به گزارش سوره سینما، خبرنگار در سینما معمولاً فقط یک شغل نیست؛ یک موقعیت دراماتیک است. کسی که خبرنگار است، باید سؤال بپرسد. باید شک کند. باید دنبال چیزی برود که دیگران ترجیح میدهند دیده نشود. باید میان چند روایت، روایت قابل اعتمادتر را پیدا کند و گاهی درست در لحظهای که همه ترجیح میدهند سکوت کنند، حرف بزند.
به همین دلیل، عجیب نیست که سینما از سالهای ابتدایی شکلگیری خود بارها سراغ روزنامهنگارها، خبرنگارها، سردبیرها و گزارشگران رفته است. اما تصویر سینما از خبرنگار همیشه یکسان نبوده است. گاهی خبرنگار قهرمان است؛ کسی که در برابر قدرت میایستد. گاهی آدمی فرصتطلب است که برای یک تیتر بزرگ، حتی یک تراژدی انسانی را هم تبدیل به کالا میکند. گاهی هم فقط شاهدی است که باید آنچه را دیگران نمیبینند، ثبت کند.
وقتی خبرنگار قهرمان بود
اگر بخواهیم از مشهورترین تصویرهای قهرمانانه خبرنگار در سینما شروع کنیم، رسیدن به «همه مردان رئیسجمهور» اجتنابناپذیر است.
باب وودوارد و کارل برنستین، دو خبرنگار واشنگتنپست، در پی ماجرای واترگیت میروند؛ پروندهای که سرانجام به یکی از بزرگترین رسواییهای سیاسی آمریکا و استعفای ریچارد نیکسون منجر شد.
اما اهمیت فیلم فقط به داستان واقعی آن محدود نمیشود. «همه مردان رئیسجمهور» یکی از معدود فیلمهایی است که هیجان خبرنگاری را بدون تبدیل کردن آن به اکشن خلق میکند.
هیجان فیلم در تلفن زدن است؛ در پیدا کردن یک منبع؛ در مقایسه دو اطلاعات؛ در رفتن به یک ساختمان و پرسیدن یک سؤال؛ در اینکه خبرنگار نمیداند آیا آدمی که روبهرویش نشسته حقیقت را میگوید یا نه.
وقتی خبرنگار تبدیل به سرباز حقیقت شد
تقریباً چهار دهه بعد، «اسپاتلایت» همان تصویر را از زاویهای دیگر بازسازی کرد.
این بار خبری از دو خبرنگار جوان نیست که به تنهایی مقابل قدرت ایستاده باشند. قهرمان، یک تیم تحقیقاتی در روزنامه Boston Globe است؛ تیمی که سالها روی پرونده سوءاستفاده جنسی از کودکان توسط کشیشان کاتولیک تحقیق میکند.
«اسپاتلایت» شاید یکی از صادقانهترین فیلمها درباره کار روزنامهنگاری باشد، چون خبرنگاری را کاری پرزرقوبرق نشان نمیدهد.
در اینجا خبرنگار نه قهرمان شکستناپذیر است و نه نابغهای که یکشبه معما را حل میکند. خبرنگار کسیست که آنقدر پیگیری میکند تا حقیقت دیگر نتواند پنهان بماند.
وقتی روزنامه در برابر دولت ایستاد
اگر «همه مردان رئیسجمهور» درباره افشای واترگیت است، «پست» به ماجرای انتشار اسناد پنتاگون میپردازد؛ پروندهای که رسانه و دولت آمریکا را در برابر یکدیگر قرار داد.
فیلم بیش از آنکه درباره یک خبرنگار منفرد باشد، درباره یک تصمیم بزرگ رسانهای است: آیا حقیقت را منتشر میکنی، وقتی میدانی انتشار آن ممکن است برای خودت هزینه داشته باشد؟
کاترین گراهام، مدیر و ناشر واشنگتنپست، و بن بردلی، سردبیر روزنامه، با تصمیمی روبهرو میشوند که میتواند سرنوشت روزنامه را تغییر دهد.
اما سینما همیشه با خبرنگار مهربان نبوده است
اگر «همه مردان رئیسجمهور» و «اسپاتلایت» را ببینیم، ممکن است تصور کنیم سینما همیشه خبرنگار را قهرمان حقیقت دانسته است. اما یکی از مهمترین فیلمهای تاریخ سینمای روزنامهنگاری درست در نقطه مقابل این تصویر ایستاده است.
در فیلم «تورنمای بد» بیلی وایلدر کرک داگلاس در نقش چاک تیتوم، خبرنگاری است که با مردی گرفتار در یک غار مواجه میشود.
یک حادثه انسانی میتوانست فقط یک خبر باشد. اما تیتوم متوجه میشود که این اتفاق میتواند تبدیل به یک داستان بزرگ شود. بنابراین اجازه نمیدهد ماجرا خیلی زود تمام شود. او از حادثه تغذیه میکند؛ از توجه مردم استفاده میکند و داستان را بزرگتر و بزرگتر میکند.
وقتی خود رسانه تبدیل به شخصیت منفی شد
«شبکه» سیدنی لومت یک قدم فراتر میرود. اینجا مسئله فقط خبرنگار نیست. خود رسانه به مسئله تبدیل میشود.
هاوارد بیل، مجری خبر تلویزیونی، دیگر مخاطب سابق را ندارد. شبکه قصد دارد او را کنار بگذارد. اما وقتی بیل در تلویزیون رفتار غیرعادی نشان میدهد و از تصمیم خود برای خودکشی حرف میزند، ناگهان مخاطبان افزایش پیدا میکنند. مدیران شبکه خیلی زود متوجه میشوند که بحران، اگر خوب بستهبندی شود، میتواند سرگرمی باشد.
اینجا دیگر سؤال این نیست که خبرنگار حقیقت را میگوید یا نه. سؤال این است: آیا رسانه اصلاً حقیقت را میخواهد، یا فقط چیزی را میخواهد که مخاطب تماشا کند؟
خبرنگار؛ شاهدی که دیگر نمیتواند پرونده را رها کند
«زودیاک» داستان قاتلی است که در دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ در منطقه خلیج سانفرانسیسکو فعالیت میکرد و رسانهها را نیز با نامهها و پیامهای خود درگیر کرد.
در مرکز فیلم، روزنامهنگاران و افرادی قرار دارند که تلاش میکنند معمای پرونده را بفهمند.
اما جذابیت فیلم در این است که خبرنگار کمکم از یک حرفهای که یک پرونده را دنبال میکند، به آدمی تبدیل میشود که پرونده را نمیتواند رها کند.
خبرنگار میخواهد پاسخ را پیدا کند؛ حتی وقتی پاسخ دیگر برای روزنامه مهم نیست. حتی وقتی زندگی خودش تحت تأثیر پرونده قرار میگیرد.
خبرنگار؛ کسی که برای دیدن آنچه دیگران نمیبینند وارد جنگ میشود
یکی از قدیمیترین و جدیترین کاربردهای شخصیت خبرنگار در سینما، خبرنگار جنگ است.
«یک جنگ خصوصی»؛ زندگی ماری کالوین، خبرنگار مشهور جنگ، را روایت میکند.
در اینجا خبرنگار دیگر پشت میز تحریریه نیست. او به جایی میرود که دیگران از آن فرار میکنند.
جنگ را میبیند، با قربانیان حرف میزند و تلاش میکند تصویری از آنچه در میدان اتفاق میافتد به مخاطبی برساند که هزاران کیلومتر دورتر نشسته است.
سینما و خبرنگار در ایران؛ تصویر متفاوتتر
در سینمای ایران، خبرنگار هیچوقت به اندازه سینمای هالیوود یک «قهرمان ژانری» نشده است. یعنی کمتر با فیلمهایی مواجهیم که تمام ساختار داستان بر یک روزنامهنگار تحقیقی بنا شده باشد.
اما مطبوعات و خبرنگاران در سینما و تلویزیون ایران بارها وارد داستان شدهاند و شاید یکی از شناختهشدهترین نمونههای تلویزیونی، «بدون شرح» باشد.
در «بدون شرح»، یک روزنامه و آدمهایش تبدیل به مرکز داستان میشوند. نشریهای به نام «شهر قشنگ» راهاندازی میشود و مشکلات و اتفاقات روزمره دفتر روزنامه، دستمایه داستانهای سریال قرار میگیرد.
سینما طی این سالها یک پاسخ قطعی درباره خبرنگار نداده است.
بلکه مدام یک سؤال را تکرار کرده:
وقتی حقیقت ارزش دارد، چه کسی حاضر است هزینه پیدا کردنش را بدهد؟
سالهاست خبرنگارها درباره سینما مینویسند. درباره فیلمها گزارش تهیه میکنند. با کارگردانها و بازیگران مصاحبه میکنند. جشنوارهها را پوشش میدهند. حاشیهها را ثبت میکنند و درباره فیلمهایی مینویسند که خودشان قرار است بخشی از حافظه فرهنگی یک جامعه شوند.
یعنی خبرنگار سینمایی، در واقع در نقطهای میان هنر و ثبت تاریخ ایستاده است.
اگر «Civil War» خبرنگار را کسی میداند که تاریخ را در لحظه وقوع ثبت میکند، خبرنگار سینمایی نیز بخشی از تاریخ سینما را ثبت میکند؛ از اولین خبر تولید یک فیلم تا نخستین نقد، از حاشیههای جشنواره تا گفتوگو با سازندگان و از موفقیت یک فیلم در گیشه تا فراموش شدن فیلمی دیگر.
ممکن است بسیاری از این خبرها در لحظه مهم به نظر نرسند. اما سالها بعد، وقتی کسی بخواهد بداند یک فیلم چگونه ساخته شد، چه واکنشی ایجاد کرد، چه بحثی به راه انداخت یا سینمای یک دوره چه دغدغههایی داشت، دوباره به همان گزارشها و مصاحبهها برمیگردد.
و اینجاست که خبرنگار، خودش تبدیل به آرشیوی زنده از سینما میشود.



































میدان ولیعصر(عج)، خیابان شهیدان سازش، سازمان سینمایی سوره
۰۲۱۹۱۰۷۹۸۰۴
info@sourehcinema.ir