمتر این بود که یک اثر در سینما آمد که در بخش‌هایی که می‌توانست، با همه آثار رئال رقابت کرد و آن جاهایی که قابلیت رقابت داشت کاندیدا شد و در نهایت سیمرغ بهترین انیمیشن را دریافت کرد. این همان موضوعی است که عنوان کردم که در هر اثری تلاش کردیم یک قدم در این هنر-صنعت به جلو برویم.</p>
<h3><span style="color: #008000;"><strong>دولت به خوراک فکری کودکان توجه نمی‌کند</strong></span></h3>
<p>در حوزه سیاستگذاری و مشکلات زیرساختی این موضوع وجود دارد که فیلم‌های کودک و نوجوان را فیلم‌های درجه دوم حساب می‌کنیم و فیلمسازی کودک و نوجوان هم جدی گرفته نمی‌شود. آنقدری که مسئولین به صندلی بچه‌ها توجه می‌کنند به خوراک فکری آنها توجه نمی‌کنند. به عنوان مثال بلیت کودکان برای قطار و هواپیما تخفیف دارد، من می‌گویم چرا برای سینما رفتن بچه‌ها نباید چنین چیزی را در نظر بگیریم؟! بلیت سینما گران است و طبقه متوسط جامعه است که بیشترین استفاده را از این نوع سرگرمی می‌کند. شما فکر کنید یک خانواده‌ای با دو بچه می خواهد به سینما برود اما بالا بودن هزینه آن، این سرگرمی را از سبد تفریحی آن خانواده حذف می‌کند و بچه‌ها هم از تماشای انیمیشن محروم می‌شوند. این جنس از سیاستگذاری‌ها نمی‌تواند به این هنر-صنعت کمک کند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>پاورقی:</strong></span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۱: فرنچایز </strong></span>به یک کلکسیون از آثار هنری-سرگرمی مانند فیلم، سریال تلویزیونی، بازی ویدئویی یا غیر ویدئویی، کمیک، موسیقی، رمان و غیره گفته می‌شود که همه آنها حول محور یک داستان یا شخصیت‌های آن ساخته شده‌اند.</p>
<h3><span style="color: #ff9900;"> نسخه کامل میزگرد بچه زرنگ</span></h3>
<div id="59549850998"><script src="https://www.aparat.com/embed/tlQhP?data[rnddiv]=59549850998&amp;data[responsive]=yes" type="text/JavaScript"></script></div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=158787">کار برای کودکان بی‌کلاسی نیست!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=158787</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کاش من هم با نیروی هوایی بودم!</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=157119</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=157119#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 31 Aug 2023 14:38:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای جهان]]></category>
		<category><![CDATA[جان فورد]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی مافی]]></category>
		<category><![CDATA[پنج بازگشته]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=157119</guid>
		<description><![CDATA[<p>به مناسبت سالگرد درگذشت جان فورد بریده‌ای از کتاب «پنج بازگشته» را بخوانید که در آن از عملیات نظامی این کارگردان نام‌آشنا پرده برداشته است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=157119">کاش من هم با نیروی هوایی بودم!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما </a></strong>&#8211; بعد از تمام شدن تولید «خوشه‌های خشم» فورد و برخی از دوستانش از جمله وین، سوار آرانر شدند و از سن پدرو به بندرگاه گوایماس رفتند. بندری مکزیکی که به وسیله باخا و خلیج کالیفرنیا از دریای آزاد جدا شده بود. زمانی که آنجا بودند فورد چند عملیات شناسایی نیمه‌رسمی برای نیروی دریایی انجام داد، دنبال قایق‌های ماهی گیری ژاپنی در آب گشت و تقریباً با اشتیاقی پسر بچگانه گزارشی برای سردفتردار اطلاعات نیروی دریایی در سن دیگو آماده کرد. فورد در این گزارش نوشت: «کشتی‌های میگوی ژاپنی لنگر انداخته بودند. برجسته‌ترین نکته در مورد این کشتی‌ها، خدمه آن‌ها بود. چیزی که کاملاً مرا گیج کرد. آن‌ها با کت و شلوارهای فلانل، پشمی و فاستونی خوش‌دوخت و با آزادی به ساحل می‌آمدند. با وسایل نقلیه نظامی رفت‌وآمد می‌کردند&#8230; اگر عبارت بهتری بخواهید من آن‌ها را سامورایی یا طبقه نظامی می‌نامم&#8230; در طول سه سفر به ژاپن من این گروه را از نزدیک مورد بررسی قرار دادم. جدا مطمئن هستم آن‌ها مردان نیروی دریایی هستند&#8230; آن‌ها بخشی از یک تهدید واقعی‌اند. اگرچه من یک افسر تمرین دیده اطلاعات نیستم اما حرفه من این است که مشاهده کنم و به نتیجه برسم&#8230; من سر اعتبار حرفه‌ایم شرط می‌بندم که این مردان جوان، ماهیگیر نیستند.» نامه تشریفاتی تقدیر از فورد که او از طرف نیروی دریایی دریافت کرد، به نظر بیش از ارزش هر فیلمی برایش مهم بود. در مارچ ۱۹۴۰ وقتی فورد فهمید یار گرمابه و گلستانش در «باشگاه امرالد بی یات»، مرین سی. کوپر، به عنوان یکی از مدیران RKO در حال ترک شغلش است تا به «ببرهای پرنده»، ناوگانی از خلبان‌های آمریکایی که می‌خواستند با نیروی هوایی چین برای دفاع از حملات ژاپنی‌ها همکاری کنند، کمک کند، به نوه‌اش دن فورد نوشت: «کاش من هم با آن‌ها بودم.»</p>
<p><strong>منبع: کتاب «پنج بازگشته» ترجمه مهدی مافی انتشارات ساقی</strong></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=157119">کاش من هم با نیروی هوایی بودم!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=157119</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
