سوره سینما

پایگاه خبری-تحلیلی سینمای ایران و جهان

sourehcinema
تاریخ انتشار:۱۴ بهمن ۱۳۹۶ در ۴:۰۰ ب.ظ چاپ مطلب
همگام با سی و ششمین دوره جشنواره فیلم فجر/

نگاهی به فیلم سینمایی «تنگه ابوقریب»/ فیلمی همطراز با آثار روز سینمای جهان

aboughoraib1

فیلم سینمایی «تنگه ابوقریب» به خوبی خود را همطراز با آثار روز سینمای جهان نشان می‌دهد و از پتانسیل فضا و محیط «لوکیشن» به خوبی استفاده می‌کند.

سوره سینما – حسن قنبری : روزهای پیش از جشنوازه فیلم فجر، هنگام گمانه زنی های اهالی و دوستداران سینما ، نامی را شنیدیم که برایمان تازه نیست اما غریب است! می‌گذرد تا اعلام اسامی فیلم‌های حاضر در بخش مسابقه سینمای ایران یا همان سودای سیمرغ، شگفتیتمان تکمیل می شود، نام مورد نظر با اثر تازه اش به بخش سودای سیمرغ راه یافته است، وقتی با خودمان که فکر می‌کنیم چیزی جزء این کلمات به ذهنمان خطور نمی‌کند: «پرسه در مه»، «اینجا بدون من»، «آسمان زرد کم عمق» یا «من دیگو مارادونا هستم» و بهرام توکلی رابطه هایشان با جنگ و دفاع مقدس و «تنگه ابوقریب» در سینما کجا بوده و چگونه گره خورده؟!

حال اگر سینمای اجتماعی و خاص بهرام توکلی را دیده باشید مخصوصا اینجا بدون من را، از تعجب به شوق غریبی می رسید، اینکه مشتاق دیدن سینمای این مرد هستید آن هم با این موضوع خاص و متفاوت نسبت به کارنامه آثار بهرام توکلی، یعنی فیلمسازی که این چنین قدرتمند و هنرمندانه از اجتماع و خانواده قصه‌ها روایت می‌کند چگونه از از جنگ و دفاع و ژانر خاص و سختش قصه خواهد گفت، این شوق تا نخستین روز از جشنواره فیلم فجر و اوج هیجان برای تماشای تنگه ابوقریب ادامه دارد….

فیلم با معرفی شخصیت های اصلی اش در آرامشی عمیق و عجیب کلید می‌خورد، هرکدامشان به مثابه گروه و تفکری هستند اما دسوتانه کنار هم نشسته اند و گفتگوی دوستانه و صمیمی ای دارند، دوربین تغییرات چندانی نمی کند تا اینکه تصمیم به گرفتن تصویر بسته ای از میز و لیوان های آب میوه رویش می کند، شاید در نظر اول کمی طنز و شوخی به نظر برسد اما به پایان فیلم متصل است، «تنگه ابوقریب» قرار نیست قصه و داستانک های جدا و متفاوت از هم داشته باشد، لحظاتی از مشکلات شخصی آدمهایش دارد اما بسیار کوتاه، زیرا رسالتش بیان روزهای ایستادگی در تنگه وحشتناک ابوقریب است، آنقدر این ماجرا بستر روایت تصویری فوق العاده ای دارد که احتیاجی به حضور یک قصه و گره خوردنش به آن را نمی بینی و در واقع قصه همان عملیات آزادسازی تنگه است و هیچ درام دیگری جز ایستادگی، ایثار و عطش آن لحظات قرار نیست روایت شود.

aboughoraib2

توکلی با «تنگه ابوقریب» جرئت بسیاری در به نمایش کشیدن تصاویر تکان دهنده و تلخ جنگ از بمب شیمیایی و آوارگی مردم و کودکان به خرج می دهد و همچون آثار سابق بر این کارنامه اش که او را یک فیلمساز اجتماعی احساس گرا و پر از تصاویر کلوزآپ و مدیوم می دانند این تصاویر تلخ را به محدوده تنگ تر و درشت شده کلوزآپ و مدیوم شاتهایش می آورد تا تلخی جنگی را که علی «شخصیت نوجوان اصلی فیلم» در پی آن است ببیند، علی جوان عکاس است اما در واقع او به مثابه چشمان و حافظه بصری نسل آینده است ، نمی تواند عکس ماندگاری بگیرد اما تمام تصاویر تلخ و شیرین خلیل، مجید و حسن و در خون غلتیدنشان را در ذهن و سینه‌اش ضبط می کند و آنچنان برای گروهش مهم است که آنها حاضرند جان خود را بدهند اما خط و ترکشی روی قهرمان آینده و راوی خاطراتشان برای آیندگان در آن میدان سنگین پر از شلیک توپ و خمپاره و گلوله و تانک نماند.

توکلی سکانس های فوق العاده‌ای از جنگ ساخته است، ضرباهنگ فیلمش خدارا هزار مرتبه شکر افت نمی کند و جنگ و آتشش مدام جریان دارد، در بیش از نود درصد از تصاویرش هیچ اثری از دشمن نمی بینی و دشمن فقط توپ و خمپاره است و ناجوانمردانه می‌جنگد آن هم به سبک جدیدی از روایت فیلم های جنگی در سینمای جهان در آثاری چون دانکرک کریستوفر نولان و سه‌تیغ اره ای مل گیبسون و به خوبی خود را همطراز این اثار نشان می دهد و از پتانسیل فضا و محیط «لوکیشن» به خوبی استفاده می کند، تصاویرش اغلب در نور عادی و اصلی روز روایت می شوند و کارگردان کوشیده است تا برخی تصاویرش را مستندوار تهیه کند تا نوستالژی و بازسازی ذهنیت های نسل گذشته باشند، از تمام این ها که بگذریم فیلم سه بازی فوق العاده از سه بازیگر فوق العاده قدرتمندش دارد، حمیدرضا آذرنگ، امیر جدیدی و جواد عزتی که همگی فراتر از حد تصور و گذشته خود هستند و چنان بی نظیر با ضرب‌آهنگ فیلم سازگار شده‌اند و با پلان های پایانیشان تکامل شخصیتشان در اثر توکلی به وقوع می پیوندد، پلان‌هایی که عکس‌هایی فوق العاده و ماندگار هستند از این سه هنرپیشه و بهرام توکلی، همچنین پلان پایانی که علی را در سیمای یک قهرمان جنگی قهرمان و پیروزمندانه به تصویر می کشد، توکلی با «تنگه ابوقریب» ثابت می کند که فیلمسازی را بلد است و ژانر و تغییراتش هیچ تاثیری بر هنرمندی او نمی‌گذارند.