سوره سینما

پایگاه خبری-تحلیلی سینمای ایران و جهان

sourehcinema
تاریخ انتشار:۱۶ مرداد ۱۴۰۵ در ۱:۰۶ ب.ظ چاپ مطلب
روایت سوره سینما‌ از چهره‌های خبرساز هفته؛

از صراحت دلسوزانه «ژاله» تا بازگشت غافلگیرانه «پوریا»

Zhale-Pouria

در هفته‌ای که گذشت، کاظم دانشی، ژاله صامتی، سحر دولتشاهی، پوریا پورسرخ و مجید واشقانی بیش از دیگر چهره‌های سینما و تلویزیون در کانون توجه رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی قرار گرفتند.

سوره سینما – زهره کردلو : «روایت سوره سینما از چهره‌های خبرساز هفته»‌ عنوان بسته‌‌ای خبری است که هر جمعه در قالب آن به بازخوانی مهم‌ترین اخبار مرتبط با هنرمندان حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون خواهیم پرداخت.

هر هفته چهره‌هایی از دل سینما، موسیقی و هنر سر برمی‌آورند که با حضورشان جریان خبری هفته را شکل می‌دهند. این هفته، روایت ما به سراغ پنج چهره‌ای می‌رود که هر کدام با اتفاقی خاص در صدر اخبار قرار گرفتند؛ از کاظم دانشی کارگردان جوانی که دوباره ثابت کرد مخاطب ایرانی فقط به دنبال کمدی نیست، تا ژاله صامتی که از دردهای تئاتر گفت، سحر دولتشاهی که حاشیه را با احترام مدیریت کرد، پوریا پورسرخی که پس از سال‌ها تصویری تازه از خود ارائه داد و مجید واشقانی که بیش از آثارش با حاشیه‌هایش خبرساز شد؛ هر کدام بخشی از جریان خبری این روزها را شکل دادند.

کاظم دانشی؛ مرد پرونده‌های واقعی، فاتح گیشه تابستان

گاهی موفقیت یک فیلم فقط در تعداد بلیت‌های فروخته‌شده خلاصه نمی‌شود؛ گاهی مهم‌تر از فروش، این است که فیلم پس از پایان، ذهن مخاطب را رها نکند. «زنده‌شور» این روزها دقیقاً چنین وضعیتی دارد. دومین ساخته سینمایی کاظم دانشی، تنها دو هفته پس از آغاز اکران، به صدر جدول فروش سینماها رسیده و در کنار «استخر»، بخش عمده گیشه تابستان را در اختیار گرفته است؛ موفقیتی که بیش از هر چیز نشان می‌دهد مخاطب امروز، برخلاف تصور رایج، هنوز برای دیدن یک درام تلخ، پرتعلیق و اخلاقی به سالن سینما می‌رود.

دانشی از همان «علف‌زار» نشان داد به دنبال روایت‌هایی است که از دل واقعیت بیرون آمده‌اند؛ پرونده‌هایی که شاید سال‌ها در صفحات حوادث خاک خورده باشند اما ظرفیت تبدیل شدن به یک درام انسانی را دارند. او با همان فیلم سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه را گرفت و حالا در «زنده‌شور» نیز دوباره به سراغ چند پرونده واقعی رفته است؛ روایتی از ساعات پایانی زندگی محکومان به قصاص و تلاش نماینده دادستان برای گرفتن رضایت از اولیای دم.

اما برگ برنده دانشی، صرفاً انتخاب سوژه نیست. او استاد ساختن موقعیت‌های اخلاقی است؛ موقعیت‌هایی که مخاطب را وادار می‌کند مدام میان قضاوت و همدلی جابه‌جا شود. تماشاگر نه می‌تواند با اطمینان خواهان اجرای حکم باشد و نه به سادگی از کنار جرم شخصیت‌ها عبور کند. همین تعلیق اخلاقی است که فیلم را پس از پایان نیز در ذهن مخاطب زنده نگه می‌دارد.

Kazem-Daneshi

کارنامه دانشی نیز به تدریج شکل مشخصی پیدا کرده است. او در مقام نویسنده با «بی‌بدن» و «اردوبهشت» و در مقام کارگردان با «علف‌زار» و «زنده‌شور» تقریباً یک مسیر واحد را دنبال کرده؛ بازخوانی پرونده‌های قضایی و جنایی یا اجتماعی با نگاهی انسانی، نه صرفاً حادثه‌محور. حتی حضورش به عنوان تهیه‌کننده سریال «کوری» نیز ادامه همین علاقه است؛ مجموعه‌ای که باز هم از دل یک پرونده واقعی درباره مشروبات الکلی تقلبی و نابینایی ده‌ها نفر بیرون آمده است.

این هفته، گفت‌وگوی مفصل دانشی با یک برنامه اینترنتی نیز بار دیگر نام او را بر سر زبان‌ها انداخت. از روایت طنزآمیز تماس ساقیان مشروبات الکلی که مدعی بودند «کوری» بازارشان را کساد کرده تا توضیح صریح او درباره اینکه هیچ دسترسی ویژه‌ای به پرونده‌های قضایی ندارد و تمام تحقیقاتش از مسیرهای معمول انجام می‌شود؛ بخش‌هایی از این گفت‌وگو بارها در شبکه‌های اجتماعی بازنشر شد.

در ۳۵ سالگی، کاظم دانشی دیگر صرفاً یک استعداد جوان نیست. او آرام‌آرام در حال تبدیل شدن به مهم‌ترین فیلمساز نسل تازه سینمای اجتماعی  ایران است؛ کارگردانی که ثابت کرده می‌توان بدون شوخی‌های دم‌دستی و فرمول‌های تضمین‌شده کمدی هم گیشه را فتح کرد؛ فقط کافی است داستانی روایت شود که بعد از روشن شدن چراغ‌های سالن، همچنان ذهن مخاطب را درگیر نگه دارد.

ژاله صامتی؛ صدای نسلی که نگران آینده صحنه است

بعضی بازیگران تنها زمانی خبرساز می‌شوند که فیلم یا سریال تازه‌ای روی پرده یا آنتن داشته باشند، اما گروهی دیگر با حرف‌هایشان جریان‌ساز می‌شوند؛ چون مخاطب می‌داند پشت هر جمله‌شان سال‌ها تجربه، زیست حرفه‌ای و دلسوزی برای هنر قرار دارد. ژاله صامتی این هفته از همین جنس خبرسازها بود؛ بازیگری که گفت‌وگوی مفصلش با روزنامه شرق بیش از آنکه یک مصاحبه باشد، شبیه دردِ دل هنرمندی بود که از دور شدن سینما و تئاتر از آرمان‌هایش نگران است.

صامتی در این گفت‌وگو از وضعیت این روزهای تئاتر و سینما، سیاست‌گذاری‌های فرهنگی، تربیت نسل تازه بازیگران و حتی از ناامیدی‌هایی گفت که طی سال‌های اخیر تجربه کرده است. حرف‌های او به سرعت در فضای مجازی دست به دست شد، اما نکته جالب این بود که برخلاف بسیاری از گفت‌وگوهای جنجالی، کمتر کسی اصل دغدغه‌های او را زیر سؤال برد. شاید دلیلش جایگاهی باشد که صامتی طی سه دهه فعالیت حرفه‌ای برای خود ساخته است؛ بازیگری که نه یک‌شبه مشهور شد و نه محبوبیتش را مدیون حاشیه‌هاست، بلکه پله‌پله از تئاتر به تلویزیون و سینما رسید و اعتبارش را با کارنامه‌اش به دست آورد.

بخش مهمی از سخنان او درباره تئاتر بود؛ هنری که هنوز آن را خانه اصلی خود می‌داند. روایت او از عبور از مقابل ساختمان قدیمی اداره تئاتر و حسرتی که نسبت به وضعیت امروز این هنر دارد، برای بسیاری از اهالی فرهنگ آشنا بود. او از مدیرانی گفت که روزگاری خودشان در صف گرفتن پلاتو بودند و امروز به گفته او، همان مسیر را برای نسل تازه دشوارتر کرده‌اند. این انتقادها از جنس گلایه‌های مقطعی نبود؛ بیشتر شبیه نگرانی بازیگری بود که آینده هنر را در خطر می‌بیند.

Zhale-Shargh

اما شاید پربحث‌ترین بخش گفت‌وگو، جایی بود که صامتی از کمبود بازیگران جوان آماده و آموزش‌دیده سخن گفت. او معتقد است امروز استعداد کم نیست، اما آموزش و فرصت درست کمتر شده است. از بازیگران جوانی گفت که هنوز آداب حضور مقابل دوربین یا روی صحنه را نمی‌دانند و از چرخه‌ای انتقاد کرد که به جای پرورش نسل تازه، مدام همان چهره‌های آشنا را تکرار می‌کند. این بخش از صحبت‌هایش موافقان و مخالفانی داشت، اما کمتر کسی می‌توانست منکر دغدغه‌مندی او نسبت به آینده حرفه بازیگری شود.

از سوی دیگر، صامتی این روزها روی صحنه نمایش «ماهی رها» حضور دارد؛ نمایشی که همراهی دخترش در آن، برای مخاطبانش جذابیت ویژه‌ای ایجاد کرده است. او همچنین خبر داد که احتمال آغاز پیش‌تولید فصل تازه «زیرخاکی» از پاییز وجود دارد؛ مجموعه‌ای که نقش «پری» در آن یکی از محبوب‌ترین شخصیت‌های سال‌های اخیر تلویزیون بود.

شاید مهم‌ترین ویژگی ژاله صامتی این باشد که حتی هنگام انتقاد نیز از موضع تخریب سخن نمی‌گوید. حرف‌های او بیشتر شبیه تلنگری از سوی هنرمندی است که هنوز امیدش را به آینده از دست نداده است.

سحر دولتشاهی؛ احترامی که جنجال را به پایان رساند

این هفته سحر دولتشاهی با نحوه مواجهه‌اش با یک حاشیه در مرکز توجه قرار گرفت؛ اتفاقی که بار دیگر نشان داد گاهی سرنوشت یک جنجال، نه به خود ماجرا، بلکه به واکنش چهره مرتبطش بستگی دارد.

دولتشاهی این روزها با فیلم سینمایی «استخر» ساخته سروش صحت روی پرده سینماهاست؛ فیلمی که بخش مهمی از گیشه تابستان را در اختیار گرفته است. او در این فیلم نقش «بهار» را بازی می‌کند؛ زنی که از روزمرگی، بی‌تفاوتی همسرش و فرسایش یک زندگی مشترک خسته شده و خانه را ترک می‌کند. با این حال، برخلاف بسیاری از نقش‌های ماندگار دولتشاهی، «استخر» فرصت چندانی برای درخشش او فراهم نمی‌کند. شخصیت بهار بیش از آنکه ساخته و پرداخته شود، در حاشیه روایت باقی می‌ماند و همین باعث شده بازی دولتشاهی نیز کمتر از استاندارد همیشگی‌اش به چشم بیاید.

این نخستین بار نیست که او در فیلمی با ظرفیت‌های محدود ظاهر می‌شود. همان‌طور که اخیرا در «هزار و یک شب» نیز نتوانست کیفیت همیشگی بازی‌هایش را تکرار کند، این بار هم بیش از آنکه بازیگر مقصر باشد، محدودیت‌های شخصیت و جهان فیلم اجازه خلق یک نقش ماندگار را نمی‌دهد. با این همه، کارنامه دولتشاهی آن‌قدر پر از نقش‌های موفق است که یک تجربه متوسط، تصویر حرفه‌ای او را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد.

Sahar-Estakhr

اما آنچه نام او را بیش از فیلم تازه‌اش بر سر زبان‌ها انداخت، حاشیه‌ای بود که با انتشار یک استوری در فضای مجازی شکل گرفت. برداشتی که برخی کاربران از آن داشتند، باعث شد گروهی آن را بی‌احترامی به اذان و باورهای دینی تلقی کنند و موجی از واکنش‌ها در شبکه‌های اجتماعی شکل بگیرد. اتفاقی که می‌توانست مانند بسیاری از جنجال‌های مشابه، روزها ادامه پیدا کند.

دولتشاهی اما مسیر دیگری را انتخاب کرد. او در استوری دیگری توضیح داد که برداشت‌های صورت‌گرفته با نیت اصلی‌اش فاصله داشته، تأکید کرد که اذان برایش صدایی آشنا، معنوی و محترم است و اگر نوشته‌اش باعث رنجش کسی شده، از این بابت متأسف است. همین چند جمله، فضای ملتهب را تا حد زیادی آرام کرد. نه با جدل، نه با پاسخ تند و نه با نادیده گرفتن مخاطبان؛ بلکه با توضیح، احترام و پذیرش سوءبرداشت.

همزمان، ویدیویی از حضور او در برنامه «روایت شب» نیز بارها بازنشر شد؛ جایی که هنگام خواندن متنی درباره ایران، بغضش شکست و احساساتش آشکار شد. این تصویر، برای بسیاری از مخاطبان ادامه همان شخصیتی بود که سال‌هاست از او می‌شناسند؛ هنرمندی که احساساتش را بی‌واسطه بروز می‌دهد و تلاش نمی‌کند فاصله‌ای میان خود و مخاطب ایجاد کند.

دولتشاهی حالا فیلم «قایق‌سواری در تهران» به کارگردانی رسول صدرعاملی را نیز در صف اکران دارد؛ اثری که بسیاری از منتقدان جشنواره فجر، بازی او در آن را بهتر از «استخر» دانسته‌اند. قطعا مخاطب او علاقه‌مند است دوباره او را در آثاری چون «عصر یخبندان»، «عرق سرد»، «چهارراه استانبول» و سریال «افعی تهران» ببیند تا در آثاری که توانایی اش کمتر دیده می‌شود.

پوریا پورسرخ؛ خداحافظی با تصویر همیشگی

کمتر بازیگری را می‌توان پیدا کرد که تصویرش تا این اندازه با یک تیپ مشخص در ذهن مخاطبان گره خورده باشد. پوریا پورسرخ برای بسیاری از مخاطبان تلویزیون، همان جوان خوش‌پوش، خوش‌چهره و قهرمان عاشق سریال‌های دهه هشتاد است؛ بازیگری که سال‌ها با همان استایل و همان تیپ شخصیتی شناخته شد. اما این هفته، با انتشار نخستین قسمت سریال «اعتراف می‌کنم» در شبکه نمایش خانگی، تصویری متفاوت از او پیش روی مخاطبان قرار گرفت؛ تصویری که شاید آغاز فصل تازه‌ای در کارنامه حرفه‌ای‌اش باشد.

«اعتراف می‌کنم» قصد دارد از ساختارهای رایج سریال‌های پلیسی فاصله بگیرد. مجموعه‌ای اپیزودیک که هر قسمت حول یک پرونده جنایی، بازجویی و کشف حقیقت می‌چرخد و آشکارا از الگوی سریال مشهور Criminal الهام گرفته است. در چنین ساختاری، بیش از هر چیز بازی بازیگران اهمیت پیدا می‌کند؛ زیرا بار اصلی روایت بر دوش گفت‌وگوها، سکوت‌ها و تقابل شخصیت‌هاست.

پورسرخ در این مجموعه نقش همایون، یکی از مأموران پلیس آگاهی را بازی می‌کند؛ شخصیتی که برخلاف بسیاری از نقش‌های پیشین او، نه قرار است قهرمان رمانتیک باشد و نه جذابیتش را از ظاهرش بگیرد. مهم‌ترین اتفاق، دقیقاً همین تغییر است. او این بار با موهایی کم‌پشت، ریش، چهره‌ای خسته و اضافه‌وزنی که پیش‌تر از او ندیده بودیم، مقابل دوربین رفته است. تغییری که شاید در نگاه اول صرفاً یک گریم به نظر برسد، اما در واقع نشانه تصمیمی مهم‌تر است؛ کنار گذاشتن تصویری که سال‌ها با آن شناخته می‌شد. در «اعتراف می‌کنم» او اجازه داده شخصیت، چهره واقعی بازیگر را پنهان کند.

Pouria-Eteraf-Mikonam

البته هنوز برای قضاوت نهایی درباره کیفیت بازی او زود است. سریال تازه آغاز شده و شخصیت همایون در قسمت‌های بعدی فرصت بیشتری برای پرداخت خواهد داشت. با این حال، بسیاری از واکنش‌های اولیه، پورسرخ را یکی از غافلگیری‌های قسمت نخست دانسته‌اند.

همزمان با انتشار این سریال، بازپخش مجموعه «وفا» نیز دوباره مخاطبان را به بیش از دو دهه قبل برد؛ زمانی که پورسرخ با نقش جوانی عاشق‌پیشه به یکی از محبوب‌ترین چهره‌های تلویزیون تبدیل شد. دیدن همزمان «وفا» و «اعتراف می‌کنم» برای بسیاری از مخاطبان، مقایسه جالبی میان دو دوره از زندگی حرفه‌ای او ایجاد کرده است.

از سوی دیگر، گفت‌وگوی طنزآمیز او با ابوطالب حسینی و انتشار عکس قدیمی دوران جوانی‌اش نیز این هفته بار دیگر در فضای مجازی دست‌به‌دست شد و نشان داد پورسرخ همچنان برای نسل‌های مختلف چهره‌ای آشنا و نوستالژیک است.

مجید واشقانی؛ تلاشی برای دیده شدن حتی با حاشیه!

در سال‌های اخیر، مرز میان بازیگر، مجری و تولیدکننده محتوا بیش از هر زمان دیگری کمرنگ شده است. بسیاری از بازیگران دیگر تنها با نقش‌آفرینی مقابل دوربین شناخته نمی‌شوند؛ آن‌ها با حضور در فضای مجازی، اجرای برنامه‌های اینترنتی و اظهارنظرهای رسانه‌ای نیز برای خود هویت تازه‌ای ساخته‌اند. مجید واشقانی یکی از همین چهره‌هاست؛ بازیگری که این روزها نامش در کنار گفت‌وگوهای جنجالی و حاشیه‌های رسانه‌ای دیده می‌شود.

این هفته، انتشار گفت‌وگوی او با نرگس فرخی در استانبول، بار دیگر نام واشقانی را به یکی از سوژه‌های اصلی شبکه‌های اجتماعی تبدیل کرد. برخلاف ساختار معمول برنامه «رُک‌شو»، این بار نقش‌ها جابه‌جا شده بود و واشقانی در جایگاه مهمان نشسته بود. بخش‌هایی از این گفت‌وگو، به‌ویژه اظهارنظرهای او درباره برخی رخدادهای اجتماعی و سیاسی سال‌های اخیر، به سرعت به صورت ویدیوهای کوتاه در فضای مجازی منتشر شد و واکنش‌های فراوانی را به دنبال داشت.

اما شاید مهم‌تر از خود مصاحبه، شیوه انتشار آن بود. بسیاری از ویدیوهایی که دست‌به‌دست شدند، تنها چند ثانیه از یک گفت‌وگوی طولانی بودند؛ بریده‌هایی که بدون دیدن سؤال و فضای کامل بحث، قضاوت درباره آن‌ها چندان آسان نیست. همین مسئله باعث شد موافقان و مخالفان، هر کدام برداشت متفاوتی از سخنان واشقانی ارائه کنند.

Majid-Vasheghani

با این حال، اگر رفتار رسانه‌ای او در ماه‌های گذشته را مرور کنیم، این گفت‌وگو چندان هم غافلگیرکننده نیست. واشقانی مدت‌هاست تلاش می‌کند در برنامه اینترنتی «رُک» با انتخاب مهمانان جنجالی، طرح پرسش‌های چالش‌برانگیز و ساختن لحظه‌های وایرال، سهمی در فضای پررقابت رسانه‌های آنلاین داشته باشد.

از سوی دیگر، بخشی از این هفته نیز به شایعه ورود او به عرصه کارگردانی اختصاص داشت. خبرهایی درباره سپردن پروژه‌ای پرهزینه با عنوان «بریجتون» به او منتشر شد؛ اخباری که با تیترهایی درباره بودجه سنگین فیلم، واکنش‌های فراوانی را برانگیخت. مهم‌ترین پرسش منتقدان این بود که آیا سپردن چنین پروژه‌ای به کارگردانی که هنوز تجربه جدی در این جایگاه ندارد، تصمیم درستی است؟ هرچند این خبر خیلی زود با ابهام و تکذیب‌های غیررسمی همراه شد و مشخص شد هنوز تا قطعیت فاصله دارد.

نکته قابل توجه درباره تصویر رسانه‌ای امروز واشقانی، دوگانگی آن است. او در مقاطع مختلف، مواضعی متفاوت و گاه متناقض نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی داشته و همین باعث شده هر گروه، بخشی از سخنانش را برجسته کند. شاید به همین دلیل است که این روزها تشخیص مرز میان «واشقانی بازیگر» و «واشقانی چهره رسانه‌ای» دشوارتر از گذشته شده است.

واقعیت این است که دیده‌شدن، بخشی جدایی‌ناپذیر از حرفه هنرمندان است؛ اما مسیر رسیدن به آن می‌تواند متفاوت باشد. برخی با نقش‌های ماندگار در ذهن مخاطب باقی می‌مانند و برخی دیگر با حضور دائمی در فضای رسانه‌ای مثل واشقانی.


پاسخ دهید